برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1436 100 1

سودا

/sowdA/

مترادف سودا: تجارت، دادوستد، معامله، تندخویی، تندمزاجی، عصبیت، اگزما، جرب، حکه، گری، اندیشه، خیال، مالیخولیا، وسواس، اشتیاق، عشق، هوس، میل شدید، میل، اندیشه بی حاصل، خیال باطل، دیوانگی، دلگیری، ملالت، نوعی نوشابه

معنی اسم سودا

اسم: سودا
نوع: دخترانه
ریشه اسم: ترکی
معنی: (تلفظ: so (w) dā) (عربی) (به مجاز) فکر، خیال، شور و شوق، (در قدیم) (به مجاز) علاقه ی شدید به کسی یا چیزی، عشق - عشق، سودا

معنی سودا در لغت نامه دهخدا

سودا. [ س َ ] (ع ص ) سیاه. (غیاث اللغات ) (آنندراج ).
- سودا بر سر زدن ؛ مرادف زیر کردن سیاهی. (آنندراج ) :
نیست امروز از جنون این شور و غوغا بر سرم
در حریم غنچه زد چون لاله سودا بر سرم.
صائب (از آنندراج ).
رجوع به سوداء شود. || (اِ) خرید و فروخت. (غیاث اللغات ). خرید و فروخت که دو کس با هم کنند و این ترکی است. (آنندراج ). تجارت. بیع و شری. (یادداشت بخط مؤلف ). معامله. داد و ستد. تبدیل. تعویض. (یادداشت بخط مؤلف ) :
تا گرفتاری تو در عقل لجوج
از تو این سودا همه سودا بود.
عطار.
گفت صوفی قادر است آن مستعان
که کند سودای ما را بی زیان.
مولوی.
روز اول رفت دینم در سر زلفین تو
تا چه خواهد شد در این سودا سرانجامم هنوز.
حافظ.
به دکان من آمدند و پرسیدند چه مقدار سودا کرده ای. (انیس الطالبین ص 137).
- سودای ترکانه کردن ؛ کنایه از معامله ٔ بی تکلف کردن. (آنندراج ).
- سودا بر هم خوردن ؛ بهم خوردن معامله است. (از آنندراج ) :
متاع دل بهر کس داده بودم بازمیگیرم
پریشان طره ای دیدم که برهم خورد سودایم.
ابوطالب کلیم (از آنندراج ).
- سودا بر هم زدن ؛ کنایه از معامله بهم زدن. (آنندراج ) :
رحم کن سودای ما بیچارگان برهم مزن
میتوان آخر بجانی بر سر یک مو گذشت.
طالب آملی (از آنندراج ).
- سودا بریدن ؛ کنایه از معامله را بهم زدن :
ما را ز نفع و سود تو سودابریده است
سودا بریده است و چه زیبا بریده است.
ملا قاسم مشهدی (از آنندراج ).
|| نام خلطی از اخلاط اربعه و در فارسی به معنی دیوانگی است و این مجاز است ، چرا که بسبب کثرت خلط سودا جنون پیدا میشود. (غیاث اللغات ) (آنندراج ) :
شگفت از آنکه همه مغز من محبت تست
چگونه داند غالب شدن بر او سودا.
مسعودسعد.
با واقعه ٔ عشقم و با حادثه ٔ هجر
در عشوه ٔ وسواسم و در قبضه ٔ سودا.
مسعودسعد.
و هرگاه که جگر گرمتر کفک او بیشتر باشد و گرمتر، آن ...

معنی سودا به فارسی

سودا
معامله، دادوستد، ریدوفروش، آب سودا، نوشابه گازدار، آب دارای اسیدکربنیک
۱ - ( صفت ) مونث اسود سیاه . ۲ - یکی از اخلاط چهار گانه که مقر آن طحال است . ۳ - مالیخولیا وسواس . ۴ - خیال فاسد . ۵ - دلگیر ی ملالت . ۶ - هوی و هوس میل شدید . ۷ - عشق . یا سر ( به کسر اول و تشدید یا تخفیف دوم ) و سودائ . اسرار و اندیشه های باطن : ای که انکار کنی عالم درویشانرا - تونه ( چه ) دانی که سودا و سر است ایشانرا ? ( بدایع سعدی چاپ کاویانی ص ۳ ) توضیح بعضی سر و سودا به فتح سین اول خوانند و صحیح نیست : جانم ز سر کون بسودا در اوفتاد دل زو سبق ببرد و بغوغا در اوفتاد ( عطار ) یا سودائ دل ( قلب ) دانه دل سویدای قلب .
سیاه خرید و فروخت
[پزشکی] ← اگزما
[ گویش مازنی ] /sodaa/ بیماری سودا چرب - چوب زدن و خودخوری ۳مشورت
( مصدر ) آرزوی دور و دراز و خیال باطل کردن .
( صفت ) ۱ - آن که مطیع هوی و هوس خویش است . ۲ - شهوت پرستی . ۳ - آنکه خیالات باطل کند .
عمل و حالت سودا پرست .
خیال و جنون دست دادن
( مصدر ) خیال فاسد کردن اندیشه بیهوده نمودن .
مکان سودا گری محل تجارت دارالتجاره سودا کده .
اندیشه و خیال کسی یا چیزی را داشتن راست آمدن سودا
حالت و کیفیت سودا زده .
( صفت ) ۱ - مالیخولیایی . ۲ - دیوانه مجنون . ۳ - عاشق .
...

معنی سودا در فرهنگ معین

سودا
(سَ یا سُ) (اِ.) داد و ستد، خرید و فروش .
(سُ) [ انگ . ] (اِ.) آب دارای گاز کربنیک .
(سَ یا سُ) [ ع . سوداء ] (ص .) ۱ - مؤنث اسود، سیاه . ۲ - یکی از اخلاط چهارگانه که جای آن طحال است . ۳ - وسواس . ۴ - مالیخولیا، وهم . ۵ - هوی و هوس . ۶ - عشق .
( ~ . پُ تَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) خیال باطل کردن .
( ~ . پَ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) خیال فاسد کردن .

معنی سودا در فرهنگ فارسی عمید

سودا
معامله، دادوستد، خریدوفروش.
۱. (طب قدیم) از اخلاط چهارگانۀ بدن.
۲. (طب قدیم) مرض مالیخولیا، فساد فکر، خیال بافی.
۳. [قدیمی، مجاز] عشق.
۴. (طب قدیم) جنون.
۵. [قدیمی، مجاز] هوا و هوس: روزی تر و خشک من بسوزد / آتش که به زیر دیگ سوداست (سعدی۲: ۳۲۹).
۱. نوشابۀ گازدار حاوی گازکربنیک.
۲. مادۀ قلیایی سفیدرنگ، بی بو و تلخ که در صنایع شیشه سازی و مواد غذایی به کار می رود، آب سودا.
پدیدآورندۀ خیالات خوش: عشق خوش سودا.

سودا در دانشنامه ویکی پدیا

سودا
سودا ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
سودا (نوشیدنی).
سودا (کتاب)
سودا (خلط ها)
ترکیبات سدیم:
سودا، یکی از خلط های چهارگانه (اخلاط اربعه) در طب سنتی اخلاطی بوده است..
منضج
طبیبان سنتی معتقد بودند غلبه خلط سودا در بدن باعث بروز عوارضی از جمله: لاغری، تیرگی پوست غلظت خون، مالیخولیا، سوزش دهانه معده، اشتهای کاذب و ... است.
سودا یا آب گازدار یا آب کربناته آبی است که در آن کربن دی اکسید ، تحت فشار حل شده باشد. آب گازدار یکی از مواد اولیه برای ساخت نوشابه های گازدار است..
ویکی انگلیسی
سودا معمولاً با آب میوه یا نوشیدنی الکلی مخلوط و مصرف می شود.
سودا(به یونانی: Σοῦδα)دانشنامه بزرگ بیزانسی ، مربوط به قرن دهم میلادی است که در باره دنیای مدیترانه باستان می باشد. سابق بر این ، تالیف این دانشنامه را به سویداس نسبت می دادند.
دانشنامه سودا ، دانشنامه ای واژگانی است که دارای ۳۰٬۰۰۰ مدخل می باشد و به زبان یونانی نگاشته شده است. تعدادی تصویر از منابع کهن نیز در کتاب موجود بوده که از بین رفته است. مطالب این دانشنامه از منابع مسیحی قرون وسطی اخذ شده است.
واژه سودا از واژه یونانی بیزانسی souids به معنای دژ یا قلعه نظامی مشتق شده است. نام دیگر این کتاب سویدا می باشد که ریشه آن بر می گردد به اشتباه اوستاتیوس که به غلط می پنداشت ، سویدا نام مولف این دانشنامه است.
سودا اسپرینگز(به انگلیسی: Soda Springs) شهری در شهرستان کاریبو ایالت آیداهو است که جمعیت آن در سرشماری سال ۲۰۱۰ میلادی ۳٬۰۵۸ نفر بوده است.
فهرست شهرهای آیداهو
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با سودا

سودا در جدول کلمات

سودا
معامله , خرید و فروش, داد و ستد
سودا ز کسب و تجارت
درامد
سودا و داد وستد
معامله

معنی سودا به انگلیسی

deal (اسم)
حد ، مقدار ، سودا ، اندازه ، قدر
soda (اسم)
قلیا ، جوش شیرین ، سودا ، لیموناد ، کربنات سدیم ، مشروب گازدار ، مشروب غیر الکلی گاز دار
melancholia (اسم)
دل تنگی ، سودا ، افسردگی ، گرفتگی ، مالیخولیا
trade (اسم)
سرگرمی ، ازار ، حرفه ، کسب ، داد و ستد ، سودا ، تجارت ، کاسبی ، سوداگری ، پیشه ، بازرگانی ، شغل ، مبادله کالا ، امد و رفت
bargain (اسم)
معامله ، داد و ستد ، خرید ارزان ، قرارداد معامله ، سودا ، قرارداد معامله بستن
melancholy (اسم)
سودا ، مالیخولیا ، سودا زدگی ، نژندی
soda water (اسم)
سودا ، لیموناد ، همسایگی ، مشروب غیر الکلی گاز دار
yellow bile (اسم)
سودا ، صفرا
eczema (اسم)
سودا ، اگزما
hyp (اسم)
سودا ، مالیخولیا
hypochondria (اسم)
سودا ، مالیخولیا ، حالت افسردگی ، مراق

معنی کلمه سودا به عربی

سودا
اکزيما , صفقة , صودا , فرس , کآبة , وسواس
کآبة
سوداوي

سودا را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

زهرا خدایاری
شور و شوق
ساحل
اهو
علیرضا
عشق جاویدان
ها،كي
پرواز ذهن
اعظم
دوستت داشتنی و ملوس
سودا
ببخشید شما که میگید اهو یا ..... معنی سودا عشق هست
امیر مهدی
داغ
سودا
مهنی سودا آتش داغ
سولماز
سودا‌‌دراصل‌‌اسم‌ترکیه‌که‌معنا‌ش‌از‌دوست‌داشتن‌میاد‌عشق‌بینهایت
فريماه
به سوداي تو مشغولم ز غوغاي جهان فارغ
فاطمه
ولی معنیsodaآب گازدار میشه هااا
فرشته
اسم سودا در زبان ترکی به معنای عشق هست
سید رضا
یکی از اخلاط چهار کانه بدن انسان
سودا
اسم ترکی به معنای عشق بینهایت
حمید
معنی سودا در عمق برابری می کند با سیاهی و تاریکی و در رو برابری میکند با تغییرات به مکان و شکل
مهدی.
معنی اسم سودا از سوویم گرفته شده وترکی هست ومعنی عشقو میده
سودا

سودا با (وِ) معنی عشق دارد
سودابا (وُ) معنی جدایی دارد
سودا
سودا اسم ترکی است و معنای آن عشق است
سودا
اسم ترکی و به معنی عشق جاودان بین دو عاشق هستش
امیل به بدی
متاسفانه دوستان صرفابه ترجمه تلفظ ترکی واژه بسنده کرده اند. سودادرادبیات کهن ایران وهند به معنی (جنون پاکبازی.قمارمعنوی.تجارت بدون تدبیروپر ریسک.)همچنین (نام نوعی نوشیدنی توهم زای هندیست )که معانی واسامی رایج کنونی چون نام برخی مشروبات الکلی از آن استخراج شده اند.
پریچهر
باتحقیقات زیادی که کردم به این نتیجه رسیدم پیشنهادات امیل درست ترین پیشنهاد است .. سودای ترکی باتلفظ sevda به معنی عشق با تلفظ فارسی آن soda به معنی جنون قمارروحانی وتجارت بدون عاقبت اندیشی فرق میکند. پیشنهاددوستمون ها ، کی هم تقریبا به معنی نزدیکه.
امیل به بدی
درادبیات کهن ایرانی معنی حالت دگرگونی وازخود بیخودشدن ازسرعشق شدیدرانیز میدهد اما نه عشق بشری بلکه جنونی که عاشق رادگرگون میکند از شدت عشق الهی ست...
Saniya
سودا به زبان ترکی به معنی عشق و علاقه بین دو فرد
💞
امیل به بدی
عزیزای من چراگیر دادین به SEVDA...SEVDA ترکی یه چیز دیگه است . SODA فارسی چیزدیگه... تازه ریشه کلمه سودای ترکی هم به معنی عشقای مزخرف بین زن ومردنیست. اصل معنی ترکی باستان هم به معنی عشق پاک وجا ویدان بین بنده وخداونده که درنهایت باعث جنون بنده وازخود بیخودشدنش میشه.
امیل به بدی
این واژه باتلفظSODA یک واژه کهن ایرانی وهندیست که باتلفظSEVDAفرق میکندودرواقع ريشه های یکسانی ندارند ونبایداین دوراباهم اشتباه گرفت .زیراسودادرادبیات کهن ایرانی بارمعنایی سنگین وعمیقی دارد....معانی ای چون ازخودبیخودشدن درسلوک معنوی . نهایت جنون وقمارتمام هستی خویش برای خوشنودی دلدار.نوعی قمار معنوی . پاکبازی .جان برکف بودن.
سودا
سودا به معنی دوست داشتنی است
علی هنرزاده
در یک مثل هست که میگن؛
وصلت با خودی ، سودا با غریب
یعنی ازدواج با اقوام و معامله و داد و ستد با غریبه ها
پس سودا به معنی معامله و داد و ستد هم هست.
حامی
معنیِ کلی ولغویِ سودا به معنیِ معامله میباشد ودرجاهایی ازآن به عنوانِ عشق که یکجورمعامله هست استفاده میشود,مثلأسوداگر یعنی معامله گر
مهدیه
کلمه سودا از اسود میاد که یعنی سیاه (البته به نظر من)
علی هنرزاده
سودا
سَوَدًا: صارَ أَسْوَدَ، صارَ لَهُ لَوْنُ الفَحْمِ، اِسْوَدَّ * إِذا سَوِدَتِ الغُيومُ أَنْذَرَتْ بالمَطَرِ.
سُودا دارای معانی مختلفی در ترکی ، فارسی و عربی است و در هر زبان معنی خاص خودش را دارد.
در زبان فارسی به معنی معامله و داد و ستد و تجارت هست و صرب المثل وَصلت با خودی و سودا با غریب هم نمایانگر معنای معامله و داد و ستد و تجارت هست. چون معامله با خودی و اقوام باعث ناراحتی میشده و لذا گفتند با اقوام و خودی معامله نکنید و وصلت هم با خودی و اقوام باشد که معروف بود اقوام اگر گوشتت را بخورد استخوانت را بیرون نمی اندازد یعنی زن به قوم و خویش خود بدهد و با غریبه ها معامله کنید چون غریب دیگه معمولا پیدا نمیشه و می رود دنبال کار خودش حال یا ضرر و یا نفع بلاخره دیگر در دید انسان نیست که باعث ناراحتی و درگیری شود.
باز هم در فارسی ، به معنی یک نوع غده و حبه ای که روی دست و یا صورت بوجود می آید که به غده یا حبه سودا معروف هست و در قدیم این حبه یا غده سودا که بیشتر روی دست و گاها صورت میزد را یادم هست که به غده سودا معروف بود و با داغ کردن غده به بهبودی آن کمک میکردند.
در زبان ترکی هم که بیشتر معنی عشق و دوستی میدهد .
اما در زبان عربی به معنی سیاه و مقابل سفید و ابیض و بیاض هست.رایت قمیص سودا یعنی دیدم پیراهن مشکی ( سیاه) را و از اَسود و سَوَدَ می آید بع معنی سیاه و سیاهی.
Sevda
سودا ريشه در اسم تركي
به معني دوست داشتن و علاقه بسيار و عشق اتشين
البته اغواگر و هوس برانگيز هم معني ميشه
مهری بهار
اندیشه ...وسواس....سیاهی ...حومه ی شهر....اشتیاق....معامله....فکر ....جنون....یکی از اخلاط چهاگانه....از بیماری های فکری....عشق...خیال واهی...
Svda
معنی اسم سودا یعنی عشق و شماها که سودا رو اشتباه مینویسیدترک ها w ندارد چرا وقتی ترکی بلد نیستید الکی مینویسید
Sevda
اگه بخواييم داستاني بگيم سودا نوعي پرنده ي اسماني (عربي)است كه بال هاي اتشين و ذهني اشفته (فارسي )و دلي با عشق پاك و جاويدان(تركي) بايك معامله(فارسي باستاني) خيالي از دنيايي سياه خارج شده
البته اين اسم فلسفه ها زيادي دارد و بسته به تلفظ است
Sodaبه عنوان يك نوشيدني قدمت زيادي ندارد
سودايي كه اميل به بدى ميگه (واو)تلفظ نميشه
سودا
عشق
سودا
به نظرمن معنیش میشه آرامش دلهامخصوصاپدر
سودا
به معنی عشق هستش ریشه ترکی داره
سودا
سِودا اسم رایج ترکی هست که در خیلی از مناطق ترک نشین دنیا گذاشته میشه از مصدر سِومک
sevmek ، عشق ورزیدن
sevda, عشق
sevgili, معشوق
که در فارسی به صورت soda و sogoli وارد شدن
ادا
سودا یعنی سودا ارگینجی (بازیگر )
ملیکا
به سودای... = به بهانه ی...
سودا اسدی
سودا یعنی دوست داشتن کسی
سودا یعنی عشق
گمنام
ریشه این اسم ترکی هستش و اسم دخترانه ای است و معنای اون فکر و خیال و اندیشه است و همچنین معنی دیگرش عشق و علاقه زیاد به یک نفر هستش و این اسم اسم واقعا زیبایی هستش و اسم یکی از دوستان من هم سودا هست
علی باقری
سودا: در لغت سیاه، و نام یکی از اخلاط اربعه که در بدن وجود دارد.
[ درونِ جوهرِ صفرا همه کفر است و شیطانی
گرت سودای دین باشد قدم بیرون نِه از صفرا]
دکتر شفیعی کدکنی در مورد سودا می نویسد:((در عقاید پزشکان قدیم، غلبه این خلط، سببِ نوعی جنون می شود و بهمین دلیل دیوانگان را سودایی می خواندند. معنی دیگر سودا در زبان فارسی خرید و فروش و بیع و شریٰ است.))
(تازیانه های سلوک، نقد و تحلیل قصاید سنائی، دکتر شفیعی کدکنی،زمستان ۱۳۸۳، ص۲۵٠.)
سودا
سودا اسم ترکی هست ما ترکا ب عشق میگیم سودا این داستانا چیه نوشتین
علی باقری
سودا (Black Bile ):[ اصطلاح طب سنتی ] سیاه رنگ است. در جگر تولید می‌شود و جایگاه اصلی آن طحال است. طبعش مانند خاک سرد و خشک و طعمش گس متمایل به تلخ است. قسمتی از آن پس از تراوش از جگر، همراه خون به تغذیه استخوان‌ها کمک می‌کند. قسمت دیگر به طحال می‌رود و موجب تقویت دهانه معده می‌شود.
علی ولایتی
اگر برای نام ثبت احوال گذاشته شوددرست کلمه که در نظر گرفته میشودسِودا(sevda)میباشد.ویک نام ترکی به معنای عشق و دوست داشتن می‌باشد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• سودا یعنی چه   • فست فود سودا   • نوشیدنی سودا   • مزاج سودا   • معنی سودا   • چگونه سودا را از بین ببریم   • اسم سودا   • دفع سودا   • مفهوم سودا   • تعریف سودا   • معرفی سودا   • سودا چیست   • سودا یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی سودا
کلمه : سودا
اشتباه تایپی : s,nh
آوا : sowdA
نقش : اسم
عکس سودا : در گوگل

آیا معنی سودا مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )