برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1530 100 1
شبکه مترجمین ایران

سلسله

/selsele/

مترادف سلسله: آل، دودمان، طایفه، قبیله، گروه، دسته، فرقه، حلقه، زنجیر، رشته، سری، ردیف، صف، اتصال، پیوند

برابر پارسی: خاندان، دودمان، رشته، زنجیره

معنی سلسله در لغت نامه دهخدا

سلسلة. [ س َ س َ ل َ ] (ع مص ) پیوستگی چیزی بچیزی. (آنندراج ) (منتهی الارب ). پیوسته کردن. (المصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). || روان کردن آب را. (آنندراج ). || (اِ) پاره ٔ دراز از کوهان. (آنندراج ) (ناظم الاطباء).

سلسله. [ س ِ س ِ ل َ ] (ع اِ) زنجیر. ج ، سِلسِل و سَلاسِل. (آنندراج ) (مهذب الاسماء) (دهار). زنجیر آهن و طلا و نقره. (غیاث ) :
من چو مظلومان از سلسله ٔ نوشروان
اندر آویخته زآن سلسله ٔ زلف دراز.
فرخی.
سلسله جعدی بنفشه عارضی
کش فریدون افدر و پرویزجد.
ابوشعیب.
از میان خانه ٔ کعبه فرو آویختند
شعر نیکو را بزرین سلسله پیش عزی.
منوچهری.
و از تاج بر سررنجی نبود که سلسله ها و عمودها آن را استوار میداشت. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 55).
این ستوران کرده در گردن
رسن جهل و سلسله ٔ وسواس.
ناصرخسرو.
آهن اگر قید گران شد ترا
سلسله ای باید از او ده منی.
ناصرخسرو.
تقدیر آسمانی شیر شرزه را گرفتار سلسله گرداند. (کلیله و دمنه ).
نیکو نبود که باشی ای سلسله موی
چون سوسن ده زبان و چون لاله دو روی.
عبدالواسع جبلی.
سلسله های فلک است آندو زلف
تا نکنی قصد سرش هان و هان.
خاقانی.
آن نه زلف است آنچنان آویخته
سلسله ست از آسمان آویخته.
خاقانی.
خلق بسیار بقتل آوردند و دیگران را در سلسله ٔ اسار کشیدند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). و همگنان را در سلسله کشیدند و بند برنهادند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 129).
چنگل دراج بخون تذرو
سلسله آویخته در پای سرو.
نظامی.
خلق دیوانند و شهوت سلسله
می کشد شان سوی دکان و غله.
(مثنوی ).
پدر را بعلت او سلسله در نایست و بند گران درپای. (سعدی ).
دیوانه ای ز سنگ ملامت متاب روی
بازیچه نیست سلسله برپا گذاشتن.
صائب (از آنندراج ).
- بحرالسلسله ؛ بحری است از بحور شعری وتقطیع آن : مستفعلن فاعلن مفاعلتن فع. (یادداشت مؤلف ). ...

معنی سلسله به فارسی

سلسله
بخشی است از شهرستان خرم آباد ( لرستان ) قسمت اعظم آن جلگه و قسمتی دامنه و کوهستانی است .مرکز بخش آبادی (( الشتر )) است . جمعیت بخش حدود ۳٠ ٠٠٠ تن است .
زنجیر، حلقه های فلزی بهم پیوسته، سلاسل جمع
( اسم ) ۱ - زنجیر جمع : سلاسل . ۲ - پیوستگی چیزی به چیزی اتصال . ۳ - خاندان خانواده عموما . ۴ - خاندانی سلطنتی که گروهی از آن یکی پس از دیگری پادشاهی کند : سلسله هخامنشی سلسله صفوی . ۵ - فرقه ای از تصوف که موسس آن یکی از مشایخ است و پس از او جانشینانش - یکی پس از دیگری - پیشوایی فرقه را به عهده دارند : سلسله ذهبیه سلسله نعمه اللهیه . ۶ - گروه دسته مخصوص : فلان از سلسله علماست . ۷ - طرح مخصوصی است در قالی بافی .
دهی است از دهستان اسفند آباد بخش قروه شهرستان سنندج .
[kingdom] [زیست شناسی] دومین رتبۀ رسمی در رده بندی موجودات زنده
[عمومی] ← رشته 3
کتابی است مشتمل بر سیاحتهای دریایی عرب و عجم از بنادر خلیج فارس تا سرزمینهای هند و چین تالیف سلیمان تاجر و ابوزید حسن - این کتاب را فران بفرانسوی ترجمه کرده ( ۱۹۹۲ م .)
یکی از هفت مثنوی مشهور نورالدین عبدالرحمن جامی ( ه . م .)است . موضوع آن مباحث فلسفی و دینی و اخلاقی و ذکر عقاید و اصول اسلامی و تفسیر بعضی از آیات قر آن و مطالب حکمی نظیر مسئله جبر و اختیار و معانی عرفانی توام با حکایات و امثله است . این مثنوی بنام سلطان حسین بایقرا و بر وزن هفت پیکر نظامی سروده شده .
[concatenated] [مهندسی مخابرات] پیوند یا اتصال اجزای سامانه به صورت پشت سرهم یا زنجیره ای
[concatenation] [مهندسی مخابرات] اتصال پشت سرهم سامانه ها به طوری که خروجی هر سامانه ورودی سامانۀ بعدی است
کسی که پیوند دهد قرابتها و نژادها را بهم .
...

معنی سلسله در فرهنگ معین

سلسله
(س س لَ یا لِ) [ ع . سلسلة ] (اِ.) ۱ - زنجیر. ج . سلاسل . ۲ - خاندان .
( ~ . جُ) [ ع - فا. ] (ص فا.) محرک ، باعث .

معنی سلسله در فرهنگ فارسی عمید

سلسله
۱. حلقه های فلزی به هم پیوسته، زنجیر.
۲. [مجاز] پادشاهانی از یک خاندان که یکی پس از دیگری پادشاهی کنند: سلسلهٴ هخامنشی، سلسلهٴ اشکانی، سلسلهٴ ساسانی.
۳. (تصوف) هریک از فرقه های صوفیه که انتساب به یکی از مشایخ داشته باشند: سلسلهٴ ذهبیه، سلسلهٴ نعمةاللهیه، سلسلهٴ نقش بندیه.
* سلسله جنباندن: [قدیمی، مجاز]
۱. به حرکت درآوردن سلسله، تکان دادن زنجیر.
۲. به حرکت درآوردن و وادار ساختن گروهی به کاری.
کسی که گروهی را به طریقی تحریک و رهبری کند، باعث، محرک، سلسله جنباننده.

سلسله در دانشنامه اسلامی

سلسله
معنی سَبَإٍ: نام سلسله اي که از سال 850 ق م تا سال 115 ق م در محل " يمن "کنوني حکومت داشتند
معنی سَّلَاسِلُ: زنجيرها( جمع سلسله و آن عبارت است از حلقههايي که از جهت طول پشت سر هم قرار ميگيرد)
معنی سَلَاسِلَاْ: زنجيرها( جمع سلسله و آن عبارت است از حلقههايي که از جهت طول پشت سر هم قرار ميگيرد)
معنی جُودِيِّ: کوه و زمینی سنگی و سخت (برخی گفته اندکوهی خاص است در سلسله جبال آرارات در سرزمین موصل)
ریشه کلمه:
سلسل‌ (۳ بار)

«سِلْسِلَه» به معنای زنجیر است، و در اصل، از مادّه «تسلسل» به معنای تکان خوردن و لرزش گرفته شده; زیرا حلقه های زنجیر می لرزند و تکان می خورند.
زنجیر. . معنی آیه در «ذرع» گذشت. جمع آن سلاسل است . آنگاه که غل‏ها و زنجیرها در گردنشان باشد، کشیده شوند. در «ذرع» گذشت که میان اعمال دنیا و این زنجیرها تناسبی هست و غلّ طوقی است که در گردن می‏نهند و سلسله مطلق زنجیر است. نا گفته نماند: تسلسل به معنی اضطراب است گویا به زنجیر از ان سلسله گفته‏اند که حلقه‏های آن نوعاً متحرک است. * . طبرسی گوید: اهل مدینه و ابوبکر به نقل از عاصم و کسائی سَلاسِل" را با تنوین خوانده‏اند و در حال وقف با الف می‏خوانند و ابن کثیر و خلف سلاسل خوانده‏اند و بدون تنوین. از این آیه و آیه ما قبل به خوبی روشن است که اغلال غیر از سلاسل است.
«سلسلة التواریخ» یا «اخبار الصین و الهند»، ترجمه فارسی کتابی است از سلیمان تاجر سیرافی که توسط ابوزید حسن سیرافی گردآوری و اضافاتی بدان افزوده شده است. این کتاب، شرح سفر دریایی سلیمان تاجر سیرافی در سده چهارم هجری است.
کتاب سلسله التواریخ حاوی پیش گفتار و نیز مقدمه مترجم؛ آقای حسین قرچانلو، دو بخش و نیز ضمائم است؛ بخش اول که از آن به کتاب اول یاد شده است، تالیف سلیمان تاجر و بخش دوم را ابوزید سیرافی بر بخش اول افزوده است.
گزارش محتوا
این کتاب گزارش گونه ای از عجایب جهان باستان است که مطالب آموزنده و گه گاه باور نکردنی از رسوم، احوال و عادات طوایف چین ، هند و بخشی از مناطق آسیای ج ...


سلسله در دانشنامه ویکی پدیا

سلسله
سلسله می تواند به موارد زیر اشاره کند:
دودمان، یک دنباله از فرمانرواها از یک خانواده
سلسله (زیست شناسی)، یک طبقه آرایه شناختی در زیست شناسی
شهرستان سلسله، از شهرستانهای استان لرستان
سلسله (قروه)
سلسله (به هندی: Silsila) یا روابط عاشقانه فیلمی محصول سال ۱۹۸۱ و به کارگردانی یاش چوپرا است. در این فیلم بازیگرانی همچون شاشی کاپور، آمیتاب باچان، جایا باچان، ریکا، سانجیو کومار، کولبوشان کارباندا ایفای نقش کرده اند.
۱۴ اوت ۱۹۸۱ (۱۹۸۱-08-۱۴)
سلسله (قروه)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان قروه در استان کردستان ایران است.
این روستا در دهستان پنجه علی جنوبی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۳۹ نفر (۱۲۸خانوار) بوده است.
سلسله اتالیه (‎/ætəlᵻd/‎; یونانی: Δυναστεία των Ατταλιδών Dynasteía ton Attalidón) یا پادشاهی پرگامون حکومتی در عصر هلنیستی بود که پس از مرگ لوسیماخوس سردار اسکندر مقدونی بر شهر پرگامون در آسیای صغیر حکومت می کرد.
نشان
سلسله اشکانی آلبانیای قفقاز، سلسله ای با اصالت پارتی بود که از قرن اول تا پنجم میلادی بر آلبانیای قفقاز حکم می راند. آنها شاخه ای از اشکانیان پارت بودند که به همراه حاکمان اشکانی ارمنستان و ایبری یک اتحادیه خانوادگی اشکانی را پدیدآوردند. بعدها مهرانیان جانشین سلسله اشکانی آلبانیای قفقاز شدند. مؤسس کاغانکاتواتسی مورخ فهرستی از ده پادشاه اشکانی آلبانیای قفقاز از از واچاگان اول دلاور در نیمه دوم قرن سوم تا واچاگان سوم پرهیزگار در قرن پنجم ارائه می دهد.
واچاگان دلاو ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

سلسله در جدول کلمات

سلسله
,,,,,
سلسله ای مغولی
ایلخان
سلسله ای از امرای مغول نژاد
آل جلایر
سلسله ای از پادشاهان ایران که در حدود سال های 559 | 330 ق•م سلطنت کردند
هخامنشیان
سلسله ای در ایران
غزنویان, خوارزمشاهیان, زندیان
سلسله ای در تاریخ هند
موریا
سلسله ای مغول که در ایران حکومت می کردند
ایلخان
سلسله پادشاهان ترک در ایران
غزنویان
سلسله پادشاهی در تاریخ ایران
هخامنشیان
سلسله پارت ها
اشکانیان

معنی سلسله به انگلیسی

concatenation (اسم)
الحاق ، سلسله ، تسلسل
run (اسم)
حدود ، محوطه ، ترتیب ، رانش ، سلسله ، ردیف ، رد پا ، تک ، امتداد ، سفر و گردش
string (اسم)
عقد ، سیم ، زه ، رشته ، ریسمان ، سلسله ، نخ ، ردیف ، قطار ، دراز
flight (اسم)
گریز ، پرواز ، سلسله ، مهاجرت ، عزیمت ، یک رشته پلکان
dynasty (اسم)
دودمان ، سلسله ، خاندان ، خانواده ، خاندان پادشاهان ، ال
genealogy (اسم)
دودمان ، سلسله ، نسب ، شجره نامه ، شجره النسب
chain (اسم)
حلقه ، زنجیر ، رشته ، سلسله ، ریسه ، کند و زنجیز
suite (اسم)
اپارتمان ، دنباله ، همراهان ، ملتزمین ، رشته ، سلسله ، پیروان ، قطعه موسیقی ، رشته مسلسل ، اتاق مجلل هتل
system (اسم)
دستگاه ، جهاز ، ترتیب ، نظم ، رشته ، سبک ، سلسله ، روش ، منظومه ، اسلوب ، نظام ، سیستم ، همست ، همستاد ، قاعده رویه
series (اسم)
دنباله ، صف ، رشته ، رده ، سلسله ، ردیف
rank (اسم)
صف ، ترتیب ، نظم ، پایه ، رشته ، مقام ، سلسله ، شکل ، ردیف ، رتبه ، شان ، قطار
nexus (اسم)
اتصال ، رابطه ، سلسله ، پیوند ، رابطه داخلی ، گروه متحد
gradation (اسم)
درجه ، درجه بندی ، سلسله ، ارتقاء ، انتقال تدریجی ، تدریج
catena (اسم)
زنجیر ، رشته ، سلسله
succession (اسم)
سلسله ، توالی ، ردیف ، وراثت ، ترادف ، جانشینی ، پی ایی
ridge (اسم)
مرز ، نوک ، لبه ، بر امدگی ، سلسله ، سلسله کوه ، خط الراس

معنی کلمه سلسله به عربی

سلسله
تدريج , خيط , رتبة , سلالة , طيران , علم الانساب , قطار
سلسلة
تدرج
تدرج

سلسله را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

لر لک
منطقه سلسله محل سکونت ایل لر لک
بیژنوند
مردم ایل لر لک در تشکیل سلسله
زند لر
به کریم خان کمک کردند
به همین خاطر نام منطقه ایی از
محل سکونت خود را سلسله گذاشتند

متحدان کریم خان زند لر همدان
ابوالفتح خان لر بختیاروند اصفهان
علی مردان خان لر بختیاری لرستان

(پیمان اتحاد سه لر )
اشکان
لغت آریایی نسل (نـна=به-با-بر سل-سلد след=track-trail سلسله-دنبالدار-رد-ردگیر) که در صربستان به شکل نسله насле (ارث-سهم فرزند) و در روسیه به شکل نسلدوانیا наследования (میراث) و در جمهوری چک به شکل n�slednictv� (پیایند-وراثت-جانشینی) به کار میرود نشان میدهد که لغت نسل عربی نیست و تناسل (نسل ساختن) یک لغت جعلی است. روشن نیست که چرا این زبان جعلساز (این معنا را با �زبان جعلی� یکسان نگیرید) نخواسته یا نتوانسته از ریشه آماده و سه حرفی نسل واژگان بیشتری را مانند استنسال تنسیل مناسله انسال (=نسول=نسلها) بسازد.
علی سیریزی
به اردو و پشتو ، سیریز می شود.
امید
جانشینی پشت سر هم
حسنوندمطلق
کریم‌خان لک بود . مردم سلسله صددرصد لک هستند . قوم بزرگ لک اصلا ربطی به لُر ندارد
قوم بزرگ لک مستقل است
قوم بزرگ لک لُرکوچک نیست
قوم بزرگ لک لُر بزرگ هم نیست
لُرها لطفا از زبان مردم و ایلات و طوایف لک با اسامی جعلی کامنت نگذارید .
لک مستقل است . لک لُر نیست
★ғαri'doĸɦт★З℮Ύƒ|
پیوستگی چیزی به چیزی وپشت سرهم قرار گرفتن آن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی سلسله   • سراب کهمان الشتر   • شهرستان سلسله   • مردم الشتر   • جمعیت شهر الشتر   • نقشه شهرستان الشتر   • اسامی روستاهای الشتر   • اخبار الشتر   • مفهوم سلسله   • تعریف سلسله   • معرفی سلسله   • سلسله چیست   • سلسله یعنی چی   • سلسله یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سلسله

کلمه : سلسله
اشتباه تایپی : sgsgi
آوا : selsele
نقش : اسم
عکس سلسله : در گوگل

آیا معنی سلسله مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )