برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1532 100 1
شبکه مترجمین ایران

سناتور

/senAtor/

مترادف سناتور: عضو سنا، عضو مجلس اعیان، نماینده مجلس اعیان

معنی سناتور در لغت نامه دهخدا

سناتور. [ س ِ ت ُ] (فرانسوی ، اِ) وکیل مجلس اعیان. وکیل مجلس سنا.

معنی سناتور به فارسی

سناتور
عضوسنا، نماینده درمجلس سنا
( اسم ) عضو سنا وکیل مجلس اعیان .

معنی سناتور در فرهنگ معین

سناتور
(س ) [ فر. ] (اِ.) عضو مجلس سنا، نماینده مجلس اعیان .

معنی سناتور در فرهنگ فارسی عمید

سناتور
عضو مجلس سنا.

سناتور در جدول کلمات

سناتور ایالات نواداو رهبر جناح اکثریت مجلس سنای آمریکا
هریرید
سناتور ایالت نوادا و رهبر جناح اکثریت مجلس سنای آمریکا
هریرید

معنی سناتور به انگلیسی

holdover (اسم)
تمدید ، سناتور

معنی کلمه سناتور به عربی

سناتور
عضو مجلس الشيوخ

سناتور را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ویلان
بزرگ و گرانقدر
Milad
فرمانده،رهبر
Milad
فرمانده،رهبر
جواد
فرمانروا
kowii
فرمانروا..یا ی شخص بزرگ قابل اعتماد
مهپی
در قالب لغت واژه ای یونانی به معنی بزرگ است
چگینی
فرمانروا
Masoud
بی همتا.تک پر
شهریار آریابد
در پارسی " هموند نشیناد زبرگان " ، " زبروند"
علی محمدی
سناتور = مهست /مهستبُد
عدنان
بزرگ و گرانقدر
ایوب
الهیار ملکشاهی
حاتم
فرمانروا
ehsan
بزرگ -فرمانروا
حاج محسن
بزرگ و برتر
hamid
نامبروان
علی باقری
واژه ی سناتور با واژه ی مسن هم ریشه است زیرا واژه پارسی کهن hanata و واژه ی پهلوی شنات ŝināt به معنی سال و سنه با تغییری در حرف ش که به س بدل شده (خروش /خروس) واژه ی پهلوی شنات به سنات بدل شده به زبان لاتین وارد شده بنابراین در لاتین سناتور معنی مسن ، و کهنسال و در معنی امروزی ریش سفید معنی می دهد .

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• سناتور سیگار   • فیلم سناتور   • سناتور کیست   • سناتور امریکا   • سناتور مجلس   • سناتور شرابی   • ماشین سناتور   • شرکت سناتور   • معنی سناتور   • مفهوم سناتور   • تعریف سناتور   • معرفی سناتور   • سناتور چیست   • سناتور یعنی چی   • سناتور یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سناتور

کلمه : سناتور
اشتباه تایپی : skhj,v
آوا : senAtor
نقش : اسم
عکس سناتور : در گوگل

آیا معنی سناتور مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )