برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1439 100 1

سلح

معنی سلح در لغت نامه دهخدا

سلح. [ س َ ] (ع مص )سرگین کردن. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).حدث کردن. (تاج المصادر بیهقی ). غائط کردن. (المصادر زوزنی ). || شمشیر دادن و شمشیر را سلاح کسی ساختن. یقال : سلحته السیف ؛ شمشیر را سلاح او ساختم و دادم او را شمشیر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

سلح. [ س َ ل َ ] (ع اِ) آب باران در پارگینها.

سلح. [س ِ ل َ ] (اِ) مخفف سلاح ، اسباب و آلات جنگ. (منتهی الارب ) (آنندراج ). ساز حرب. (ناظم الاطباء) :
پس سلح بربندی از علم و حکم
که من از خوفی بیارم پای کم.
(مثنوی ).

سلح. [ س ُ ] (ع اِ) دوشابی است که بدان خیک روغن را مالند. (منتهی الارب ) (آنندراج ).

سلح. [ س ُ ل َ ] (ع اِ) بچه کبک.ج ، سلحان. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (مهذب الاسماء).

معنی سلح به فارسی

سلح
( اسم ) سلاح سلحدار سلحشور .
پوست مار که میاندازد .
پوشیدن سلاح جنگ و خود را بدان آرایش کردن .
دهی است از دهستان خانمیرزا بخش اردکان شهرستان شهرکرد .
محلی که در آن جا سلاحها را گرد آورند زراد خانه اسلحه خانه .
خانه ایکه سلاح در آن نگهدارند
سلحشور یا سپاهی و لشکری

سلح در دانشنامه اسلامی

سلح
معنی صَلَحَ: کارهای شایسته کرد- درستکار بود
معنی صُّلْحُ: صلح - آشتی
تکرار در قرآن: ۴(بار)

سلح را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• صلح   • سلحشور   • معنی سلح   • مفهوم سلح   • تعریف سلح   • معرفی سلح   • سلح چیست   • سلح یعنی چی   • سلح یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سلح
کلمه : سلح
اشتباه تایپی : sgp
عکس سلح : در گوگل

آیا معنی سلح مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )