سودا

/sowdA/

مترادف سودا: تجارت، دادوستد، معامله، تندخویی، تندمزاجی، عصبیت، اگزما، جرب، حکه، گری، اندیشه، خیال، مالیخولیا، وسواس، اشتیاق، عشق، هوس، میل شدید، میل، اندیشه بی حاصل، خیال باطل، دیوانگی، دلگیری، ملالت، نوعی نوشابه
شبکه مترجمین ایران

فارسی به انگلیسی

soda, soda pop, commerce, eczema, tonic, transaction, trade

مترادف ها

deal (اسم)
حد، مقدار، سودا، اندازه، قدر

soda (اسم)
قلیا، جوش شیرین، سودا، لیموناد، کربنات سدیم، مشروب گازدار، مشروب غیر الکلی گازدار

melancholia (اسم)
دل تنگی، سودا، افسردگی، گرفتگی، مالیخولیا

trade (اسم)
سرگرمی، ازار، حرفه، کسب، داد و ستد، سودا، تجارت، کاسبی، سوداگری، پیشه، بازرگانی، شغل، مبادله کالا، امد و رفت

bargain (اسم)
معامله، داد و ستد، خرید ارزان، قرارداد معامله، سودا، قرارداد معامله بستن

melancholy (اسم)
سودا، مالیخولیا، سودا زدگی، نژندی

soda water (اسم)
سودا، لیموناد، همسایگی، مشروب غیر الکلی گازدار

yellow bile (اسم)
سودا، صفرا

eczema (اسم)
سودا، اگزما

hyp (اسم)
سودا، مالیخولیا

hypochondria (اسم)
سودا، مالیخولیا، حالت افسردگی، مراق

فرهنگ اسم ها

اسم: سودا (دختر) (ترکی، عربی) (تلفظ: so (w) dā) (فارسی: سودا) (انگلیسی: sowda)
معنی: فکر، خیال، شور و شوق، علاقه ی شدید به کسی یا چیزی، عشق، سودا
برچسب ها: اسم، اسم با س، اسم دختر، اسم ترکی، اسم عربی

لغت نامه دهخدا

سودا. [ س َ ] ( ع ص ) سیاه. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
- سودا بر سر زدن ؛ مرادف زیر کردن سیاهی. ( آنندراج ) :
نیست امروز از جنون این شور و غوغا بر سرم
در حریم غنچه زد چون لاله سودا بر سرم.
صائب ( از آنندراج ).
رجوع به سوداء شود. || ( اِ ) خرید و فروخت. ( غیاث اللغات ). خرید و فروخت که دو کس با هم کنند و این ترکی است. ( آنندراج ). تجارت. بیع و شری. ( یادداشت بخط مؤلف ). معامله. داد و ستد. تبدیل. تعویض. ( یادداشت بخط مؤلف ) :
تا گرفتاری تو در عقل لجوج
از تو این سودا همه سودا بود.
عطار.
گفت صوفی قادر است آن مستعان
که کند سودای ما را بی زیان.
مولوی.
روز اول رفت دینم در سر زلفین تو
تا چه خواهد شد در این سودا سرانجامم هنوز.
حافظ.
به دکان من آمدند و پرسیدند چه مقدار سودا کرده ای. ( انیس الطالبین ص 137 ).
- سودای ترکانه کردن ؛ کنایه از معامله بی تکلف کردن. ( آنندراج ).
- سودا بر هم خوردن ؛ بهم خوردن معامله است. ( از آنندراج ) :
متاع دل بهر کس داده بودم بازمیگیرم
پریشان طره ای دیدم که برهم خورد سودایم.
ابوطالب کلیم ( از آنندراج ).
- سودا بر هم زدن ؛ کنایه از معامله بهم زدن. ( آنندراج ) :
رحم کن سودای ما بیچارگان برهم مزن
میتوان آخر بجانی بر سر یک مو گذشت.
طالب آملی ( از آنندراج ).
- سودا بریدن ؛ کنایه از معامله را بهم زدن :
ما را ز نفع و سود تو سودابریده است
سودا بریده است و چه زیبا بریده است.
ملا قاسم مشهدی ( از آنندراج ).
|| نام خلطی از اخلاط اربعه و در فارسی به معنی دیوانگی است و این مجاز است ، چرا که بسبب کثرت خلط سودا جنون پیدا میشود. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) :
شگفت از آنکه همه مغز من محبت تست
چگونه داند غالب شدن بر او سودا.
مسعودسعد.
با واقعه عشقم و با حادثه هجر
در عشوه وسواسم و در قبضه سودا.
مسعودسعد.
و هرگاه که جگر گرمتر کفک او بیشتر باشد و گرمتر، آنرا صفراء سوخته گویند و اگر بغایت سوختگی رسد سودا گویند. ( ذخیره خوارزمشاهی ). سودا دو گونه است : طبیعی و ناطبیعی. اما طبیعی درد خون است و بدین سبب سطبرتر و گران تر از اوست و طبع او طبع زمین است سرد و خشک و رنگ او سیاه است و مزه او آمیخته است از شیرینی و ترشی و فراز هم کشیدگی و... ( ذخیره ٔخوارزمشاهی ).بیشتر بخوانید ...

فرهنگ فارسی

معامله، دادوستد، ریدوفروش، آب سودا، نوشابه گازدار، آب دارای اسیدکربنیک
۱ - ( صفت ) مونث اسود سیاه . ۲ - یکی از اخلاط چهار گانه که مقر آن طحال است . ۳ - مالیخولیا وسواس . ۴ - خیال فاسد . ۵ - دلگیر ی ملالت . ۶ - هوی و هوس میل شدید . ۷ - عشق . یا سر ( به کسر اول و تشدید یا تخفیف دوم ) و سودائ . اسرار و اندیشه های باطن : ای که انکار کنی عالم درویشانرا - تونه ( چه ) دانی که سودا و سر است ایشانرا ? ( بدایع سعدی چاپ کاویانی ص ۳ ) توضیح بعضی سر و سودا به فتح سین اول خوانند و صحیح نیست : جانم ز سر کون بسودا در اوفتاد دل زو سبق ببرد و بغوغا در اوفتاد ( عطار ) یا سودائ دل ( قلب ) دانه دل سویدای قلب .
سیاه خرید و فروخت

فرهنگ معین

(سَ یا سُ ) (اِ. ) داد و ستد، خرید و فروش .
(سُ ) [ انگ . ] (اِ. ) آب دارای گاز کربنیک .
(سَ یا سُ ) [ ع . سوداء ] (ص . ) ۱ - مؤنث اسود، سیاه . ۲ - یکی از اخلاط چهارگانه که جای آن طحال است . ۳ - وسواس . ۴ - مالیخولیا، وهم . ۵ - هوی و هوس . ۶ - عشق .

فرهنگ عمید

معامله، دادوستد، خریدوفروش.
۱. (طب قدیم ) از اخلاط چهارگانۀ بدن.
۲. (طب قدیم ) مرض مالیخولیا، فساد فکر، خیال بافی.
۳. [قدیمی، مجاز] عشق.
۴. (طب قدیم ) جنون.
۵. [قدیمی، مجاز] هوا و هوس: روزی تر و خشک من بسوزد / آتش که به زیر دیگ سوداست (سعدی۲: ۳۲۹ ).
۱. نوشابۀ گازدار حاوی گازکربنیک.
۲. مادۀ قلیایی سفیدرنگ، بی بو و تلخ که در صنایع شیشه سازی و مواد غذایی به کار می رود، آب سودا.

فرهنگستان زبان و ادب

[پزشکی] ← اگزما

گویش مازنی

/sodaa/ بیماری سودا چرب - چوب زدن و خودخوری ۳مشورت

دانشنامه عمومی

سودا ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
سودا (نوشیدنی).
سودا (کتاب)
سودا (خلط ها)
ترکیبات سدیم:

سودا (خلط ها). سودا، یکی از خلط های چهارگانه (اخلاط اربعه) در طب سنتی اخلاطی بوده است..
منضج
طبیبان سنتی معتقد بودند غلبه خلط سودا در بدن باعث بروز عوارضی از جمله: لاغری، تیرگی پوست غلظت خون، مالیخولیا، سوزش دهانه معده، اشتهای کاذب و ... است.

سودا (نوشیدنی). سودا یا آب گازدار یا آب کربناته آبی است که در آن کربن دی اکسید ، تحت فشار حل شده باشد. آب گازدار یکی از مواد اولیه برای ساخت نوشابه های گازدار است..
ویکی انگلیسی
سودا معمولاً با آب میوه یا نوشیدنی الکلی مخلوط و مصرف می شود.عکس سودا (نوشیدنی)

سودا (کتاب). سودا(به یونانی: Σοῦδα)دانشنامه بزرگ بیزانسی ، مربوط به قرن دهم میلادی است که در باره دنیای مدیترانه باستان می باشد. سابق بر این ، تالیف این دانشنامه را به سویداس نسبت می دادند.
دانشنامه سودا ، دانشنامه ای واژگانی است که دارای ۳۰٬۰۰۰ مدخل می باشد و به زبان یونانی نگاشته شده است. تعدادی تصویر از منابع کهن نیز در کتاب موجود بوده که از بین رفته است. مطالب این دانشنامه از منابع مسیحی قرون وسطی اخذ شده است.
واژه سودا از واژه یونانی بیزانسی souids به معنای دژ یا قلعه نظامی مشتق شده است. نام دیگر این کتاب سویدا می باشد که ریشه آن بر می گردد به اشتباه اوستاتیوس که به غلط می پنداشت ، سویدا نام مولف این دانشنامه است.عکس سودا (کتاب)
گزارش تخلف یا اشتباه در معنی

جدول کلمات

معامله , خرید و فروش, داد و ستد

فارسی به عربی

اکزیما , صفقة , صودا , فرس , کآبة , وسواس

پیشنهاد کاربران

شور و شوق
اهو
عشق جاویدان
پرواز ذهن
دوستت داشتنی و ملوس
ببخشید شما که میگید اهو یا . . . . . معنی سودا عشق هست
داغ
مهنی سودا آتش داغ
سودا دراصل اسم ترکیه که معنا ش از دوست داشتن میاد عشق بینهایت

به سودای تو مشغولم ز غوغای جهان فارغ
ولی معنیsodaآب گازدار میشه هااا

اسم سودا در زبان ترکی به معنای عشق هست
یکی از اخلاط چهار کانه بدن انسان
اسم ترکی به معنای عشق بینهایت
معنی سودا در عمق برابری می کند با سیاهی و تاریکی و در رو برابری میکند با تغییرات به مکان و شکل
معنی اسم سودا از سوویم گرفته شده وترکی هست ومعنی عشقو میده
غم عشق حسرت عشق

سودا با ( وِ ) معنی عشق دارد
سودابا ( وُ ) معنی جدایی دارد
سودا اسم ترکی است و معنای آن عشق است
اسم ترکی و به معنی عشق جاودان بین دو عاشق هستش
متاسفانه دوستان صرفابه ترجمه تلفظ ترکی واژه بسنده کرده اند. سودادرادبیات کهن ایران وهند به معنی ( جنون پاکبازی. قمارمعنوی. تجارت بدون تدبیروپر ریسک. ) همچنین ( نام نوعی نوشیدنی توهم زای هندیست ) که معانی واسامی رایج کنونی چون نام برخی مشروبات الکلی از آن استخراج شده اند.
باتحقیقات زیادی که کردم به این نتیجه رسیدم پیشنهادات امیل درست ترین پیشنهاد است . . سودای ترکی باتلفظ sevda به معنی عشق با تلفظ فارسی آن soda به معنی جنون قمارروحانی وتجارت بدون عاقبت اندیشی فرق میکند. پیشنهاددوستمون ها ، کی هم تقریبا به معنی نزدیکه.
درادبیات کهن ایرانی معنی حالت دگرگونی وازخود بیخودشدن ازسرعشق شدیدرانیز میدهد اما نه عشق بشری بلکه جنونی که عاشق رادگرگون میکند از شدت عشق الهی ست. . .
سودا به زبان ترکی به معنی عشق و علاقه بین دو فرد
💞
عزیزای من چراگیر دادین به SEVDA. . . SEVDA ترکی یه چیز دیگه است . SODA فارسی چیزدیگه. . . تازه ریشه کلمه سودای ترکی هم به معنی عشقای مزخرف بین زن ومردنیست. اصل معنی ترکی باستان هم به معنی عشق پاک وجا ویدان بین بنده وخداونده که درنهایت باعث جنون بنده وازخود بیخودشدنش میشه.
این واژه باتلفظSODA یک واژه کهن ایرانی وهندیست که باتلفظSEVDAفرق میکندودرواقع ریشه های یکسانی ندارند ونبایداین دوراباهم اشتباه گرفت . زیراسودادرادبیات کهن ایرانی بارمعنایی سنگین وعمیقی دارد. . . . معانی ای چون ازخودبیخودشدن درسلوک معنوی . نهایت جنون وقمارتمام هستی خویش برای خوشنودی دلدار. نوعی قمار معنوی . پاکبازی . جان برکف بودن.
سودا به معنی دوست داشتنی است

در یک مثل هست که میگن؛
وصلت با خودی ، سودا با غریب
یعنی ازدواج با اقوام و معامله و داد و ستد با غریبه ها
پس سودا به معنی معامله و داد و ستد هم هست.
معنیِ کلی ولغویِ سودا به معنیِ معامله میباشد ودرجاهایی ازآن به عنوانِ عشق که یکجورمعامله هست استفاده میشود, مثلأسوداگر یعنی معامله گر
کلمه سودا از اسود میاد که یعنی سیاه ( البته به نظر من )

سودا
سَوَدًا: صارَ أَسْوَدَ، صارَ لَهُ لَوْنُ الفَحْمِ، اِسْوَدَّ * إِذا سَوِدَتِ الغُیومُ أَنْذَرَتْ بالمَطَرِ.
سُودا دارای معانی مختلفی در ترکی ، فارسی و عربی است و در هر زبان معنی خاص خودش را دارد.
در زبان فارسی به معنی معامله و داد و ستد و تجارت هست و صرب المثل وَصلت با خودی و سودا با غریب هم نمایانگر معنای معامله و داد و ستد و تجارت هست. چون معامله با خودی و اقوام باعث ناراحتی میشده و لذا گفتند با اقوام و خودی معامله نکنید و وصلت هم با خودی و اقوام باشد که معروف بود اقوام اگر گوشتت را بخورد استخوانت را بیرون نمی اندازد یعنی زن به قوم و خویش خود بدهد و با غریبه ها معامله کنید چون غریب دیگه معمولا پیدا نمیشه و می رود دنبال کار خودش حال یا ضرر و یا نفع بلاخره دیگر در دید انسان نیست که باعث ناراحتی و درگیری شود.
باز هم در فارسی ، به معنی یک نوع غده و حبه ای که روی دست و یا صورت بوجود می آید که به غده یا حبه سودا معروف هست و در قدیم این حبه یا غده سودا که بیشتر روی دست و گاها صورت میزد را یادم هست که به غده سودا معروف بود و با داغ کردن غده به بهبودی آن کمک میکردند.
در زبان ترکی هم که بیشتر معنی عشق و دوستی میدهد .
اما در زبان عربی به معنی سیاه و مقابل سفید و ابیض و بیاض هست. رایت قمیص سودا یعنی دیدم پیراهن مشکی ( سیاه ) را و از اَسود و سَوَدَ می آید بع معنی سیاه و سیاهی.
سودا ریشه در اسم ترکی
به معنی دوست داشتن و علاقه بسیار و عشق اتشین
البته اغواگر و هوس برانگیز هم معنی میشه
اندیشه . . . وسواس. . . . سیاهی . . . حومه ی شهر. . . . اشتیاق. . . . معامله. . . . فکر . . . . جنون. . . . یکی از اخلاط چهاگانه. . . . از بیماری های فکری. . . . عشق. . . خیال واهی. . .
معنی اسم سودا یعنی عشق و شماها که سودا رو اشتباه مینویسیدترک ها w ندارد چرا وقتی ترکی بلد نیستید الکی مینویسید
اگه بخواییم داستانی بگیم سودا نوعی پرنده ی اسمانی ( عربی ) است که بال های اتشین و ذهنی اشفته ( فارسی ) و دلی با عشق پاک و جاویدان ( ترکی ) بایک معامله ( فارسی باستانی ) خیالی از دنیایی سیاه خارج شده
البته این اسم فلسفه ها زیادی دارد و بسته به تلفظ است
Sodaبه عنوان یک نوشیدنی قدمت زیادی ندارد
سودایی که امیل به بدى میگه ( واو ) تلفظ نمیشه
عشق
به نظرمن معنیش میشه آرامش دلهامخصوصاپدر
به معنی عشق هستش ریشه ترکی داره
سِودا اسم رایج ترکی هست که در خیلی از مناطق ترک نشین دنیا گذاشته میشه از مصدر سِومک
sevmek ، عشق ورزیدن
sevda, عشق
sevgili, معشوق
که در فارسی به صورت soda و sogoli وارد شدن

سودا یعنی سودا ارگینجی ( بازیگر )
به سودای. . . = به بهانه ی. . .
سودا یعنی دوست داشتن کسی
سودا یعنی عشق
ریشه این اسم ترکی هستش و اسم دخترانه ای است و معنای اون فکر و خیال و اندیشه است و همچنین معنی دیگرش عشق و علاقه زیاد به یک نفر هستش و این اسم اسم واقعا زیبایی هستش و اسم یکی از دوستان من هم سودا هست
سودا: در لغت سیاه، و نام یکی از اخلاط اربعه که در بدن وجود دارد.
[ درونِ جوهرِ صفرا همه کفر است و شیطانی
گرت سودای دین باشد قدم بیرون نِه از صفرا]
دکتر شفیعی کدکنی در مورد سودا می نویسد: ( ( در عقاید پزشکان قدیم، غلبه این خلط، سببِ نوعی جنون می شود و بهمین دلیل دیوانگان را سودایی می خواندند. معنی دیگر سودا در زبان فارسی خرید و فروش و بیع و شریٰ است. ) )
( تازیانه های سلوک، نقد و تحلیل قصاید سنائی، دکتر شفیعی کدکنی، زمستان ۱۳۸۳، ص۲۵٠. )
سودا اسم ترکی هست ما ترکا ب عشق میگیم سودا این داستانا چیه نوشتین
سودا ( Black Bile ) :[ اصطلاح طب سنتی ] سیاه رنگ است. در جگر تولید می شود و جایگاه اصلی آن طحال است. طبعش مانند خاک سرد و خشک و طعمش گس متمایل به تلخ است. قسمتی از آن پس از تراوش از جگر، همراه خون به تغذیه استخوان ها کمک می کند. قسمت دیگر به طحال می رود و موجب تقویت دهانه معده می شود.
اگر برای نام ثبت احوال گذاشته شوددرست کلمه که در نظر گرفته میشودسِودا ( sevda ) میباشد. ویک نام ترکی به معنای عشق و دوست داشتن می باشد.
سودا نام وریشه ترکی داره که معنیش میشه عشق علاقه دوست داشتن بین معشوق و عاشق ربطی به اتش و . . . . اینا نداره
سودا اسم ترکی هست یعنی عشق ولی فکر کنم اشتباه نوشتین سودا یعنی عشق بینهایت
عشقین بینهایتی، بیزتورکده معنیمیزبودو، فارسی سیندا بیلمیرم
سوا: اسم ترکی
معنی عشق
دوست داشتن
زمین گرده و مثل دیگ آشپزی همه چی تو هم وارد می شه و هیچ زبانی مستقل از زبان های دیگه نمی تونه موجودیت داشته باشه.
این جنگ و دعوای بیهوده بین زبان من زبان تو رو ترک کنید. قرن 21 م شده و انقدر علم رشد کرده که جایی برای تعصب وجود نداره.
از خواب چند هزارساله بیدار شید.
Sevda اسم ترکی
Sowda اسم عربی
Soda آب گازدار
Sowda به فارسی عشق و خیال و پندار

دیوان سعدی

سر تسلیم نهادیم به حکم و رایت

تا چه اندیشه کند رای جهان آرایت

تو به هر جا که فرود آمدی و خیمه زدی

کس دیگر نتواند که بگیرد جایت

همچو مستسقی بر چشمه نوشین زلال

سیر نتوان شدن از دیدن مهرافزایت

[[روزگاریست که سودای تو در سر دارم

مگرم سر برود تا برود سودایت]]

قدر آن خاک ندارم که بر او می گذری

که به هر وقت همی بوسه دهد بر پایت

دوستان عیب کنندم که نبودی هشیار

تا فرو رفت به گل پای جهان پیمایت
Sevda ترکی شده همون sowda هست حتی در لغت نامه عمید نوشته که ریشه عربی داره که درستش به صورت سوداء نوشته میشه در آنجا هم زده به در قدیم به معنی ( مجاز ) عشق دقیقا مانند معنی که در ترکی داره احتمالا از عربی وارد شده تغییر شکل پیدا کرده مانند قلعه که عربیه وارد ترکی شده و تغییر کرده شده قالا
یا قرمز =قیرمیزی و. . .
من در شگغتم از دوستانی که میخواهند دوستان ترکی زبان را قانع کنند اخر کسی که میگوید سومری هم ترکی بوده چگونه میتوان او را به دانش خرسند کرد - باز خوبست که سلجوقیان در کتابهای سلجوقنامه و دیگر کتابها که در روزگاشان نوشته شد گفته اند که از جانب چین امدیم و در اواخر قرن چهار هجری مسلمان شدیم - این واژه در صورتی میشد ترکی باشد که ریشه اش سیو بود درحالی که از قدیم این را از غلبه سودا بر صفرا گفته اند - یاد دوست اذریم بخیر میگفت من به این فارسها میخندم که به شوشه میگویند شیشه
سودا به چم خرید و فروش فارسی است و ریشه اش از سود و هود میباشدهوده مانند بیهوده به معنی بی سود است
رضا جان رنگ کرمست که قرمز شده و سرخ که با سهر و سور و سیر نیز یکی است گفتیم میدانیم در گفتارشمال غرب منجمله در گفتار ارمنیها بسیاری فتحه های حروف وسط را آ میگویند مثلا ارمنی ها کج را کاج میگویند مثلا اگر بخواهند بگویند زری میگویند زاری یا همان ساری به معنی زرد - اذربایجان و مردمش جان و دل منند به هر زبان که باشند دوستشان دارم امااگر هزار زبان هم بگردانند همین نام اذربایجان و تبریز و شبستر و میان دو اب و خانج در پارسی بودنشان بس است
اسم سودا به دو صورت نوشته و خوانده میشه Sevda ریشه ترکی و sowda ریشه عربی ، متاسفانه بعضی میگن soda ولی نوشیدنی گازدار هست
قهرمان:
این واژه در پهلوی ساسانی کوهرومان kuhr - u - mān به چم فرد کار اندیش و چاره یاب بوده.

