برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1618 100 1
شبکه مترجمین ایران

سر سخت

/sarsaxt/

معنی سر سخت در لغت نامه دهخدا

سر سخت. [ س َ رِ س َ ](ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) صدمه ٔ سخت. (غیاث اللغات ).
- سر سخت خوردن ؛ صدمه ٔ سخت خوردن. (آنندراج ). صدمه و آسیب بزرگ رسیدن. (مجموعه ٔ مترادفات ص 235) :
عدو از کفت گرز یک لخت خورد
ز سرسختی آخر سر سخت خورد.
محمدسعید اشرف (از آنندراج ).
آن از این کوچه برد سر بسلامت بیرون
که سر سخت ز هر سنگ تواند خوردن.
صائب (از آنندراج ).

معنی سر سخت به فارسی

سر سخت
صدمه سخت . سر سخت خوردن

سر سخت در دانشنامه ویکی پدیا

سر سخت
سر سخت فیلمی به کارگردانی و نویسندگی اسماعیل پورسعید ساختهٔ سال ۱۳۴۷ است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

معنی سر سخت به انگلیسی

whipcord (اسم)
زه ، سر سخت ، نخ تابیده ، پارچه محکم و دارای نختابیده
bull-headed (صفت)
کله شق ، سر سخت
pigheaded (صفت)
کله خر ، کله شق ، سر سخت
froward (صفت)
خود رای ، سرکش ، خود سر ، یاغی ، سر سخت
die-hard (صفت)
سر سخت
refractory (صفت)
سرکش ، سر سخت ، گردن کش ، مقاوم
hard-bitten (صفت)
سخت گیر ، سر سخت ، سگ خو ، گاز گیر ، سخت گاز گرفته شده
hard-fought (صفت)
سر سخت
incompliant (صفت)
سر سخت ، نپذیرنده ، تسلیم نشو
nine-lived (صفت)
سر سخت
renitent (صفت)
سر سخت ، مقاوم
self-opinionated (صفت)
خود رای ، خود سر ، خود ستا ، سر سخت ، خود پسند
stiff-necked (صفت)
کله شق ، سر سخت ، گردن کلفت
subsistent (صفت)
سر سخت ، اعاشه کننده
headstrong (صفت)
خود رای ، خود سر ، سر سخت ، لجباز
dogged (صفت)
ترشرو ، یک دنده ، سخت ، سر سخت ، لجوج
obstinate (صفت)
خود رای ، یک دنده ، ستیز گر ، معاند ، خیره سر ، کله شق ، سر سخت ، لجوج
tough (صفت)
سفت ، سخت ، محکم ، شق ، دشوار ، بادوام ، خشن ، زمخت ، شدید ، سر سخت ، با اسطقس ، پی مانند
tenacious (صفت)
سفت ، محکم ، چسبنده ، سر سخت ، استوار ، مستحکم
vivid (صفت)
روشن ، زنده ، سرزنده ، سرحال ، خرم ، سر سخت ، واضح
vivacious (صفت)
زرنگ ، سرزنده ، خوشحال ، خوشدل ، سر سخت ، مسرور ، خوش مشرب ، با نشاط ، خوش وقت ، دارای سرور و نشاط
stubborn (صفت)
خیره ، ستیزه جو ، ستیزه گر ، ستیز گر ، سرکش ، ستیز جو ، معاند ، خیره سر ، کله شق ، سر سخت ، لجوج ، سمج
recalcitrant (صفت)
سرکش ، سر سخت ، مصر
hardy (صفت)
جسور ، دلیر ، متهور ، بادوام ، سر سخت ، شکیبا ، بردبار ، پرطاقت ، دلیر نما
enduring (صفت)
متحمل ، سر سخت ، شکیبا

معنی کلمه سر سخت به عربی

سر سخت
راسخ

سر سخت را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mahiaw
Stubborn
Farhood
fierce

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی سر سخت   • مفهوم سر سخت   • تعریف سر سخت   • معرفی سر سخت   • سر سخت چیست   • سر سخت یعنی چی   • سر سخت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سر سخت

کلمه : سر سخت
اشتباه تایپی : sv soj
آوا : sarsaxt
نقش : صفت
عکس سر سخت : در گوگل

آیا معنی سر سخت مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )