برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1470 100 1

سهو

/sahv/

مترادف سهو: اشتباه، خبط، خطا، سقط ، سقیم، غلط، نادرست، ناصواب ، لغزش، نسیان، غفلت، فراموشی، فراموش کردن، خبط کردن، خطا کردن

متضاد سهو: صواب، درست، صحیح

برابر پارسی: فراموش کردن

معنی سهو در لغت نامه دهخدا

سهو. [ س َهَْوْ ] (ع مص ) غافل شدن. (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ) (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ص 60). فراموشی. فراموش کردن. غافل شدن. (غیاث اللغات ) (منتهی الارب ). فراموش کردن و با لفظ کردن مستعمل است. (آنندراج ). || (اصطلاح فلسفی ) عبارت از زوال صور علمیه است از نفس بنحوی که بدون زحمت اکتساب جدید با توجه مختصری مجدداً حاضر در ذهن شود وآن حالت متوسط میان ادراک و نسیان است ، زیرا در نسیان صور علمی از خزانه ٔ مربوط هم برطرف شده و محو میگردد و لکن در مورد سهو چنین نیست ، یعنی صور علمی در خزانه ٔ مربوط باقی است. نهایت از صحنه ٔ روشن ذهن پنهان میشود. (از فرهنگ اصطلاحات فلسفی تألیف سجادی ص 157). || (اِمص ) آرام. (منتهی الارب ). سکون. (اقرب الموارد). || نرمی. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || (ص ) مردم نرم خو. || آب شیرین. || شتر نرم و رام. ج ، سهاء. || کار آسان. (منتهی الارب ). || (اِمص ) لهو. بازی. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || خبط. خطا. غفلت. اشتباه. فراموشی. (ناظم الاطباء) : دیگر سهو آن بود که ترکمانان راکه مسته ٔ خراسان بخورده بودند. (تاریخ بیهقی ). دوش سهوی افتاده که از بس افشین بگفت و چند بار رد کردم باز نشد اجابت کردم. (تاریخ بیهقی ). و این از جالینوس سهوی بزرگ است. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). به چشم عبرت در سهو و غفلت ایشان مینگریست. (کلیله و دمنه ). هیچکس از سهو و زلت معصوم نتواند بود. (کلیله و دمنه ).
بهر سهوی که در گفتارم افتد
قلم درکش کزین بسیارم افتد.
نظامی.
از تشاور سهو و کژ کمتر شود.
مولوی.
نام من رفته ست روزی بر لب جانان به سهو
اهل دل را بوی جان می آید از نامم هنوز.
حافظ.
- سهوالعقد ؛ سهوی که در شماره ٔ عقود انامل واقع شود و آنرا بزبان الواط سهوالقب گویند. (از آنندراج ).
- سهوالقلم ؛ لغزش قلم و اشتباه در تحریر. (ناظم الاطباء) :
چه لطف است اینکه فرمودی مگر سبق اللسان بودت
چه حرف است اینکه آوردی مگر سهوالقلم کردی.
سعدی.
- سهواللسان ؛ خطا در گفتار. لغزش در زبان و در تکلم.
- سهو کاتب ؛ خبط و غفلت نویسنده. (ناظم ...

معنی سهو به فارسی

سهو
فراموش کردن، غفلت کردن، فراموشی، لغزش واشتباه
۱ - ( مصدر ) فراموش کردن . ۲ - خطا کردن خبط کردن . ۳ - فراموش کردن ادای جزئی از اجزای نماز ( رکن یا جز رکن ) است در جای خود و آن را احکامی است . ۴ - ( اسم ) فراموشی . ۵ - لغزش اشتباه خبط خطا . ۶ - زوال صور علمی است از نفس به نحوی که بدون زحمت اکتساب جدید با توجه مختصری مجددا حاضر در ذهن شود و آن حالت متوسط میان ادراک و نسیان است زیرا در نسیان صور علمی از خزانه مربوط هم برطرف میشود ولی در مورد سهو چنین نیست یعنی صور علمی در خزانه مربوط باقی میماند منتهی از صحنه روشن ذهن پنهان میشود .
غافل شدن فراموشی غافل شدن آرام مرد نرم خو
( مصدر ) لعزش زبان ( در تکلم ) : و به همین مناسبت است که این نوع اشتباهات را اگر درکتابت باشد طغیان قلم یا سهوالقلم گویند و اگر در تکلم باشد سهواللسان ..
( اسم مصدر ) لغزش قلم و اشتباه در تحریر : چه لطف است اینکه فرمودی ? مگر سبق اللسان بودت . چه حرف است اینکه آوردی ? مگر سهوالقلم کردی . ( سعدی . کلیات )
اشتباه کردن

معنی سهو در فرهنگ معین

سهو
(سَ) [ ع . ] ۱ - (مص م .) فراموش کردن . ۲ - خطاکردن . ۳ - (اِمص .) فراموشی . ۴ - خطا. ، ~القلم لغزش قلم و اشتباه در تحریر.

معنی سهو در فرهنگ فارسی عمید

سهو
۱. خطا، اشتباه غیرعمدی.
۲. (اسم مصدر) فراموشی، غفلت.

سهو در دانشنامه اسلامی

سهو
غفلت و متذکر نشدن را سَهْو گویند. و تفاوت آن با نسیان اینست که در سهو صورت علمی شیء تنها از قوه ذاکره محو شده ولی در نسیان صورت علمی از خزانه حافظه هم پاک شده است. از احکام عنوان یاد شده در باب صلات سخن گفته اند.
سهو در برابر تذکر عبارت است از محو شدن صورت علمی شی ء از قوه ذاکره انسان، بدون محو آن از حافظه؛ به گونه ای که با اندک تأمل و تذکری به یاد می آورد.
تفاوت سهو با نسیان
تفاوت آن با نسیان آن است که در سهو- چنان که گذشت- صورت علمی شی ء تنها از قوه ذاکره محو می شود، نه از خزانه حافظه؛ اما در نسیان، صورت علمی شی ء از خزانه حافظه نیز محو می شود و تنها با یادگیری مجدد و یا مراجعه، در ذهن حاضر می شود و نه با تذکر اجمالی و تأمل. در حقیقت، سهو حالت متوسط میان تذکر و نسیان است.
سهو در فقه
البته در فقه، وقتی از سهو سخن گفته می شود، نسیان را هم دربر می گیرد، چه آنکه کاربرد سهو، معمولا در برابر عمد است؛ یعنی جایی که فرد متذکر است و با توجه و تذکر عملی را انجام می دهد یا ترک می کند؛ بر خلاف سهو که منشأ فعل یا ترک عمل، غفلت یا فراموشی است.
تفاوت سهو با شک
...
سهو
معنی سَاهُونَ: غافلان - سهل انگاران (اسم فاعل از کلمه سهو به معني غفلت)
معنی أَظْلَم: ستمکارتر(ظلم عبارت از رفتاري است ناشايسته و نا بجا در قبال چيزي يا کسي ،يا قرار دادن چيزي در غير از جايي که شايسته آن است . لذا نافرماني خداي سبحان را از جهت اينکه مستحق عبادت و اطاعت است و همچنين مخالفت تکليف را ظلم ميشمارند اگر چه اين مخالفت از روي...
معنی مَا ظَلَمْنَاهُمْ: به آنان ظلم نكردیم(ظلم عبارت از رفتاري است ناشايسته و نا بجا در قبال چيزي يا كسي ،يا قرار دادن چيزي در غير از جايي كه شايسته آن است . لذا نافرماني خداي سبحان را از جهت اينکه مستحق عبادت و اطاعت است و همچنين مخالفت تکليف را ظلم ميشمارند اگر چه اين مخا...
معنی مَا ظَلَمُونَا: به ما ظلم نكردند(ظلم عبارت از رفتاري است ناشايسته و نا بجا در قبال چيزي يا كسي ،يا قرار دادن چيزي در غير از جايي كه شايسته آن است . لذا نافرماني خداي سبحان را از جهت اينکه مستحق عبادت و اطاعت است ...

سهو در دانشنامه ویکی پدیا

سهو
مختصات: ۲۸°۳۴′۵۵″ شمالی ۵۱°۴۲′۴۴″ شرقی / ۲۸٫۵۸۱۹۴°شمالی ۵۱٫۷۱۲۲۲°شرقی / 28.58194; 51.71222
درگاه ملی آمار
آمار جمعیت روستایی استان بوشهر سایت اطلاع رسانی استان بوشهر (معاونت برنامه ریزی استانداری بوشهر)
دهستان ها و روستاهای شهرستان دشتی سایت مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی (مصوبه ۱۸آبان ۱۳۶۵ خورشیدی).
تاریخ تحولات سیاسی - اجتماعی دشتی، حبیب الله سعیدی نیا، نشر موعود اسلام، بوشهر (۱۳۸۳)، ص ۳۸۶-۳۸۸.
سهو، روستایی است از توابع بخش شنبه و طسوج شهرستان دشتی استان بوشهر ایران.
این روستا در دهستان طسوج قرار دارد و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ آمار رسمی جمعیت آن (۱۵ خانوار) ۴۲ نفر می باشد.
سهو مطلق المطیری (انگلیسی: Sahow Metlaq؛ زادهٔ ۱۷ ژوئن ۱۹۸۸) یک ورزشکار اهل عربستان سعودی است.
تعداد بازی ها و گل ها فقط مربوط به بازی های لیگ داخلی است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با سهو

سهو در جدول کلمات

سهو و خطا
اشتباه

معنی سهو به انگلیسی

slip (اسم)
گمراهی ، باریکه ، اشتباه ، روکش ، سهو ، خطا ، اولاد ، ستون ، نسل ، لغزش ، قلمه ، زیر پیراهنی ، خطا به خواندن ، نهال ، تکه کاغذ ، لیزی
error (اسم)
ضلالت ، غلط ، اشتباه ، سهو ، خطا ، خبط ، تقصیر ، لغزش ، عقیدهنادرست
mistake (اسم)
غلط ، اشتباه ، سهو ، خطا ، خبط ، بد شانسی
wrong (اسم)
اشتباه ، سهو ، تقصیر و جرم غلط
blunder (اسم)
اشتباه بزرگ ، اشتباه لپی ، سهو ، خطا ، خبط
oversight (اسم)
سهو ، از نظر افتادگی ، اشتباه نظری
inadvertence (اسم)
سهو ، سرسری ، غفلت ، بی ملاحظگی ، بی توجهی ، عدمتوبه ، ندانستگی ، عدمتعمد
omission (اسم)
سهو ، حذف ، فروگذاری ، غفلت ، از قلم افتادگی
inadvertency (اسم)
سهو ، سرسری ، غفلت ، بی ملاحظگی ، بی توجهی ، عدمتوبه ، ندانستگی ، عدمتعمد
miscue (اسم)
سهو ، خطا

معنی کلمه سهو به عربی

سهو
اشراف , اهمال , خاطي , خطا , خطا فاحش , زلة , غافل
خطا
زلة , ورک

سهو را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بهرام س
ناخودکرد
کهیش
طایفه سهونی بختیاری ساکن
در دهستان جهانگیری *زیلایی *جنوبی
مسجدسلیمان

محل سکونت ایل منجزی بهداروند
طایفه خلیلی بیگیوند پلنگ ایل منجزی بهداروند
طایفه زیلایی خلیلی
طایفه مال احمدی منجزی
طایفه تاج الدین عبدالهی منجزی
shiva_sisi‌
اشتباه، خبط، خطا، سقط ، سقیم، غلط، نادرست، ناصواب ، لغزش، نسیان، غفلت، فراموشی، فراموش کردن، خبط کردن، خطا کردن
علی باقری
سهو: [اصطلاح حقوق]غفلت از چيزي بطوري كه با كوچكترين يادآوري متنبه گردد. هر سهوي اشتباه است ولي هر اشتباهي سهو نيست.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی سهو   • متن سجده سهو   • نحوه خواندن سجده سهو   • سجده سهو چگونه خوانده می شود   • ذکر سجده سهو چیست   • قضای سجده سهو   • سجده سهو خامنه ای   • سجده سهو اهل سنت   • مفهوم سهو   • تعریف سهو   • معرفی سهو   • سهو یعنی چی   • سهو یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سهو
کلمه : سهو
اشتباه تایپی : si,
آوا : sahv
نقش : اسم
عکس سهو : در گوگل

آیا معنی سهو مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )
شبکه مترجمین ایران