آسمان:
در پهلوی ساسانی آسمان āsmān و به همین چم بوده.

خانه:
پارسی باستان ( هخامنشی ) : کانا kānā
پارسی میانه ( پهلوی ساسانی ) : خانک xānak
پارسی نوین: خانه xāne

خانوار: خانه وار ( وار به چم دارنده: امیدوار، سوگوار )

خانواده: خانه واده ( واده پسوند نسبیت اوستایی: کِواده، نواده:نوه واده )

خانمان: خانه مان ( در پهلوی نیز به کار میرفته: xānmān )

مان [فرهنگ معین]:
۱. اسباب و اثاثیه خانه ۲. مثل و مانند ۳. خانه ۴. به صورت پسوند در کلمات مرکب آید و به معنی محل، جا و خانه ۵. در بعضی کلمات به معنی "منش" و "اندیشه" آید: شادمان، قهرمان . ۶. از ریشه فعل اسم معنی ( اسم مصدر )

دودمان: در پهلوی دوتک مان dutak - mān بوده که از دوده ( dutak ) به چم خوانواده و نسب، و مان mān به چم جا و خانه ساخته شده.
سودا ( Sevda ) نام ترکی به معنی در عشق
سودا ( Sooda ) نام ترکی به معنی در آب و زلالیت
پندار _ اندیشه نادرست
سودا ( ســِ ) در ترکی از سوگی یعنی عشق است و سودا یعنی عشق بی نهایت
مثل سون به معنی پایان
سونا: اسم دختر با ریشه ترکی به معنی زیبای بی نهایت


سودا در عربی هم هست که معنیش فرق داره

سومک یعنی دوست داشتن
سوین لنمک یعنی شادمانی خوشحالی
سودا لانماک یعنی عاشق شدن
سوگیلی که در فارسی وارد شده یعنی محبوب همدم و یار

ضمنن در ترکی قلعه ارک هست خانم سودا
دیوان لغات ترک کاشغری صفحه 117 ارک محل سلطنت و قلعه
جناب فارسی دهم نوشته معنی درستش اندیشه هست در فارسی

در سوالات چهارگزینه هم جوابش اندیشه در فارسیه


در ترکی عشق
حتی به شکل sevda هم به نظر نمیاد ترکی باشد چون این شکل بر خلاف قانون هماهنگی واکه ای است و چون در هیچ یک از زبان های ترکی شکل sevde را نداریم پس بهتر است بگوییم از همان سودای فارسی یا عربی و یا هر زبان دیگر گرفته شده است زبان ترکمنی یکی از محافظه کارترین زبان های ترکی است و با این حال این کلمه را به شکل s�wda ضبط کرده یعنی مال من نیست.
سودا یعنی عشق در ضمن هرکسی که میگه soda داره میگه نوشابه
سودا یعنی:, عشق
سودا sevda : عشق، خیال ، سودا
سودا در پارسی دو پاره هست یکی به معنی سود و زیان
دیگری به معنای جنون و عشق و همریشه با سوگ و سوز و سوگند و آتش هست و نام �سودابه� شاهزاده ایرانی هم از همین گرفته شده، نام رودابه هم پسوند �به� به معنای خوب رو داره
ترکی یه زبان با انبوه واژگان فارسی و عربی و ارمنی بویژه فارسی
اگر نه که زبان درباری حکومتهای ترک زبان به فارسی نبود
سودا اسم دختر با ریشه ترکی
از sevgi یعنی عش سوگلی و سوگل در فارسی هم اومدن و ترکی هستند
با تشکر یک در زبان
سودا از واژه سود و زیان است در ایران شوربختانه انرا به گمان عربی بودن به گونه عربی میگویند
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما