برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1436 100 1

سوری

/suri/

مترادف سوری: گل سرخ، گل محمدی، منسوب به سور، بزمی، بزم رو، سورچران، مدعو به عروسی، اهل سوریه

معنی اسم سوری

اسم: سوری
نوع: دخترانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: suri) (در قدیم) (در گیاهی) گل سرخ، (به مجاز) سرخ رنگ - گل سرخ

معنی سوری در لغت نامه دهخدا

سوری. (اِ) نوعی از ریاحین سرخ است. (برهان ). ورد. نوعی از گل سرخ و بسیار خوشبو که آنرا گل محمدی نیز گویند. (ناظم الاطباء). نام گلی است سرخ رنگ و هر گل و لاله که سرخ باشد سوری گویند. (غیاث اللغات ). گل سرخ چون لاله و مانند آن. (فرهنگ رشیدی ) :
باغبان برگرفته دل بماه دی ز گل
پر کند هر بامدادی از گل سوری کنار.
فرخی.
بر فرق شما آب گل سوری بارم
یا جام جوانی بهم اندر بگسارم.
منوچهری.
آمده نوروز ماه با گل سوری بهم
باده ٔ سوری بگیر بر گل سوری بچم.
منوچهری.
چون روی منیژه شد گل سوری
سوسن بمثل چو خنجر بیژن.
ناصرخسرو.
ماه را در نقاب کافوری
بسته چون در سمن گل سوری.
نظامی.
سنبل نشانده بر گل سوری نگه کنید
عنبر فشانده گرد سمن زار بنگرید.
سعدی.
حرفهای خط موزون تو پیرامن روی
گویی از مشک سیه بر گل سوری رقمند.
سعدی.
گه از برگ گل سوری کنی در بوستان توده
گه از شاخ گل خیری کنی در گلستان خرمن.
جوهری هروی.
غنچه ٔ گلبن وصلم ز نشیمن بشکفت
مرغ خوشخوان طرب از برگ گل سوری کرد.
حافظ.
|| گلی باشد که آنرا به پیکان تشبیه کرده اند. (برهان ) (ناظم الاطباء). || شادی. خوشحالی. (برهان ). شادی. خوشحالی. خرمی.(ناظم الاطباء).
- چهارشنبه سوری ؛ شب چهارشنبه ٔ آخر سال شمسی بدین نام است. چهارشنبه ٔ آخر سال شمسی که به شب آن عصر سه شنبه در خانه ها آتش افروزند و بر آتش گذرند تفأل را برای سعادت در سال نو. (یادداشت بخط مؤلف ) :... که چون شب سوری چنانکه عادت قدیم است آتشی عظیم افروختند، پاره ای آتش بجست و سقف سرای درگرفت. (تاریخ بخارای نرشخی ص 32). رجوع به چارشنبه سوری شود.
|| رنگ سرخ. (برهان ) (ناظم الاطباء) (غیاث ) :
می سوری بخواه کآمد رش
مطربان پیش دار و باده بکش.
خسروی.
نرگس بر پشت رود باربدی زد سرود
وز می سوری درود سوی بنفشه رسید.
کسایی.
از باغ باد بوی گل آورد بامداد ...

معنی سوری به فارسی

سوری
سیف الدین بن عزالدین حسین از پادشاهان غور که در غور و غزنین از ۵۴۳ تا ۵۴۴ ه. ق . حکومت کرد و بهرامشاه او را در سال ۵۴۴ ه.ق . بکشت .
سرخ رنگ، گل سرخ، گل محمدی، می سوری:شراب
( اسم ) گل محمدی .
سیف الدین سوری برادر ملک قطب الدین و سلطان علائ الدین غوری از سلاطین غور است که جانشین برادر خود ملک فخر الدین شد
فرمانروای غور بوده و در جنگی با محمود سبکتکین مغلوب شده
طایفه از ایلات کرد ایران
معاصر سلطان محمود و امیر غور بود
نام طایفه از مردم داهی از سکاها بگفته استرابون
آخرین چهارشنب. اسفند ماه هر سال ٠ شمسی که ایرانیان در شب آن چهار شنبه جشن چار شنبه سوری میگیرند و آداب و رسوم خاصی را در آن شب بر گزار میکنند ٠ جشن چار شنبه سوری که از جشن های ملی و باستانی ایرانیانست و هنوز در بسیاری از شهرها و روستاهای ایران شب این روز را بطرزی خاص جشن میگیرند ٠ توپ مروارید : در میدان ارگ طهران توپ کهن سالی بود که مدت صد سال بر فراز صفه ای جا گرفته بود و چون پیران زمین گیر از جای خود نمی جنبید شبهای چهار شنبه سوری زنان و دخترانی که حاجتی داشتند مخصوصا آن زنانی که در آرزوی شوی بودند از آن توپ بالا میرفتند و بر فراز آن دمی می نشستند و از زیر آن میگذشتند و در بر آوده شدن آرزوی خود شک نداشتند و بچه های شیر خوار را که باصطلاح (( نحسی )) میکردند یا ریسه میرفتند از زیر توش مروارید وسر در نقاره خانه میگذراندند . این توپ را توپ مروارید مینامیدند و افسانهای گوناگون در حق آن میگفتند . آتش افروختن : زیبا ترین و شاید قدیمترین آداب چهار شنبه سوری آتش افروختن و جستن از آن و شادی کردن در کنار آتش است . کوزه شکستن : مردم طهران تا چند سال پیش که از سر در نقاره خاله بالا میرفتند کوزه ای آب ندیده با خود میبردند و از آنجا بزم ...

معنی سوری در فرهنگ معین

سوری
۱ - (اِ.)گل سرخ ، گل محمدی . ۲ - شراب سرخ .
(ص نسب .) نک سورچران .
( ~. شَ بِ) (اِمر.) غروب آخرین سه شنبه سال که در آن شب معمولاً هفت بوته آتش درست می کنند و به ترتیب از روی آن می پرند و می گویند: سرخی تو از من زردی من از تو.
( ~ ) (اِمر.) گل سرخ .

معنی سوری در فرهنگ فارسی عمید

سوری
= سورچران
۱. از مردم سوریه: ورزشکار سوری.
۲. تهیه شده در سوریه.
۳. (اسم، صفت نسبی) [قدیمی] = سریانی
۱. چیزی که به رنگ سرخ باشد، سرخ رنگ: آمده نوروزماه با گل سوری به هم / بادۀ «سوری» بگیر، بر گل سوری بچم (منوچهری: ۷۰).
۲. چهارشنبه سوری.
۳. (زیست شناسی) گل سرخ: آمده نوروزماه با گل «سوری» به هم / بادۀ سوری بگیر، بر گل «سوری» بچم (منوچهری: ۷۰).
= چهارشنبه سوری
جشن ایرانی که در شب پیش از آخرین چهارشنبۀ سال برگزار می شود و از جمله آیین های آن افروختن آتش و پریدن از روی آن است.

سوری در دانشنامه ویکی پدیا

سوری
سوری ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
اهل کشور سوریه یا چیزی وابسته به آن
سوری (نام گل)
سوری، بریتیش کلمبیا
سوری، کانزاس
سوری، داکوتای شمالی
سوری (بردسیر)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بردسیر در استان کرمان ایران است.
این روستا در دهستان کوه پنج قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.
مختصات: ۳۴°۳۸′۳۴″ شمالی ۴۸°۱۲′۲۶″ شرقی / ۳۴٫۶۴۲۷۸°شمالی ۴۸٫۲۰۷۲۲°شرقی / 34.64278; 48.20722
فهرست روستاهای ایران
سوری روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان تویسرکان در استان همدان ایران است.
این روستا در دهستان خرم رود قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۹۹ نفر (۳۴ خانوار) بوده است.
سوری (به انگلیسی: Souris) یک منطقهٔ مسکونی در کانادا است که در Kings County واقع شده است. سوری ۳٫۴۲ کیلومتر مربع مساحت و ۱٬۱۷۳ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای کانادا
سوری (به انگلیسی: SuRie) با نام اصلی سوزانا ماری کورک (زاده ۱۸ فوریه ۱۹۸۹) خواننده، ترانه سرا انگلیسی است.
او در یوروویژن ۲۰۱۸ نماینده بریتانیا بود.
سوری روستایی از توابع بخش سردشت شهرستان دزفول در استان خوزستان ایران است.
این روستا در دهستان امامزاده سیدمحمود قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۹ نفر (۴ خانوار) بو ...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با سوری

معنی سوری به انگلیسی

red rose (اسم)
سوری
syrian (اسم)
سوری ، اهل سوریه
syrian (صفت)
سوری ، اهل سوریه

سوری را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فریبا
Celebration
دنیز بایسال
سوری نام معلم ای فداکار ی بود بد اخلاق که در امریکا گینس گرفت
سوری
نامی خاص و کمیاب
من اسمم رو دوست دارم
مرضیه سوری
سوری :/suri/ سوری ( فارسی ) به معنی گل سرخ - گل محمدی - شادی و نشاط و خرمی . سوری :1- (در قديم) (در گياهي) گل سرخ؛ 2- (به مجاز) سرخ رنگ.اسم سوری مورد تایید ثبت احوال کشور برای نامگذاری دختر است .

سوری دخت : /s.-doxt/ سوری دخت (سوري دخت = دختر)، 1- دختر سرخ رنگ، دختري كه مثل گل سرخ است؛ 2- (به مجاز) زيبارو.
مرضیه سوری
سوریا : /suriyā/ سوریا : سوریا ( فارسی ) (سوري الف (اسم ساز))، سوري. سوریا به معنی گل سرخ - گل محمدی - شادی و نشاط و خرمی . سوریا (به مجاز) زيبارو . اسم سوری و سوریا مورد تایید ثبت احوال کشور برای نامگذاری دختر است .

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی سوری   • صوری   • سوری اردبیل   • شعر سوری   • سوری خانم   • شهر سوری   • آقای سوری   • سوری جهنمده بیتن گول   • مفهوم سوری   • تعریف سوری   • معرفی سوری   • سوری چیست   • سوری یعنی چی   • سوری یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سوری
کلمه : سوری
اشتباه تایپی : s,vd
آوا : suri
نقش : صفت
عکس سوری : در گوگل

آیا معنی سوری مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )