برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1462 100 1

سلطنتی

/saltanati/

مترادف سلطنتی: امپراطوری، پادشاهی، شاهی، شاهنشاهی، استبدادی ، منسوب به سلطنت، شاهانه

متضاد سلطنتی: جمهوری

معنی سلطنتی به فارسی

سلطنتی
[علوم سیاسی و روابط بین الملل] ← پادشاهی2
[royal forest, crown forest] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] جنگلی که متعلق به پادشاه یا خانوادۀ سلطنتی یک کشور است
[Diomedea epomophora] [زیست شناسی- علوم جانوری] گونه ای از تیرۀ دیومِدیان و راستۀ کبوتردریایی سانان با جثه ای بزرگ و سفید که سطح بالایی بال ها و پلک های آن سیاه است و روی بدن پرندگان مسن تر خا ل های سفیدی ظاهر می شود

سلطنتی در جدول کلمات

سلطنتی در لفظ فرنگی
رویال
سلطنتی فرنگی
رویال
قدیمی ترین بنای سلطنتی در تهران
تخت مرمر

معنی سلطنتی به انگلیسی

regnant (صفت)
حاکم ، شایع ، مسلط ، حکمفرما ، سلطنتی ، سلطنت کننده
royal (صفت)
مجلل ، شاهوار ، شاهانه ، ملوکانه ، خسروانی ، سلطنتی
regnal (صفت)
سلطنتی

معنی کلمه سلطنتی به عربی

سلطنتی
احد افراد العائلة المالکة
عائلة مالکة
عائلة مالکة
مجلس
حکم ملکي
محصل الديون

سلطنتی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حمیدرضاداعی
کاویان
محمدصادق جمشید ی ایلام
رویال

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی سلطنتی   • خاندان سلطنتی پهلوی   • خانواده سلطنتی ایران   • سلطنتی در جدول   • خانواده سلطنتی سوئد   • دختر ملکه انگلیس   • عروس ملکه انگلستان   • خاندان سلطنتی اسپانیا   • مفهوم سلطنتی   • تعریف سلطنتی   • معرفی سلطنتی   • سلطنتی چیست   • سلطنتی یعنی چی   • سلطنتی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سلطنتی
کلمه : سلطنتی
اشتباه تایپی : sgxkjd
آوا : saltanati
نقش : صفت
عکس سلطنتی : در گوگل

آیا معنی سلطنتی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران