برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1435 100 1

سرور

/sarvar/

مترادف سرور: بزرگ، پیشوا، خداوندگار، خواجه، رئیس، سر، سرپرست، سرکرده، صندید، عمید، مخدوم، مهتر، والا | خوشحالی، خوشی، شادمانی، شادی، شعف، مسرت، نشاط

متضاد سرور: خادم، کهتر، نوکر، بنده، غلام | اندوه، حزن، غم

برابر پارسی: شادی، شادمانی، سرخوشی

معنی اسم سرور

اسم: سرور
نوع: دخترانه و پسرانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: sarvar) آنکه مورد احترام است و نسبت به دیگری یا دیگران سِمَت بزرگی دارد، فرمانده، رئیس، بزرگ - (به فتح واو) آن که مورد احترام است و نسبت به دیگران سمت بزرگی دارد، رئیس، بزرگ

معنی سرور در لغت نامه دهخدا

سرور. [ س َرْ وَ ] (ص مرکب ، اِ مرکب ) مهتر و رئیس و بزرگ و خداوند. (آنندراج ). خداوند و مهتر و بزرگ و بزرگتر از همه و رئیس وپیشوا. (ناظم الاطباء). رئیس. (زمخشری ) :
کنون هفت کشور بگشتم تمام
بسی سروران را کشیدم بدام.
فردوسی.
همه سروران آفرین خواندند
ورا شهریار زمین خواندند.
فردوسی.
هرگز بی تو مباد شادی روزی
دایم چونین امیر بادی و سرور.
فرخی.
خدایگانا امید داشت بنده رهی
که از شفای تو بر سروران شود سرور.
انوری.
چون مرغ سرفکنده زنم گرچه سرورم
آغوش از آن به خاک فروتن درآورم.
خاقانی.
به مرگ سروران سربریده
زمین جیب آسمان دامن دریده.
نظامی.
در ره عشقش که سر کوی رهت
صدهزاران سرور بی سر ببین.
سعدی.
چو انعام کردی مشو خودپرست
که من سرورم دیگران زیردست.
سعدی.
و او رئیس و سرور ایشان شد. (تاریخ قم ص 220). || سید. || کارگزار. || رئیس و سالار و جنگجو. (ناظم الاطباء).
- سرور عالم ؛ پیغمبر :
سرور عالم شه دنیا و دین
سؤر مؤمن را شفا گفت ای حزین.
شیخ بهایی.
- سرور کائنات ؛ آن حضرت صلی اﷲ علیه و آله. (ناظم الاطباء). پیغمبر اسلام.
- سرورمجلس ؛ مهتر و خداوند مجلس. (ناظم الاطباء).

سرور. [ س ُ ] (ع مص ) شادمانه کردن. (دهار) (المصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). شاد کردن و شاد گردیدن. (آنندراج ). شاد کردن. (منتهی الارب ). || (اِمص ) شادی. (آنندراج ) :
تا این جهان بجای است او را وقار باشد
او با سرور باشد او با یسار باشد.
منوچهری.
شب و روز به شادی و سرور مشغول می بود. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 378).
بر تو خندد که غافلی تو از آنک
در سرای غرور نیست سرور.
ناصرخسرو.
و این بنده را بدان قوت دل و استظهار و سرور و افتخار حاصل آمد. (کلیله و دمنه ).
غرور دهر و سرور جهان نخواست از آنک
نداشت از غم امت به این و آن پروا. ...

معنی سرور به فارسی

سرور
رئیس، پیشوا، سرپرست، بزرگترطایفه وقبیله، شادشدن، خوشحال شدن، شادی، شادمانی
۱ - ( مصدر ) شاد شدن خوشحال گشتن . ۲ - ( اسم ) شادمانی نشاط خوشحالی . ۳ - سماع ( صوفیان ) .
مهتر و رئیس و بزرگ و خداوند . سید . یا کارگزار .
محمد صادق ( خان ) .
نامش میرزا محمد حسین بن میرزا محمد علی خوانساری است از بدو دولت محمد شاه بدار الخلاف. تهران آمد و در آنجا اقامت گزید .
بهشت
[predominant] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] درختی که تاج آن بالاتر از اشکوب برین قرار دارد
بزن و بکوب
کنایه از بهشت یا دنیا یا شراب خانه و خرابات میخانه .

معنی سرور در فرهنگ معین

سرور
(سَ وَ) (ص مر.) پیشوا، رییس .
(سُ) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) شاد شدن . ۲ - (اِمص .) شادمانی .

معنی سرور در فرهنگ فارسی عمید

سرور
۱. رئیس، پیشوا، سرپرست.
۲. بزرگ تر طایفه و قبیله.
* سرور کائنات: [مجاز] پیغمبر اسلام.
شادی، شادمانی.

سرور در دانشنامه اسلامی

اصحاب یمین، مؤمنان درست کار در دنیا هستند که پس از دریافت نامه عملشان با دست راست، شاد و مسرور می شوند. اینان پس از حساب رسی در قیامت، شادمانه به سوی اهل خویش باز می گردند.
اصحاب یمین پس از واگذار شدن نامه عمل به دست راستشان، شاد و مسرور می شوند: • «فَأَمَّا مَنْ أُوتِیَ کِتَابَهُ بِیَمِینِهِ فَیَقُولُ هَاؤُمُ اقْرَؤُوا کِتَابِیهْ؛ پس کسی که نامه اعمالش را به دست راستش دهند (از شدت شادی و مباهات) فریاد می زند که: «(ای اهل محشر!) نامه اعمال مرا بگیرید و بخوانید!».
← دیدگاه تفسیر نمونه
اصحاب یمین پس از حساب رسی در قیامت، شادمانه به سوی اهل خویش باز می گردند: • «فَأَمَّا مَنْ أُوتِیَ کِتَابَهُ بِیَمِینِهِ؛ پس کسی که نامه اعمالش به دست راستش داده شود». • «فَسَوْفَ یُحَاسَبُ حِسَابًا یَسِیرًا؛ به زودی حساب آسانی برای او می شود». • «وَیَنقَلِبُ إِلَی أَهْلِهِ مَسْرُورًا؛ و خوشحال به اهل و خانواده اش باز می گردد».
← مراد از اهله مسرورا
 ۱. ↑ حاقه/سوره۶۹، آیه۱۹.    
...
این کتاب نوشته سید علی بن عبد الکریم نیلی عالم شیعی قرن هشتم و نهم هجری است که در موضوع علائم ظهور امام عصر تدوین شده است.
این اثر که در واقع رساله ای کم حجم است از منابع علامه مجلسی در کتاب بحار به شمار می رود. مؤلف در این رساله ۱۰۱ روایت از کتب پیشینیان خود نقل کرده که البته بخشی از آنها (۷۰ مورد) در باره چگونگی حکومت امام عصر و دوران ظهور آن حضرت است. مؤلف به سلسله اسناد راویان اشاره نکرده و منابع خود را نیز ذکر نمی کند. فقط آخرین راوی را نام برده است.
اثر دیگر مترجم
نیلی کتاب دیگری با عنوان الغیبه داشته که کتاب حاضر، مختصری از آن است. همچنین بسیاری از روایاتی که در کتاب سرور اهل الایمان آورده، در کتاب دیگرش منتخب الانوار المضیئه نیز آمده است نیلی تنها به نقل روایات اکتفا نکرده و در مواردی به اظهار نظر یا توضیحی در باره آن پرداخته است. ...


سرور در دانشنامه ویکی پدیا

سرور
سرور یا خدمات دهنده، مفهومی است در علوم رایانه که می تواند به موارد زیر اشاره کند:
سرور (رایانه)
سرور کاربردی
سرور وب
سرور پشتیبانی
سرور روستایی از توابع بخش پاپی شهرستان خرم آباد در استان لرستان ایران است.
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان تنگ هفت قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۴ نفر (۱۲خانوار) بوده است.

کارساز، کارگزار یا سِرور (به انگلیسی: server) که در برخی متون فارسی خادم هم می نامند، به برنامه ای رایانه ای گفته می شود که خدمات خود را به دیگر برنامه های رایانه ای (و کاربران آن ها) در همان رایانه یا در رایانه های دیگر ارائه می کند. به رایانه ای که چنین برنامه ای روی آن اجرا شود نیز سرور گفته می شود. در فناوری اطلاعات سرور برنامهٔ کامپیوتری است که خدمات گوناگونی را به برنامه های کامپیوتری دیگر یا کاربرانش (در همان سیستم یا سیستم دیگر) ارائه می دهد. در تعریف عملی تر سرور یک کامپیوتر متصل به شبکه است که بر خلاف سایر کامپیوترها برای چند منظور متفاوت ساخته شده است برای مثال یک کاربر ممکن است سرور را برای ارسال و دریافت ایمیل، میزبانی وب سایت ها (Hosting)، کنترل و چگونگی دسترسی مشتریان به شبکه و … استفاده کند. سرور یک کامپیوتر همیشه روشن و همیشه در دسترس است، زمانی که این دسترسی تنها در محدوده یک شبکه داخلی باشد، آن را سرور تحت شبکه می نامیم و به این معنا خواهد بود که تمامی کامپیوترهای موجود در این شبکه از این کامپیوتر فرمان می گیرند و نیازهای تحت شبکه خود را به کمک آن تأمین می کنند و سرور نقش آن ها را در شبکه تعیین می نماید، حال اگر گستره این شبکه را کمی بیشتر نمائیم، و آن را متشکل از تمام کامپیوترهایی که از طریق اینترنت به هم وصل شده اند بدانیم، با گروه بسیار بزرگی از کامپیوترهای همیشه روشن و همیشه در دسترس از طریق اینترنت روبرو هستیم که به آن ها سرورهای اینترنتی گفته می شود و وظی ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

سرور در دانشنامه آزاد پارسی

سِرْوِر (server)
(یا: سرویس دهنده) در شبکه های محلی، رایانه ای که برنامه های مدیریتی روی آن اجرا می شود و دسترسی به شبکه و منابع موجود روی آن (مثل دیسک ها و چاپگر ها) را کنترل می کند. رایانه ای که به عنوان سرور عمل می کند، منابع مختلف را در اختیار سایر رایانه های شبکه که به آن ها ایستگاه کاریگفته می شود، می گذارد.

سرور در جدول کلمات

سرور
مولا, آقا
سرور آزادگان جهان
امام حسین
سرور است و لقب حضرت علی (ع)
مولا
سرور و آقا
مولا
سرور و امیر
مولا
سرور و بزرگوار
همام
سور و سرور | میهمانی
جشن

معنی سرور به انگلیسی

master (اسم)
استاد ، مدیر ، چیره دست ، پیر ، رئیس ، ارباب ، سرور ، سید ، سرامد ، کارفرما ، صاحب ، دانشور
chief (اسم)
سر ، فرمانده ، سالار ، پیشرو ، رئیس ، متصدی ، سرور ، سید ، قائد ، سر دسته
leader (اسم)
فرمانده ، راهنما ، سالار ، رئیس ، رهبر ، پیشوا ، راس ، سرور ، قائد ، سر دسته ، سر کرده ، سرمقاله ، پیشقدم
mirth (اسم)
شادی ، نشاط ، خوشی ، طرب ، سرور ، خوشحالی ، عیش ، شنگی
delight (اسم)
حیرت ، لذت ، شوق ، خوشی ، طرب ، سرور
joy (اسم)
لذت ، خوشی ، طرب ، سرور ، فرح ، خرسندی ، مسرت ، حظ
cheerfulness (اسم)
طرب ، سرور ، فرح
prince (اسم)
سرور ، سید ، ولیعهد ، شاهزاده

معنی کلمه سرور به عربی

سرور
بهجة , مهرجان ، اِبتهاجٌ
غبطة
مرح
احتفال
اِحْتِفالٌ بَهيجٌ

سرور را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

زهرا
دانشنامه رایانه: خدمات دهنده
سرور
شادي
مریم گلی
سالار
حسنين از عراق
سرور از دو بخش سر و ور است كه معناي بخش اول واضح است اما بخش دوم به معناي مالك است
پس معناي اين واژه مالك سر است
Seyyed Ahmed Mortazavi Rāvari
سِروِر:پایگاه داده
سِروِر:آشپز
سَروَر: دلبند(عزیز)
سُرور:شادی
سرور
اسم من سرور است
ب معنی شادی و خوشحالی.
سرور
اسم من سرور است
ب معنی شادی و خوشحالی
امیرعلی
شادی و خوشحالی
فربد
سرور : /sarvar/ سَرور 1- آنكه مورد احترام است و نسبت به ديگري يا ديگران سِمَت بزرگي دارد؛ 2- فرمانده، رئيس، بزرگ. اسم سرور مورد تایید ثبت احوال کشور برای نامگذاری پسر است . قدیمتر اسم سَرور اسم مشترک دختر وپسربود.

سرور : /sorur/ سُرور (عربي) خوشحالي، شادماني. اسم سُرور مورد تاییدثبت احوال کشور برای نامگذاری دختر است .
مصیب مهرآشیان مسکنی
سرور=شخص سر وار است یعنی بر هم سر است که معنی عربی ان رئیس است چون رئیس از راس گرفته شده و همان سرور است
مصیب مهرآشیان مسکنی
سرور=نام خانمها در اهل تشیع ونام مردها در اهل سنت مثل سلطان
ساره
سرور( soroor)جشن و شادی
حمیدرضا دادگر_فریمان
بزرگ، پیشوا، خداوندگار، خواجه، رئیس، سر، سرپرست، سرکرده، صندید، عمید، مخدوم، مهتر، والا | خوشحالی، خوشی، شادمانی، شادی، شعف، مسرت، نشاط

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• خرید سرور   • اسم سرور   • معنی سرور   • سرور موبایل   • سرور شبکه   • سرور اختصاصی ایران   • فروش سرور   • خرید سرور vps   • مفهوم سرور   • تعریف سرور   • معرفی سرور   • سرور چیست   • سرور یعنی چی   • سرور یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سرور
کلمه : سرور
اشتباه تایپی : sv,v
آوا : sarvar
نقش : اسم
عکس سرور : در گوگل

آیا معنی سرور مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )