برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1680 100 1
شبکه مترجمین ایران

سفیر

/safir/

مترادف سفیر: ایلچی، رسول، فرستاده، میانجی، نماینده سیاسی

برابر پارسی: فرستاده، نماینده

معنی سفیر در لغت نامه دهخدا

سفیر. [ س َ ] (ع اِ) رسول و پیک. ج ، سفراء. (آنندراج ) (غیاث ) (منتهی الارب ). پیک. (دهار) :
هر روز درخت با حریر دگر است
وز باد سوی باده سفیر دگر است.
منوچهری.
قرآن را به پیغمبرت ناورید
مگر جبرئیل آن مبارک سفیر.
ناصرخسرو.
نه بس فخر آن کز امام زمانه
سوی عاقلان خراسان سفیرم.
ناصرخسرو.
هم سفیر انبیا خواهی بدن
تو حیات جان و روحی نی بدن.
مولوی.
قطره ای کز بحر وحدت شد سفیر
هفت بحر آن قطره را گردد اسیر.
مولوی.
|| قاصد. (آنندراج ) (غیاث ). صلاح کن میان قوم و میانجی. (منتهی الارب ). میانجی. (دهار). مصلح. (زمخشری ). رسول. ج ، سفراء. (مهذب الاسماء) : سفیر میان ایشان زن صحابی بود. (کلیله و دمنه ). مردی بدست آورد که سفیران بود میان ایشان و مقتدای ایشان. (ترجمه تاریخ یمینی ). سفیران و متوسطان در اصلاح ذات البین سعی بلیغ نمودند. (ترجمه تاریخ یمینی ). نزول کردن میان ایشان سفیران آمدند و رفتند. (ترجمه تاریخ یمینی ). سفیران بیامدند و برفتند و دلها بر مودت قرار گرفت. (ترجمه تاریخ یمینی ). || برگ از درخت افتاده و خشک شده که باد آن را بروبد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (مهذب الاسماء).

سفیر. [ س َف ْ فی ] (ع اِ) یاقوت کبود. (ناظم الاطباء).

سفیر. [ س ِ ] (ع اِ)دلال بازار. (آنندراج ) .

معنی سفیر به فارسی

سفیر
ایلچی، میانجیگری، اصلاح کننده دوقوم، نماینده
( اسم ) ۱ - فرستاده رسول . ۲ - اصلاح کننده میان دو قوم میانجی . ۳ - آنکه به نمایندگی دولت و مملکتی در مملکت دیگر امور مربوط به کشور خود را انجام دهد جمع : سفرائ . یا سفیر کبیر . عالیترین نماینده سیاسی یک کشور در کشور دیگر که امور سفارت کبری را در آن کشور اداره کند.
دلال بازار
وزیر مختاری که از جانب شخص پادشاه مامور دربار دولتی باشد .

معنی سفیر در فرهنگ معین

سفیر
(سَ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - فرستاده . ۲ - میانجی . ۳ - نماینده یک دولت در کشور دیگر.

معنی سفیر در فرهنگ فارسی عمید

سفیر
۱. (سیاسی) شخصی که به نمایندگی از جانب یک دولت در پایتخت دولت دیگر اقامت دارد، ایلچی.
۲. اصلاح کننده میان دو قوم، میانجی.
* سفیرکبیر: (سیاسی) نمایندۀ عالی سیاسی یک دولت در کشور دیگر که کار های سفارت خانه را در آن کشور اداره می کند.

سفیر در دانشنامه اسلامی

سفیر
شخص پیام آور را سفیر می گویند.
سفیر همان فرستاده یا پیام آور می باشد.
سفیر در فقه
از آن به مناسبت در باب جهاد و نکاح نام برده‏اند.
جهاد: کافری که به عنوان سفیر و رساندن پیامی وارد سرزمین اسلام شده، در امان است.
نکاح: تدلیس با شرایطی از اسباب ثبوت خیار فسخ عقد نکاح است. تدلیس با خبر دروغ دادن زوجه یا ولی یا وکیل او از سلامت وی، یا برخورداری از وصفی خاص همچون برده نبودن، تحقق می‏یابد. در اینکه تدلیس با خبر دادن فرستاده زوجه نیز تحقق می‏یابد یا نه، اختلاف است.

پس از «صلح حدیبیه»، پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) تصمیم گرفت سران کشورها و حاکمان نواحی مختلف را به اسلام دعوت کند. یکی از سفرای پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) "عمرو بن امیه ضمری" است که حضرت او را در سال هفتم هجری به نزد نجاشی پادشاه حبشه فرستاد.
پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلّم) در اواخر سال ششم، یا اوایل سال هفتم هجری تصمیم گرفت سران کشورها و حاکمان نواحی مختلف را به اسلام دعوت کند. بدین جهت سفیران زیادی را به مناطق مختلفی اعزام کرد. یکی از سفرای پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) "عمرو بن امیه ضمری" (عمرو بن امیه ضمری سال سوم هجری و به نقلی سال هفتم هجری مسلمان شد و به مدینه مهاجرت کرد. وفات وی در زمان معاویه بوده است. ) است. آن حضرت او را در سال هفتم هجری (همان زمانی که برای دیگر پادشاهان و حاکمان نامه نوشت) به نزد نجاشی پادشاه حبشه فرستاد.
مهر پیامبر
در سال هفتم هجری و پس از «صلح حدیبیه» پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) با خیال آسوده (از جانب قریش)، نامه هایی تنظیم کرد و برای سران کشورها و حاکمان مناطق مختلف ارسال کرد. پس از تنظیم نامه ها بود که «به پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) گفتند: پادشاهان نامه های بدون مهر را نمی خوانند. پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) خاتمی (مهری) از نقره که منقش به عبارت "محمد رسول الله" بود، تهیه کرد و نامه ها را با آن خاتم مهر کرد.» و به فرستادگان داد تا برای پادشاهان و حاکمان مناطق مختلف ببرند.
نا ...

سفیر در دانشنامه ویکی پدیا

سفیر
سفیر به عالی ترین نماینده و مقام رسمی سیاسی یک کشور نزد کشور یا سازمان بین المللی پذیرنده را می گویند.
مأموریت اصلی سفرا (جمع سفیر) این است که از حقوق شهروندان کشور خود در کشور مقابل دفاع کنند. همچنین کلیهٔ امور شهروندان یک کشور در کشور مقابل به عهدهٔ سفارت آن کشور است. به معنای ساده تر، سفیر نمایندهٔ سیاسی مقیم کشورها در کشور دیگر است. حال اگر شخصی غیر از آن به عنوان سفیر از کشوری دیگر فرستاده شود به آن «سفیر فوق العاده» یا «فرستادهٔ ویژه» نیز می گویند.
سفیر می تواند اشاره به یکی از موارد زیر داشته باشد:
سفیر
ماهواره بر سفیر
سفیر (فیلم ۱۳۶۱)
سفیر-۷۴
پل سفیر
سفیر (خودرو)
سفیر یک خودروی نظامی چندمنظوره ۴×۴ ساخت ایران است. این خودرو ساخت صنایع خودرویی فتح است.
از این خودرو در سال ۲۰۰۸ به طور رسمی رونمایی شد. وزیر دفاع ایران در مراسم رونمایی خودروی سفیر گفت که طی امسال ۳۰۰۰ دستگاه از این خودرو ساخته شده است و صنایع فتح هر سال ۵۰۰۰ دستگاه دیگر از این خودرو را تحویل خواهد داد.
سفیر (فیلم) فیلمی به کارگردانی فریبرز صالح و نویسندگی فریبرز صالح و کیهان رهگذار است. این اثر سینمایی در سال ۱۳۶۱ خورشیدی ساخته شد و در اولین دوره جشنواره فیلم فجر به نمایش در آمد.
فرامرز قریبیان
عزت اله مقبلی
جلال پیشواییان
کاظم افرندنیا
محمدتقی کهنمویی
کیومرث ملک مطیعی
شاپوربخشایی
هوشنگ دیبائیان
هادی مقدم
طوفان افراسیابی
عرش پورزارعی
محمد پورستار
عبداله یاقوتی
محمود مشروطه
محمدابراهیم مهدی زاده
حسین غلامی
جعفر احرابی
مهدی صحرایی
سامی تحصنی
محمد نمازی
حسن عرب
علی کنگرلو
مصطفی رستمی
حسین خانی بیک
منوچهر حامدی
احمد بهروزی
م ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

سفیر در دانشنامه آزاد پارسی

سفیر (ambassador)
عالی ترین مقام در روابط دیپلماتیک میان دولت ها، نمایندۀ پادشاه یا رئیس دولتی مستقل در دربار یا پایتخت دولت مستقل دیگر. سفیر، استوارنامهممهور به مُهر و امضای پادشاه یا رئیس دولت متبوعش در اختیار دارد که به موجب آن مذاکراتش مانند مذاکرات شخص رئیس آن دولت شناخته می شود. بنابر سنّت، فقط برخی از دولت ها آزادند که مذاکرات خود را از طریق سفرا انجام دهند و دیگر دولت ها از طریق وزیرمختار مذاکره می کنند. از دیرباز فرق سفیر و وزیرمختار در این بوده است که سفیر حق دارد با رئیس دولت محل مأموریت خود، علنی یا محرمانه، مذاکره کند، اگرچه عملاً رئیس دولت مذکور را وزرایش همراهی می کنند. سفیر در مقام نمایندۀ رئیس دولت متبوع خود از طرف حکومت محل مأموریتش با احترام پذیرفته می شود و تابع قوانین دولت محل اقامتش نیست. این معافیت به درجات مختلف شامل حال کارکنان سفیر، بسته به مقامی که دارند، نیز می شود، اما سوء استفاده از این امتیاز ممکن است به لغو مأموریت آنان منجر شود. در موارد خاصی ممکن است سفیری مصونیت یکی از کارمندان خویش را لغو کند. برای نمایندگان یا کسانی که با سازمان های بین المللی چون سازمان ملل متحد یا اتحادیۀ اروپادر ارتباط اند و نیز برای نمایندگان دولت ها در کنفرانس های بین المللی نیز می توان مصونیت و امتیازات دیپلماتیک قائل شد.

سفیر در جدول کلمات

سفیر
ایلچی ، میانجی
سفیر ایالات متحده در روسیه با نام کوچک «ویلیام»
برنز
آخرین سفیر آمریکا در ایران
سولیوان

معنی سفیر به انگلیسی

ambassador (اسم)
سفیر ، ایلچی ، پیک ، مامور رسمی یک دولت
embassador (اسم)
سفیر ، ایلچی ، سفیر کبیر
legate (اسم)
سفیر ، ایلچی ، فرماندار ، نماینده تامالاختیار ، نماینده پاپ

معنی کلمه سفیر به عربی

سفیر
سفير
السفي المتنقل
السفير المفوض
أورق الإعتماد

سفیر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شهریار آریابد
" پتامبر " در پهلوی و پارسی به معنای سفیر است .
محمد محمودی هرندی
فرستاده و نماینده ی یک مقام ارشد به مکان و محلی دیگر برای بیان نقطه نظرات و بلعکس
tinabailari
فرستاده 🍶🍶
کاربرد در جمله :
پس سفیری به بارگاه پادشاه فرستاندند به همراه هدایای بسیار
یوسف
جمع سفیر : سفرا

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• قطار سفیر   • شعبه های آموزشگاه زبان سفیر   • عطر سفیر   • آموزشگاه زبان سفیر کرج   • ناتوس سفیر   • آموزشگاه زبان سفیر مشهد   • آموزشگاه زبان سفیر صادقیه   • آموزشگاه زبان سفیر تهرانپارس   • معنی سفیر   • مفهوم سفیر   • تعریف سفیر   • معرفی سفیر   • سفیر چیست   • سفیر یعنی چی   • سفیر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سفیر

کلمه : سفیر
اشتباه تایپی : stdv
آوا : safir
نقش : اسم
عکس سفیر : در گوگل

آیا معنی سفیر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )