برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1464 100 1

سپندار

معنی سپندار در لغت نامه دهخدا

سپندار. [ س ِ پ َ ] (اِ) شمع باشد که معشوق پروانه است. (برهان ). شمع است که شب ها برافروزند. (آنندراج ). || مخفف اسپندار و آن بودن نیر اعظم باشد در برج حوت. (برهان ) (آنندراج ). مدت ماندن آفتاب بر برج حوت که فارسیان اسفندار و اسپندار و سفندار نیز گویند. (شرفنامه ٔ منیری ). رجوع به اسپندارمذ و سپندارمذ شود.

سپندار. [ س ِ پ َ ] (اِخ ) نام پسر گشتاسب. (برهان ). نام پسر گشتاسب شاه ایران که آن را سفندیار و سپندیار گویند. (آنندراج ). رجوع به سپندیار و اسپندار و اسفندیار و سفندیار شود.

معنی سپندار به فارسی

سپندار
اسپندارمذ
نام پسر گشتاسب نام پسر گشتاسب شاه ایران که آنرا سفندیار و سپندیار گویند

معنی سپندار در فرهنگ فارسی عمید

سپندار
= اسپندارمذ

سپندار را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شیدا
عاشق ، شیفته

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• دکتر سپندار   • مذگان چیست   • معنی سپندار   • سپندارمذگان چه روزی است؟   • سپندار مذگان   • روز عشق ایرانی چه روزی است؟   • اسم سپندار   • معنی مذگان   • مفهوم سپندار   • تعریف سپندار   • معرفی سپندار   • سپندار چیست   • سپندار یعنی چی   • سپندار یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سپندار
کلمه : سپندار
اشتباه تایپی : s~knhv
عکس سپندار : در گوگل

آیا معنی سپندار مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )
شبکه مترجمین ایران