برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1458 100 1

سنبل کردن

معنی سنبل کردن در لغت نامه دهخدا

سنبل کردن. [ سَم ْ ب َ ک َدَ ] (مص مرکب ) در تداول عوام ، سرسری انجام دادن کاری را. اجرای امری بطور سطحی. (فرهنگ فارسی معین ).

معنی سنبل کردن به فارسی

سنبل کردن
( مصدر ) سرسری انجام دادن کاری را اجرای امری به طور سطحی .

معنی سنبل کردن به انگلیسی

fumble (فعل)
اشتباه کردن ، سنبل کردن ، من من کردن ، لکنت زبان پیدا کردن ، کورکورانه جلو رفتن ، توپ را از دست دادن
bungle (فعل)
سرهم بندی کردن ، سنبل کردن ، ناشیگری ، خطا کردن
botch (فعل)
خراب کردن ، سرهم بندی کردن ، سنبل کردن ، از شکل انداختن

معنی کلمه سنبل کردن به عربی

سنبل کردن
تحسس

سنبل کردن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی سنبل کردن   • مفهوم سنبل کردن   • تعریف سنبل کردن   • معرفی سنبل کردن   • سنبل کردن چیست   • سنبل کردن یعنی چی   • سنبل کردن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سنبل کردن
کلمه : سنبل کردن
اشتباه تایپی : skfg ;vnk
عکس سنبل کردن : در گوگل

آیا معنی سنبل کردن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران