برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1525 100 1
شبکه مترجمین ایران

سووشون

سووشون در دانشنامه ویکی پدیا

سووشون
آبراهامیان، یرواند (۱۳۸۴). ایران بین دو انقلاب. ترجمه احمد گلمحمدی و محمدابراهیم فتاحی. تهران: نشر نی. شابک ۹۶۴-۳۱۲-۳۶۳-۴.
ابراهیمی، نادر (۱۳۹۶). براعت استهلال، یا خوش آغازی بر ادبیات داستانی. تهران: نشر روزبهان. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۱۷۴-۰۷۰-۱.
اسپراک من، پال (بهار ۱۳۷۰). «نقد و بررسی کتاب». ایران شناسی. پایگاه مجلات تخصصی نور (۹): ۱۹۴ تا ۱۹۸. بایگانی شده از اصلی در ۲۰ ژانویه ۲۰۱۹. دریافت شده در ۱۳ آذر ۱۳۹۶.
پاینده، حسین (بهار و تابستان ۱۳۸۱). «سیمین دانشور:شهرزادی مدرن». زبان و ادب پارسی. پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی (۱۵): ۵۷ تا ۸۲. بایگانی شده از اصلی در ۱۲ فوریه ۲۰۱۹. دریافت شده در ۲۲ بهمن ۱۳۹۷.
تلطف، کامران (۱۳۹۴). سیاست نوشتار، پژوهشی در شعر و داستان معاصر. مهرک کمالی (مترجم). نامک. شابک ۹۷۸۶۰۰۶۷۲۱۲۱۷. بایگانی شده از اصلی در ۲۸ ژانویه ۲۰۱۹.
تلطف، کامران (تابستان ۱۳۹۱). «داستان های سیمین دانشور‫: تمثیل هایی از تعهد، تقابل، و تعامل». ایران نامگ (۲ و ۳). بایگانی شده از اصلی در ۱۲ فوریه ۲۰۱۹. دریافت شده در ۲۲ بهمن ۱۳۹۷.
جمالی، لیلی؛ جوانمرد، راضیه (پاییز ۱۳۸۸). «مقایسهٔ نمودهای جنگ در رمان سووشون سیمین دانشور و رمان اسیر خشکیها اثر دوریس لسینگ در پرتو نقد زنانهٔ شوالتر». ادبیات تطبیقی. پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی (۱۱). بایگانی شده از اصلی در ۲۷ مارس ۲۰۱۹. دریافت شده در ۱۶ آبان ۱۳۹۶.
دری، نجمه؛ خیراندیش، سید مهدی (بهار و تابستان ۱۳۹۳). «مقایسه بازتاب فرهنگ عامه در آثار سیمین دانشور و احمد محمود» (PDF). دوفصلنامه فرهنگ و ادبیات عامه (۳). بایگانی شده از اصلی (PDF) در ۲۵ ژوئیه ۲۰۱۸. دریافت شده در ۳ مرداد ۱۳۹۷.
دستغیب، عبدالعلی (اسفند ۱۳۷۲). «سیمین دانشور و رمان سووشون». ادبیات داستانی. پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی (۱۷). بایگانی شده از اصلی در ۲۸ ژانویه ۲۰۱۹. دریافت شده در ۸ بهمن ۱۳۹۷.
دهباشی، علی (۱۳۸۳). بر ساحل جزیره سرگردانی (جشن نامه دکتر سیمین دانشور). به کوشش علی دهباشی. تهران: انتشارات سخن. شابک ۹۶۴-۳۷۲-۰۶۶-۷.
رنجبر، ابراهیم (بهار ۱۳۹۱). «جنبه های نمادین رمان سووشون». فنون ادبی. دانشگاه اصفهان (۱ (دوره ۴)). بایگانی شده از اصلی در ۲۰ ژانویه ۲۰۱۹. دریافت شده در ۳۰ دی ۱۳۹۷ ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

سووشون در دانشنامه آزاد پارسی

سووَشون
رمانی با زاویۀ دید بیرونی، نوشتۀ سیمین دانشور، به شیوۀ راوی دانای کل محدود (← راوی)، در ۱۳۴۸ ش. داستان که از دید زنی به نام زری روایت می شود، در بازنمایی دنیای زنان، اثری موفق به شمار می رود. تضادی که رمان براساس آن شکل گرفته است، دو وجه دارد: وجهی که بر تلاش بی نتیجۀ زری، برای حفظ آرامش خانه در دوره ای بحرانی متکی است؛ بخشی هم به مبارزۀ همسر او، یوسف، با بیگانگان و عوامل داخلی آن ها اختصاص دارد. همین بخش است که به رمان جنبه ای رمزی ـ سیاسی و اسطوره ای می بخشد. سووشون را آغازگر فصلی تازه در تاریخ داستان نویسی ایران دانسته اند. ترجمۀ انگلیسی این اثر به قلم محمدرضا قانون پرور منتشر شد (امریکا، ۱۹۹۰).

نقل قول های سووشون

سووشون نام رمانی از سیمین دانشور نویسندهٔ ایرانی است.
• «ای ایرلند، ای سرزمین نواده های آریایی، من شعری برای یک درخت که در خاک تو باید بروید گفته ام. نام این درخت، درخت استقلال است.» -> فصل یک
• «بعضی آدم ها عین یک گل نایاب هستند، دیگران به جلوه شان حسد می برند. خیال می کنند این گل نایاب تمام نیروی زمین را می گیرد.» -> فصل یک
• «یوسف تا چشمش به نان افتاد گفت:- گوساله ها، چه طور دست میرغضبشان را می بوسند!» -> فصل یک
• «دوقولوها، مینا و مرجان مثل دوتا گنجشک جیرجیر می کردند و دور میز صبحانه می پلکیدند. برای به دنیا آوردن آن ها و برادرشان خسرو بود که زری نذر کرده بود، هرشب جمعه برای زندانی ها و دیوانه های دارالمجانین نان و خرما ببرد.» -> فصل دو
• «این ها که گفتید به خوی ما نمی خواند. ما آزاد زندگی کرده ایم، طبیعت همیشه دم دستمان بوده. در کوه و کمرش که اسب رانده ایم، در دشتش که اتراق کرده ایم، زیر آسمانش که چادر زده ایم. نمی شود ما را در خانه زندانی کرد.» -> فصل چهارم
• «سهراب گفت:- خانم زهرا که غریبه نیستند. باید انتقام می گرفتیم. تاکی بکِشیم؟ آن عفو عمومی شان، که بعد زیرش زدند و چه جور هم زیرش زدند. راست آمدند چپ رفتند.» -> فصل چهارم
• «یوسف نیِ قلیان را گذاشت زیر لبش و گفت:- خودتان هم وضع فعلی را ترجیح می دهید. اگر خود شما کمک می کردید - شاید کار اسکان به جائی می رسید. اما عزیزم شما عادت کرده اید به دوشیدن رعیت هایتان. برای شما افرادتان آدم نیستند. با گوسفندهاتان فرقی ندارند. هردو را چکی می فروشید.» -> فصل چهارم
• «مک ماهون رو به زری ادامه داد: خوب که فکرش را می کنم می بینم همهٔ ما در تمام عمرمان بچه هایی هستیم که به اسباب بازی هایمان دل خوش کرده ایم. وای به روزی که دلخوشی هایمان را از ما می گیرند، یا نمی گذارند به دلخوشی هایمان برسیم. بچه های مان، مادرهای مان، فلسفه های مان… مذهبمان…» -> فصل پنجم
• «وای چه ولزاریاتی! بی بی ام در یک اتاق دودری، روی یک حصیر پاره، روی یک لحاف شرنده جان می کند؛ و از گرما هی می گفت سوختم! نه سردابی نه آب خنکی.» -> فصل ششم
• «خود حاج آقایم می گفت: مسجد و درسم را که ازم گرفته اند، در کارهای دیگر هم استغفرالله، ن ...

سووشون را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مجتبی عیوض صحرا
سَووَشون-واژه اوستایی
سیاه(سیا) به اوستایی: سَیوَه(سَو)
وَش: پسوند همانندی یا شباهت
وَشان >>> خودمونی شده >>> وَشون
گونه دیگر سیاوش در اوستا: سیاوَرِشن

اصطلاحی شیرازی-سیاوشان،زاری کردن در سوگ سیاوش،تعزیه سیاوش،مراسمی در شیراز که در سوگ سیاوش انجام می شود.
رسمی که بر اساس روایات ملّی و افسانه ای برای یادبود قتلِ سیاوش، چهرۀ افسانه ای و اسطوره ای شاهنامه در ایران برپا می داشته اند.
این رسم در سده های اوّلیّه اسلامی در شهرهایی مثل بخارا برپا داشته می شده است.
این موضوع با کمک از کتابِ جویبار لحظه ها،نوشته: دکتر محمّدجعفر یاحقی برگرفته شده است!
محمد
این که کلمه بومی شیرازی است که از اسم سیاووش گرفته شده است و به لفظ آنجا قرائت می شود و این به معنی عزا داری برای سیاوش نامدار فرزند کاووس شاه ایران که به نا حق کشته شد (سر بریده شد) و قبل از آن نیز به اتهامی که نامداریش به او زده بود برای اثبات حقانیت از گذر آتشین با اسب خود عبور کرد
Pari
سووشون در فرهنگ لر زبانان جنوب ایران که شامل شیراز و کهگلویه و بویراحمد و بختیاریهای خوزستان میشود یعنی تاریک و عزادار.لر زبانان بهمئی و بختیاریها سوشوهون تلفظ میکنند.
آرش
ناب ترین و اصیل ترین واژه ها و لغات را در فرهنگ و لهجه شیرین و اصیل ایل بهمئی گرمسیری بیابید .


من تحقیق کردم واژه های دست نخورده کهن آریایی . زنده باد حافظان فرهنگ و ادب و تمدن
بافری
اثاری همچون این کتاب که واژه های ناب ایرانی بالاخص شیرازی در آن فراوان بچشم میاید.ای کاش غرهنگستان زبان فارسی توجه بیشتری به این واژه ها داشته باشد که براستی فرهنگ گمشده ایرانی است
آریا
سووشون یعنی سوگ سیاوش
موسی الرضا
در زبان ترکی اطراف سلطانیه و زنجان؛ بمعنای دشنام دهید، همدیگر را شماتت کنید.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی سووشون   • مفهوم سووشون   • تعریف سووشون   • معرفی سووشون   • سووشون چیست   • سووشون یعنی چی   • سووشون یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سووشون

کلمه : سووشون
اشتباه تایپی : s,,a,k
عکس سووشون : در گوگل

آیا معنی سووشون مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )