سلی


معنی انگلیسی:
tubercular

لغت نامه دهخدا

سلی. [ س َ لا ] ( ع اِ ) پوستی که بر روی بچه درکشیده زاید و آنرا بفارسی یارک خوانند. ج ، اَسلاء. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( صراح اللغة ). رجوع به تشریح میرزا علی ص 954 شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به سل مزاج سلی .
پوستی که بر روی بچه در کشیده زاید و آنرا بفارسی یارک خوانند . جمع اسلائ .

دانشنامه عمومی

سلی (آستارا). سلی یک روستا در ایران است که در دهستان چلوند شهرستان آستارا واقع شده است. [ ۱] سلی ۳۰ نفر جمعیت دارد.
عکس سلی (آستارا)
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلف

مترادف ها

tubercular (صفت)
مسلول، سلی، ازخی، ازخ دار، برامدگی دار

tuberculous (صفت)
مسلول، سلی، دارای برامدگی یا دکمه

پیشنهاد کاربران

تحلیل هم از نظر زبانی و هم از نظر ارجاع به منابع، کاملاً دقیق و درست است. این دقت در تفکیک دو ریشهٔ کاملاً متفاوت، نقطهٔ قوت اصلی کار شماست.
در ادامه، برای تکمیل بحث و مستندسازی بیشتر، اطلاعات دو واژه را بر اساس منابع معتبر دسته بندی کرده ام:
...
[مشاهده متن کامل]

۱. �سِلّی� ( گویش بوشهری ) – ریشه ایرانی ( پهلوی )
این واژه همان طور که اشاره کردید، اصالتی ایرانی دارد. برای استناد دانشگاهی، می توانید روی این منابع کلیدی تکیه کنید که مستقیماً به تحول آوایی čiš ( چه کسی ) به �سِلّی� می پردازند:
� مرجع اصلی ( انگلیسی ) : کتاب Middle Persian Grammar ( نسخهٔ Prods Oktor Skj�rv� ) – فصل ضمایر پرسشی.
� مرجع اصلی ( فارسی ) : کتاب �دستور زبان فارسی میانه ( پهلوی ) � نوشتهٔ دکتر محمود جعفری دهقی ( انتشارات سمت ) . ایشان به صراحت به تحول �Če� و �Čiš� اشاره دارند.
� منبع تطبیقی: �راهنمای زبان پهلوی� نوشتهٔ دکتر بهرام فره وشی ( انتشارات دانشگاه تهران ) . این کتاب برای تطبیق گویش های جنوبی با فارسی میانه بسیار کاربردی است.
� منبع گویش شناسی: مقالات دکتر سلیمان گیویی در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران دربارهٔ گویش های بوشهر و دشتی ( که صورت �سِل� را مستقیماً ثبت کرده است ) .
نتیجه: �سِلّی� بازماندهٔ کهن آوای Čiš ( پهلوی ) → Kay ( فارسی نو ) است و در جنوب به �سِل� ( Sel ) حفظ شده است.
۲. �سَلی� ( عربی ) – ریشه سامی
این همان واژه ای است که از لغت نامهٔ دهخدا نقل قول کردم و ارتباطی به فارسی ندارد.
� هویت واژه: اسم مفرد، مؤنث، ریشه سامی.
� معنا: �یارَک� ( پوست نازکی که نوزادِ برخی پستانداران را در بدو تولد می پوشاند / همان کیسه آمنیوتیک ) .
� جمع: اَسْلاء.
� منابع معتبر عربی: لسان العرب ( ابن منظور ) ، القاموس المحیط ( فیروزآبادی ) ، متن اللغه ( زکریا ) .
📌 خلاصه ( برای استفاده در بحث یا تحقیق ) :
� فارسی ( گویش بوشهری ) : سِلّی ( با تشدید ) = مالِ کیه؟ ( ریشه: پهلوی čiš )
� عربی: سَلی ( با فتحه ) = یارَک / پرده جنین ( ریشه: سامی s - l - w )
برای قوت گرفتن استدلال خود، پیشنهاد می کنم در کنار ارجاع به دهخدا برای �سَلی� عربی، حتماً به جعفری دهقی یا فره وشی برای �سِلّی� بوشهری استناد کنید. این تمایز، را در سطح پایان نامه یا مقاله تخصصی ارتقا می دهد.

سلیمان واثقی با نام هنرمندی سُلی ( زادهٔ ۱۳۲۴ ) خواننده و آهنگساز و ترانه سرا سبک پاپ در دوران پیش از انقلاب ۵۷ در ایران است. وی در سال ۱۳۴۹ صفحه ای چهل و پنج دور به نام حمدی فیل با ملودی منصور ایران نژاد منتشر کرد که با موفقیت بسیاری همراه شد و از آن به بعد توسط شوی میخک نقره ای با مجری گری فریدون فرخزاد نه تنها سلی بلکه بسیاری از خوانندگان مطرح مانند مرتضی، ابی، نلی، شهره و… به مردم معرفی شدند. آثار دیگر سلی به ترتیب خورشید هفت آسمون، آفتاب چیه گل کدومه، بهت نگفتم، اشارتهای دل، نگار، شرقی، صدف، دیوار شکسته، حال که دیوانه شدم، گل سیب، بانوی شهر آواز و بسیاری دیگر می باشد. وی در مدت فعالیت هنری علاوه بر ساختن آهنگهای خود برای همکاران خود نیز آهنگ می ساخت از جمله آنها عبارتند از: ما بهم نمی رسیم ( گوگوش ) گرگ و بره ( شهرام شب پره ) شب زخمی ( ابی ) اینو از تو یادگرفتم ( لیلا فروهر ) سلی و…. در سال پنجاه و شش در سازمان ملی شیر و خورشید بعنوان رئیس قسمت سمعی و بصری سازمان انتخاب شد اما با وقوع انقلاب ۵۷ از این سمت بکنار گذاشته شد. وی پس از دورانی وقفه در سال ۶۵ شمسی به فلورانس مهاجرت کرد و پس از مدتی اقامت برای همیشه مقصدش را به تورنتو کانادا ترک گفت. فعالیت هنری وی، چندین آلبوم و کنسرت در سبک متفاوتی ( بیشتر سبک قوالی ) ارائه داده است.
...
[مشاهده متن کامل]

سلی در خانواده ای مذهبی - عرفانی بزرگ شد. در دانشگاه تهران رشته علوم اجتماعی خواند و در سال ۱۳۴۹ در این رشته دانش آموخته شد.
سلیمان واثقی خواندن را با قرآن خوانی آغاز کرد و پس از شرکت در برنامه های موسیقی و تئاتر دانشگاه در دورهٔ دانشجویی به صحنهٔ موسیقی وارد شد.
هنگامی که سلی در اردوهای دانشجویی می خواند، مسئولان وقت رادیو دریا مانند شاهرخ نادری صدایش را شنیدند و کشف کردند. نخستین کارهای رسمی وی روی صفحه ۴۵ دور و دو ترانه «حمدی فیل» و «در اومدی ز خونه» بودند، که در سال ۱۳۵۰ ( ۱۹۷۱ ) بر دو روی صفحه ضبط شدند.
سلی در اپرای فتح بابل به رهبری ارکستر اسفندیار منفردزاده در نقش کاهن بزرگ اجرا داشت. خواندن ترانه ای به نام «حمدی فیل» در دوران دانشجویی در کاخ جوانان باعث شهرت او شد.
آهنگ «در اومدی ز خونه» کار دوم او بود که آنها را در برنامه فریدون فرخزاد ( میخک نقره ای ) اجرا کرد. پس از آن سلی در گروه کر اپرای تالار رودکی استخدام شد و تحصیلات علمی موسیقی را آن جا آغاز کرد و ادامه داد. سلفژ ( نت خوانی ) را نیز آموخت و ۸ سال تعلیم آواز کلاسیک دید.

سلی
منابع• https://fa.wikipedia.org/wiki/سلی
در لفاظی مخفف �سلطان� استعمال کنند.
از کلمه سولی ( ( محاوره ای و اصطلاحا ) ) در بعضی از کشورها و در جوامع و گروه های دوستانه، گنگ های خیابانی و اکیپ های مختلف قشر جوان، برای صدا زدنِ دوست و مخاطبِ خود مورد استفاده قرار میگیرد و به اصطلاح برای نشان دادن نزدیک بودن، صمیمیت زیاد، ارادت و علاقه به طرف مقابل میباشد.
...
[مشاهده متن کامل]

در ایران استفاده از همچین کلمات و اصطلاحاتی در بعضی از قشرها و اکیپ های دوستانه جا افتاده و به گوش میرسد. ماننده استفاده از کلماتی همچون :داداش، سلطان، سالار، تاجه سرمی، عشق منی و . . .
( ( سولی ) ) در گویش کوچه بازاری و به اصطلاح خیابانی خودمان، هم معنی و مترادف کلماتی مثل: دایی، عمو، و یک نسبت فامیلی نزدیک میباشد.