برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1466 100 1

سپر

/separ/

مترادف سپر: اسپر، درق، درقه، مجن، محافظ، ضربه گیر، حائل، مانع، حفاظ

معنی سپر در لغت نامه دهخدا

سپر. [ س ِ پ َ ] (اِ) پهلوی «سپر» ، سانسکریت فلکه فرا (سپرارمنی عاریتی و دخیل «اسپر» . اسپر. آلتی فلزی و مدور که بهنگام حمله ٔ دشمن آن را محافظ اعضاء بدن قرار می دادند. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). معروف است و به عربی جُنّه گویند. (برهان ). ترجمه ٔ جنه و تُرْس. (آنندراج ): جُنان. جنانه. جُنّه. مِجَن ّ. جَرد. دَرَقة. عَجوز. فَرض. (منتهی الارب ) : و سلاحشان [ سلاح صقلابیان ] سپر و زوبین و نیزه است. (حدود العالم ).
همان ترکش و تیر و زرین سپر
یکی بنده ٔ گرد پرخاشخر.
فردوسی.
ز دیبای زربفت و تاج و کمر
همان تخت زرین و زرین سپر.
فردوسی.
ز بس گونه گونه سنان و درفش
سپرهای زرین و زرینه کفش.
فردوسی.
بسیار نثار و هدیه آورده بود از سپر. (تاریخ بیهقی ). قریب سی سپر بزر و سیم دیلمان و سپرکشان در پیش اومیکشیدند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 133).
در سپر ماه راند تیغ زراندود مهر
بر کتف کوه دوخت دست سپیده غبار.
خاقانی.
او که در این پایه هنرپیشه نیست
از سپر و تیغ وی اندیشه نیست.
نظامی.
مه سپر مهر کلاخود و کمان قوس و قزح
ناوکت تیر و سماکست و سها نیزه گذار.
نظام قاری (دیوان ص 13).
- زرین سپر؛ کنایه از آفتاب است :
ای پسربنگر بچشم دل در این زرین سپر
کو ز جابلقا سحرگه قصد جابلسا کند.
ناصرخسرو.
- سپر بر سپر بافتن ؛ دوشادوش یکدیگر رفتن. سپرها پیش رو گرفتن و رو بدشمن نهادن :
سواران دشمن چو دریافتیم
پیاده سپر بر سپر بافتیم.
سعدی (بوستان ).
- سپر بر کتف دوختن ؛ کنایه از سپر استوار کردن بر کتف. (آنندراج ) :
فرنجه چو دید آن چنان دست و زور
سپر بر کتف دوخت چون پرّ مور.
نظامی (ازآنندراج ).
- سپر بستن ؛ مقاومت کردن. آماده شدن برای جنگ. پایداری کردن در جنگ :
گر عاشقی و لذت پیکانت آرزوست
در جلوه گاه سخت کمانان سپر مبند.شانی ت ...

معنی سپر به فارسی

سپر
آلتی که برای دفاع ازخوددرجنگ بکارمیبردند، و آنراازپوست گاومیش یاکرگدن یاازفلزمیساختند
در ترکیب به معنی سپرنده ( طی کننده نوردنده ) آید : پی سپر رهسپر .
در شیر کوه گیاهی است از نوع سرخس
[pick] [ورزش] در بسکتبال، نوعی سد که در آن مهاجم بین حریف و هم تیمی دارای توپ خود قرار می گیرد
[bumper] [قطعات و اجزای خودرو، مهندسی بسپار] سازه ای افقی در جلو و عقب خودرو که نقش ضربه گیر را در هنگام برخورد خودرو با اجسام خارجی ایفا می کند
[Scutum, Sct, Shield] [نجوم] پنجمین صورت فلکی کوچک آسمان که در ناحیۀ استوایی و بین دو صورت فلکی قوس و عقاب قرار دارد
[shield] [فیزیک] 1. محفظه ای فلزی که وسیلۀ الکترومغناطیسی را در آن قرار می دهند تا از برهم کنش الکترومغناطیسی با میدان های وسایل دیگر جلوگیری شود 2. مادۀ جذب کننده ای که در اطراف واکنشگاه/رآکتور هسته ای قرار می گیرد تا از نشت تابش های هسته ای جلوگیری شود متـ...
کنایه از آفتاب عالمتاب
در حال تسلیم شدن دست از جنگ کشیدن
۱ - ( مصدر ) انداختن سپر بر زمین . ۲ - ( مصدر ) هزیمت کردن گریختن . ۳ - عاجز شدن . ۴ - تسلیم شدن . یا سپر افکندن بر آب . زبون شدن فروتنی کردن .
[buffer stop, bump stop] [حمل ونقل ریلی] نوعی سازۀ ریلی که در انتهای خط آهن قرار می گیرد و مانع خروج وسیلۀ نقلیه از انتهای خط می شود
۱ - ( مصدر ) انداختن سپر بر زمین . ۲ - ( مصدر ) هزیمت کردن گریختن . ۳ - عاجز شدن . ۴ - تسلیم شدن . یا سپر افکندن بر آب . زبون شدن فروتنی کردن .
شجاع دلیر جنگجو
کنا ...

معنی سپر در فرهنگ معین

سپر
(س پَ) [ په . ] (اِ.) ابزاری جنگی از جنس فلز یا چرم که برای سالم ماندن از ضربات شمشیر و نیزه از آن استفاده می کردند. ، ~ بلای کسی شدن کنایه از: خطر یا دشواری مربوط به او را پذیرفتن .
( ~ . اَ کَ دَ) (مص ل .) تسلیم شدن .
( ~. سِ پَ)۱ - (ص فا.)رونده ، سالک . ۲ - (ص مف .) پایمال شده ، لگدکوب شده .

معنی سپر در فرهنگ فارسی عمید

سپر
۱. = سپردن sepo(a)rdan
۲. سپرنده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): ره سپر، پی سپر.
۱. آنچه از فلز به شکل میله، نوار یا تخته درست می کنند و برای مقاومت یا محافظت در جلو چیز دیگر قرار می دهند: سپر ماشین.
۲. آلتی صفحه ای از جنس چرم یا فلز که در جنگ ها برای جلوگیری از ضربه خوردن به سروسینه استفاده می شود.
* سپر آتشین: [قدیمی، مجاز] آفتاب، زرین سپر.
* سپر انداختن: [قدیمی، مجاز] سپر افکندن، شکست خوردن و دست از مبارزه برداشتن و تسلیم شدن: چند چو پروانه پر انداختن / پیش چراغی سپر انداختن (نظامی۱: ۴۱)، نه هر جای مرکب توان تاختن / که جاها سپر باید انداختن (سعدی: ۳۵).
* سپر بر آب افکندن: [قدیمی، مجاز]
۱. زبون شدن، عاجز شدن.
۲. از پیش خصم گریختن.
۳. تسلیم شدن: گر به طوفان می سپارد ور به ساحل می برد / دل به دریا و سپر بر روی آب افکنده ایم (سعدی۲: ۵۲۰).
= سپردن sepordan
۱. پی سپار، پی سپرده، لگدکوب، پایمال: حافظ سر از لحد به در آرد به پای بوس / گر خاک او به پای شما پی سپر شود (حافظ: ۴۵۸ حاشیه).
۲. (صفت فاعلی) پی سپرنده، پی سپار، رونده.
* پی سپر کردن: (مصدر متعدی) = پی سپار * پی سپار کردن
آن که طی طریق می کند، رونده.

سپر در دانشنامه اسلامی

از جمله کارهایی که در جنگ ها اتفاق می افتد استفاده از سپر انسانی است که به توضیح آن می پردازیم.
سپر قرار دادن افراد در جنگ را سپر انسانی می گویند.
تعریف سپر انسانی در اصطلاح
سپر انسانی که از آن به «تترّس» تعبیر می شود، به معنای سپر قراردادن انسانها در جنگ برای جلوگیری از پیشروی دشمن است.
احکام سپر انسانی
از احکام آن در باب جهاد سخن گفته اند.حکم: سپر قرار دادن افرادی که کشتن آنان جایز نیست، حرام است.
← سپر قرار گرفتن بعضی از کفار توسط خودشان
...
نَفَق، ایجاد سوراخى در زمین است که راه رهایى داشته باشد -همانند سوراخ موش -
سوگند، سپر منافقان، در پنهان نگه داشتن نفاق شان:۱. اتَّخَذُوا أَیْمانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ ...
مجادله/سوره۵۸، آیه۱۶.    
پنهان شدن منافقان، در زیر سپر سوگند، به جهت منحرف کردن مردم از راه خدا:اتَّخَذُوا أَیْمانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ ....
مجادله/سوره۵۸، آیه۱۶.    
پنهان شدن منافقان در زیر سپر سوگند، به جهت بازداشتن مردم از راه خدا، موجب عذاب خوارکننده براى آنان:اتَّخَذُوا أَیْمانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ فَلَهُمْ عَذابٌ مُهِینٌ.
مجادله/سوره۵۸، آیه۱۶.    
...

سپر در دانشنامه ویکی پدیا

سپر
سِپَر نام جنگ افزاری دفاعی است که در گذشته جنگجویان برای پاسداری از خود در گرماگرم نبرد از آن بهره می برده اند.
۱۷۵۰-۱۶۰۰ ق.م : جنگجویان مایسنی از سپرهایی از جنس چوب و پوست حیوان استفاده کردند.
۴۸۰ق.م: پیاده نظام یونانی سپرهای مفرغی و چوبی را به کار بردند.
۴۰۰ق.م: قطعات مربوط به سپرهای سلتی را در انگلستان پیدا کردند.
۳۰۰ ق.م: جنگاوران رومی با سپرهای ساخته شده از پوست و ترکه مجهز شدند.
۱۰۰۰-۱۲۰۰ میلادی: جنگجویان نورمنی و اسکاندیناوی از سپرهایی استفاده کردند که به شکل قطره اشک ساخته شده بود.
سپر در زبان پهلوی به ریخت spar بوده و با واژه های سانسکریت phalaka و phara که به همین معناست همریشه می باشد. این واژه به ارمنی هم راه یافته و در این زبان به ریخت اَسپَر درآمده است.
Ceremonial shield with mosaic decoration. آزتک ها or Mixtec, AD 1400-1521. In the موزه بریتانیا
عکس سپر
سپر جنگ افزاری دفاعی در قدیم بوده است.
سپر (خودرو)، بخشی از بدنهٔ یک خودرو در جلو و پشت آن
سپر (صورت فلکی)
سپر (زمین شناسی)، سرزمین های بسیار قدیمی که به صورت پیچیده و درهم بوده و در مقیاس وسیع حالت تحدب دارند
سپر همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
سپر (به انگلیسی: Bumper) عبارت است از بخشی از بدنه یک خودرو که در جلو و پشت آن قرار دارد. دلیل طراحی این بخش در خودروها ایجاد ایمنی در آن و عدم خوردن ضربه به خودرو می باشد. البته در تصادف هایی که در سرعت بالا رخ می دهد این بخش قادر به مهار خسارت ها نیست. اما به میزان زیادی این خسارت ها را کاهش می دهد. در بسیاری از کشورها از لحاظ قانونی وجود سپر در وسایل نقلیه اجباری می باشد. سپر در دسته ایمنی – تزیینی خودرو قرار می گیرد.
در مرحله تزریق پلاستیک اگر نیاز به اضافه کردن ترکیبات دیگر باشد صورت می گیرد و همین طور اضافه کردن ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

سپر در دانشنامه آزاد پارسی

سِپَر
سِپَر
ابزاری صفحه مانند و معمولاً مدور از چوب یا فلز. روی آن را با چرم می پوشاندند و در جنگ ها برای دفع ضربۀ شمشیر و نیزۀ دشمن به کار می رفته است. شکل و جنس سپر در دوره های گوناگون متفاوت بوده است. در دورۀ هخامنشی سه نوع سپر وجود داشت: ۱. سپرهایی از نی و بسیار بلند که با آن دیواری در برابر دشمن پدید می آوردند و پیشروی می کردند. این نوع سپر هم در میدان نبرد و هم در میان نگهبانان کاخ های شاهی به کار می رفت. روی آن نقش و نگارهایی کشیده می شد و پشت آن را با پوست می پوشانیدند؛ ۲. سپرهای فلزی یا چرمی به شکل بیضی که فقط قسمت بالاتنه را محفوظ می کرد. این سپرها محدب بود و در وسط آن ها دایره ای با چهار دایرۀ کوچک تر برجسته دیده می شد که در سپرهای با روکش چرم این قسمت از فلز بود تا مقاومت سپر را در برابر جنگ افزارهای دشمن افزایش دهد. روی چهار گودی نیز قبه ها و گل میخ های فلزی، که زرین، سیمین یا مفرغی بودند، قرار داشت که علاوه بر استحکام سپر آن را زیباتر می کرد. سپرهای چرمی کناره هایی پهن و فلزی داشتند که در دوسوی میانۀ آن ها، نزدیک به لبه، دو بریدگی کوچک گرد، به نام مَزغَل، پدید می آوردند تا سربازی که خود را در پناه سپر می کشید بتواند از آن روزنه ها جابه جا شدن دشمن را بپاید و به موقع از شمشیر یا نیزۀ خود استفاده کند. ساخت این مزغل ها از ابتکارات ایرانیان دورۀ هخامنشی بود؛ ۳. سپرهای بعدی از ترکه های بید یا جَگَن یا شاخه های درخت ارژن بافته شده و شکلی گرد و سبدی داشته که پشت آن را با پوست می پوشاندند. سپرهای دورۀ صفوی از پوست گاومیش یا کرگدن یا از فولاد ساخته می شود. شکل آن ها گرد بود وگل میخ هایی برای زینت و استحکام بر آن می کوبیدند. سپرها را با کلاه خود و بازوبندها و ساق بندها یک دست می کردند و آرایش و کنده کاری های آن ها هماهنگ و یکسان بود. سپرها از پشت دستگیره ای چرمی داشت که در جنگ آن را در دست می گرفتند یا در بازو می انداختند. از نظر اندازه سپرها دو نوع بودند: سپرهای بزرگ که تن سربازان را در برابر تیر و نیزه و شمشیر محافظت می کرد و سپرهای کوچک که فقط هنگام شمشیربازی به کار می رفت و هنوز هم به کار می روند. ظاهراً «سپرکشیدن» یکی از تشریفات درباری بوده، یعنی هنگام حرکت بزرگان به جایی، در جلو آن ها، عده ای غلام یا سپاهی، سپر به دست حرکت می کردند. ...

ارتباط محتوایی با سپر

سپر در جدول کلمات

سپر
جنه
از شرکت های مانند «رایتون» که مسوولیت ساخت سپر دفاع موشکی آمریکا را بر عهده دارد
بویینگ
از شرکت هایی که مسوولیت ساخت سپر دفاع موشکی آمریکا در اروپا را بر عهده دارند•
رایتون

معنی سپر به انگلیسی

buckler (اسم)
سپر ، سپر کوچک
aegis (اسم)
حمایت ، ظل ، سپر ، حفاظت
shield (اسم)
حامی ، سپر ، پوشش ، حفاظ ، تخته ، محفظه ، پوشش محافظ
bumper (اسم)
سپر ، ضرب خور ، سپراتومبیل ، چیز خیلی بزرگ ، ساتگینی
fender (اسم)
سپر ، پیش بخاری ، حایل ، گلگیر ، ضربه گیر
buffer (اسم)
سپر ، حائل ، میانگیر ، فنر ، استفاده از میانگیر ، ضربت خور ، ضرب خور
shock absorber (اسم)
سپر ، ضد ضربه ، فنر ، ضرب خور ، کمک فنر ، تکانگیر
screen (اسم)
سپر ، پرده ، سرند ، غربال ، دیوار ، خمار ، پرده سینما ، صفحه تلویزیون ، تور سیمی ، تخته حفاظ ، پنجره توری دار
targe (اسم)
سپر
escutcheon (اسم)
سپر ، سپرحاوی نشان خانوادگی ، سپرارمدار
scutcheon (اسم)
سپر ، سپرحاوی نشان خانوادگی

معنی کلمه سپر به عربی

سپر
حاجز , سياج

سپر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری به معنی
نگهبان.پناه گاه
Separ
علی باقری
سپر بر آب افکندن: زبون شدن
چون سپر انداختن آفتاب
گشت زمین را سپر افکن بر آب
یعنی خورشید با غروب خود در مقابل زمین زبون شد.
شرح مخزن الاسرار نظامی،دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲،ص۲۵٠.
علی باقری
سپر: سپردر پهلوی سْپر spar بوده است.
((که هر بامدادی ،چو زرّین سپر
ز مشرق بر آرد فروزنده سر.))
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 201 )

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• دانلود موزیک ویدیو سپر از حامد زمانی   • سپر حامد زمانی آپارات   • دانلود کلیپ سپر حامد زمانی   • موزیک ویدیو حامد زمانی سپر   • سپر حامد زمانی تصویری   • دانلود اهنگ سپر حامد زمانی   • دانلود نماهنگ سپر حامد زمانی   • متن سپر حامد زمانی   • معنی سپر   • مفهوم سپر   • تعریف سپر   • معرفی سپر   • سپر چیست   • سپر یعنی چی   • سپر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سپر
کلمه : سپر
اشتباه تایپی : s~v
آوا : separ
نقش : اسم
عکس سپر : در گوگل

آیا معنی سپر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )
شبکه مترجمین ایران