برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1539 100 1
شبکه مترجمین ایران

سنج

/sanj/

مترادف سنج: سنجه، کیل، وزن، وزنه

معنی سنج در لغت نامه دهخدا

سنج. [ س َ ] (اِ) وزن و کیل است که از وزن کردن و کشیدن به ترازو باشد. (برهان ). وزن کردن و وزن به این معنی مبدل سنگ است. (آنندراج ) (غیاث ) (جهانگیری ). || (نف ) مخفف سنجنده. که بسنجد. که برکشد. و در این معنی غالباً مزید مؤخر کلمات دیگر شود و صفت فاعلی مرکب مرخم سازد.
- آب سنج ؛ اندازه گیرنده ٔ آب.
- || دستگاه سنجش آب.
- الکل سنج ؛ دستگاه سنجش درجه ٔ الکل.
- بادسنج ؛ دستگاهی که وزش باد و شدت و جهت آنرا تعیین کند.
- || مجازاً،آنکه کار بیهوده کند :
که چند از مقالات آن بادسنج
که نه ملک دارد نه فرمان نه گنج.
سعدی.
- بارسنج ؛ دستگاه تعیین وزن.
- || دستگاه تشخیص یا تعیین مقدار فلز غیرقیمتی یک آلیاژ.
- برق سنج ؛ دستگاه اندازه گیری برق.
- بنیادسنج ؛ غوررس. دقیق النظر. که بعمق امور بنگرد :
چه زیرک شد آن مرد بنیادسنج
که ویرانه را ساخت باروی گنج.
نظامی.
- پولادسنج ؛ جنگی. دلاور. شجاع. اسلحه دار. (انجمن آرا) :
ترازوی پولادسنجان بمیل
ز کفه بکفه همی راند سیل.
نظامی.
- || که با پولاد برابر نهاده شود درسختی :
گرازنده شد تیغ بی هیچ رنج
دو نیمه شد آن کوه پولادسنج.
نظامی.
- پیرایه سنج ؛ که پیرایه سنجد. که زیور و زیب سنجد :
بپائین آن مهد پیرایه سنج
فرستاد چندین شتر بار گنج.
نظامی.
جوانمردی باغ پیرایه سنج
شود مفلس از کیمیاهای گنج.
نظامی.
- || کشنده و وزن کننده زینت و زیور :
جهاندار کآن دید بگشاد گنج
بخروارها گشت پیرایه سنج.
نظامی.
- تب سنج ؛ آنکه تب اندازه کند. آلت یا وسیله ٔ اندازه گیری تب.
- توفیرسنج ؛ اضافه و افزونی را سنجیدن :
دو مار از برای تو توفیرسنج
یکی مار مهره یکی مار گنج.
نظامی.
- خردسنج ؛ آزماینده ٔ خرد. سنجنده ٔ عقل.
- دینارسنج ؛ آزماینده ٔ زر مسکوک. ممیز عیار و بار زر مسکوک :
شنید از ...

معنی سنج به فارسی

سنج
( اسم ) اکسید ملحی سرب یعنی مخلوطی است از پر اکسید سرب و اکسید دو ظرفیتی سرب که دارای رنگ قرمزخوشرنگی است و در نقاشی مورد استفاده قرارگیرد سالیقون ساریقون آذرگون .
دهی است جزئ دهستان برغان بخش کرج شهرستان تهران .
[cymbals/ cymbal] [موسیقی] سازی از خانوادۀ خودصداها، معمولاً بدون امکان تولید بسامدهای معین و اغلب متشکل از یک جفت صفحۀ فلزی بشقابی که در مرکز برآمدگی دارد متـ . جفت سِنج clash cymbals
نام محلی کنار راه دلیجان به خمین میان نصرت آباد و شوراب در ۳۷۸٠٠ گزی دلیجان .
[موسیقی] ← سِنج پولکی
دهی است از دهستان ارسک بخش بشرویه شهرستان فردوس .
[splash cymbal] [موسیقی] سِنجی که معمولاً از آن برای ایجاد جلوه های صوتی خاص مشابه پاشیده شدن آب استفاده می شود
[suspended cymbal] [موسیقی] هر سِنج منفردی که با دست آویزان نگه داشته شود یا بر روی پایه قرار گیرد و با یک کوبه یا چوبک نواخته شود
[pedal cymbal, hi-hat cymbal, choke cymbal, hi-hats, Charleston cymbal] [موسیقی] نوعی سِنج که دو صفحۀ آن روبه روی هم و بر روی یک پایۀ عمودی قرار می گیرند و با فشار آوردن بر روی پایی (pedal) به هم کوبیده می شوند
[finger cymbal] [موسیقی] سنجی فاقد زیروبمی معین که اغلب زنان رقصنده به کار می گیرند و دو صفحۀ آن معمولاً به شست و انگشت میانی یک یا دو دست متصل می شود و با کوبش به یکدیگر الگوهای ریتمی خاصی تولید می کنند متـ . سِنج انگشتی
[Chinese cymbals/ Chinese ...

معنی سنج در فرهنگ معین

سنج
(سَ) (اِ.) وزن ، کیل .
(س یا سَ) (اِ.) یکی از آلات موسیقی و آن دو صفحة مدور فلزی است که با دست به هم کوفته می شود.
( ~. سَ) (ص فا.) طالع بین .
( ~. سَ) [ ع - فا. ] (ص فا.)باریک - بین ، تیز فهم .

معنی سنج در فرهنگ فارسی عمید

سنج
از آلات موسیقی و آن دو صفحۀ برنجی مدور و محدب است که با دست بر هم کوبیده می شود. در ارکسترهای سمفونیک یکی از سازهای کوبی اصلی است و به طریقه های مختلف نواخته می شود.
۱. = سنجیدن
۲. سنجنده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): سخن سنج، نکته سنج، زلزله سنج، گرما سنج.
آلتی برای اندازه گیری وزن مخصوص مایعات، هیدرومتر.
دستگاهی برای اندازه گیری تابش روزانۀ آفتاب در یک محل.
وسیله ای برای تعیین ارتفاع از سطح دریا.
وسیله ای برای تعیین مقدار الکل در مایعات.
= بارش سنج
ظرف استوانه ای شکل مدرجی که برای تعیین مقدار و ارتفاع ریزش باران به کار می رود، باران سنج.
کسی که زیب و زیور را بسنجد، آن که پیرایه می سنجد.
= پیرومتر
دستگاهی برای اندازه گیری قوۀ تنفس ریه یا اندازه گرفتن گنجایش شُش ها، اسپیرومتر.
کسی که در کاری بیندیشد و راه چاره را بسنجد و دریابد، چاره اندیش: ز شادی به فرزانهٴ چارهسنج / بسی تحفهها داد از مال و گنج (نظامی۶: ۱۱۲۸).
وسیله ای که با آن درجۀ غلیظ بودن مایعات را می سنجند، هیدرومتر.
آن که میزان و اندازۀ علم و دانش کسی را بسنجد، سنجندۀ ...

سنج در دانشنامه اسلامی

سنج
این صفحه مدخلی از کتاب فرهنگ عاشورا است
نام یکی از ابزاری که به صورت یک جفت صفحه گرد مسین یا برنجی یا رویین، با دستگیره ایی در قسمت بیرونی است و در دسته های عزاداری و زنجیر زنی به هم می زنند و با صدا و آهنگ شورآفرین آن، به نوحه خوانی می پردازند، «صنج » هم گفته شده است.
جواد محدثی، فرهنگ عاشورا، نشر معروف.
سِنْج و دَمام از آیین های سنتی عزاداری در مناطق جنوبی کشور ایران به خصوص شهر بوشهر است. در این مراسم افراد با استفاده از دمام، سنج و بوق مراسم را برگزار می کنند. طبق نقل های تاریخی، سنج و دمام از کشور هند یا تانزانیا (زنگبار) به بوشهر وارد شده است.
به نظر می رسد دمام در اصل دمبام بوده و در قدیم گروهی در بامداد با نواختن آن برای بیدارباش استفاده می کردند. نقل شده است که دمام توسط برخی از مردم زنگبار یا هند به بوشهر وارد شده است و از آن در مراسم مختلف شادی و غم استفاده می کردند و به مرور وارد مراسم عزاداری شد. برخی همراهی سنج با دمام را به اعتقادات بومی مردم بوشهر نسبت می دهند که مردم این شهر اعتقاد داشتند فلز شیطان و اجنه را فراری می دهد و در اطراف دمام که ساز مقدسی است، سنج آن نواخته می شود تا شیاطین به او نزدیک نشوند.
سنج دو صفحه دایره ای از جنس برنج به قطر ۱۵ تا ۲۰ سانتیمتر و ضخامت تقریبا ۵ میلیمتر است که هر کدام از آنها یک دستگیره چوبی در وسط آن دارد. بوق نیز از شاخِ پیچ در پیچ بزرگی درست می شود.
سِنْج و دَمام از آیین های سنتی عزاداری در مناطق جنوبی کشور ایران به خصوص شهر بوشهر است. در این مراسم افراد با استفاده از دمام، سنج و بوق مراسم را برگزار می کنند. طبق نقل های تاریخی، سنج و دمام از کشور هند یا تانزانیا (زنگبار) به بوشهر وارد شده است.
به نظر می رسد دمام در اصل دمبام بوده و در قدیم گروهی در بامداد با نواختن آن برای بیدارباش استفاده می کردند. نقل شده است که دمام توسط برخی از مردم زنگبار یا هند به بوشهر وارد شده است و از آن ...


سنج در دانشنامه ویکی پدیا

سنج
سِنج نوعی ساز کوبه ای به شکل دو صفحهٔ برنجی گرد است که معمولاً صدای آن را با کوبیدن به هم درمی آورند.
سنج انگشتی
سنج عبارت از یک صفحه برنجی و فلزی مدور با قطرهای مختلف بین ۲۰ تا ۶۰ سانتیمتر و معمولاً وسط سمت بیرونی سنج برای نگهداشتن آن بکار می رود است. صدای سنج ها بسته به خاصیت آن ها تفاوت می کند. این خاصیت ها عبارتند از:
در جنوب ایران جنس سنج از فلزی سخت و محکمی است که به آن «هفت جوش» می گویند. در منطقه خلیج فارس، در گذشته بر این عقیده بوده اند که چون جنس سنج از فلز است و اجنه از فلز می هراسند به همین خاطر آن را در کنار نوازنده های دَمّام می نوازند تا جسمشان از اشباح و شیاطین آزاد شود و نوازنده بتواند با نیتی پاک به نواختن بپردازد. در جنوب ایران، آیین سنج و دمام، معمولاً با تعداد هفت سنج نواخته می شود، سه سنج که از دیگر سنج ها خوش صداتر هستند در جلو و چهار سنج دیگر را در عقب گروه می نوازند.
عکس سنج
سنج ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
سنج (الیگودرز)
سنج (ساوجبلاغ)
سنج، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان الیگودرز در استان لرستان ایران است.
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان پاچه لک شرقی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۸۱ نفر (۷۴خانوار) بوده است.
سنج روستایی است در استان البرز ایران. مردمش مسلمان شیعه هستند و به زبان تاتی صحبت می کنند.
سرشماری نفوس ایران
مختصات و ارتفاع
روستای سنج در دهستان برغان بخش چندار شهرستان ساوجبلاغ در غرب استان تهران و در کوه های البرز و در میان کرج و هشتگرد واقع شده است.
روستای سنج ۱۶۲ نفر (۵۰ خانوار) جمعیت دارد که از آن ۱ ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

سنج در دانشنامه آزاد پارسی

سِنْج
از سازهای ایدیوفون یا کوبه ای های فاقد پوست و بدون نت. از دو صفحه یا ورقۀ گِرد فلزی، و در برخی نمونه های نادر چوبی، تشکیل شده است که وسط هر صفحه یک فرورفتگی وجود دارد؛ وسط فرورفتگی سوراخی است، که برای قرارگرفتن در دست نوازنده، به آن بند یا تسمه ای متصل می شود. سنج اندازه های مختلفی دارد. نمونه هایی از آن، که متعلق به دوره های پیش از اسلام و از جنس هایی چون مفرغ است، در موزه ها نگهداری می شوند. رایج ترین نمونه های آن امروز در مراسم عزاداری محرم به کار می رود که مهم ترین نمونۀ آن متعلق به گروه های سنج و دمام و بوق بوشهر است. نمونه های کوچک آن با نام هایی چون سنجک، زنگ، قاشقک و شرینگ در مناطق گوناگون ایران متداول است. این گونه سنجک ها (سنج های کوچک) گاه با بند یا کِش به انگشتان دست بسته می شوند و در برخی مناطق رقصندگان زن یا مرد حین رقصیدن آن را به صدا درمی آورند.

سنج در جدول کلمات

زمان سنج ورزشی
کرونومتر

معنی سنج به انگلیسی

chime (اسم)
سنج ، ترتیب زنگهای موسیقی ، ناقوس رابصدا دراوردن
cymbal (اسم)
سنج

معنی کلمه سنج به عربی

سنج
رنين
مقياس الارتفاع
محرار
ساعة
ناقد
عداد السرعة
معجل
موشر
متذوق
متر

سنج را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی سیریزی
سِنِج یا سِنِد شاهی از دودمان دوم مصر باستان است که گمان می‌رود پس از ونگ به پادشاهی رسیده باشد و به احتمال زیاد در زمان وی یک تجزیه موقت در مصر صورت یافته و مصر به دو بخش شمالی و جنوبی منقسم گردیده و او پادشاه نیمه شمالی در پایتختی ممفیس حکومت می نموده.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• سنج محرم   • قیمت سنج   • روستای سنج   • شسنج   • خرید سنج   • سنج و دمام mp3   • ساز سنج   • دانلود صدای سنج و دمام   • معنی سنج   • مفهوم سنج   • تعریف سنج   • معرفی سنج   • سنج چیست   • سنج یعنی چی   • سنج یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سنج

کلمه : سنج
اشتباه تایپی : sk[
آوا : sanj
نقش : بن حال
عکس سنج : در گوگل

آیا معنی سنج مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )