برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1436 100 1

سرمه

/sorme/

مترادف سرمه: کحل ، سیاهی، تیرگی، تاریکی

متضاد سرمه: توتیا

معنی اسم سرمه

اسم: سرمه
نوع: دخترانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: ماده ای سیاه رنگ که برای آرایش مژه ها و پلک چشم به کار می رود

معنی سرمه در لغت نامه دهخدا

سرمت. [ س َ م َ ] (اِخ ) قبایل مختلف چادرنشین بوده اند. رجوع به سارمات شود.

سرمه. [ س ُ م َ / م ِ ] (اِ) معروف است و آن چیزی است که در چشم کشند. (برهان ). به عربی اثمد خوانند و به کحل مشهور است.و آن سنگی است صفایحی و براق که بسایند و سوده ٔ آن را در چشم کشند و بهترین آن سرمه ٔ صفاهانی است که ازکهپایه به هم رسد. (آنندراج ). اثمد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ) (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). کحل. (دهار) :
همچنان سرمه که دخت خوبروی
هم بسان گرد بردارد از اوی.
رودکی.
و اندر کوههای وی [ طوس ] معدن پیروزه است و معدن مس است و سرب و سرمه و شبه و دیگ سنگین. (حدود العالم ).
شرطم نه آنکه تیر و کمان خواهد
شرط آنکه سرمه خواهد با غازه.
بوالحر.
تا زر نباشد بقدر سرمه
تا لاد نباشد بشبه لادن.
فرخی.
دو چشم ترا دیدنم سرمه بود
کنون از چه گشته ست آن سرمه دود.
اسدی.
از سایش سرمه بسود هاون
گرچه تو ندیدیش دید دانا.
ناصرخسرو.
چرخ همی خرد بخواهدت کوفت
خردتر از سرمه گر از آهنی.
ناصرخسرو.
شب تاریک سرمه بود مگر
که از او چشم زهره شد روشن.
مسعودسعد.
سرمه ٔ چشم دیده ٔ دولت
روز پیکار تو غبار تو باد.
مسعودسعد.
دست حسد سرمه ٔ بیدادی در چشم وی کشید. (کلیله و دمنه ).
ای اصل ترا بر همه احرار تقدم
خاک قدمت سرمه ٔ بینایی مردم.
سوزنی.
کی دانستم کاهل صفاهان کورند
با اینهمه سرمه کز صفاهان خیزد.
مجیرالدین بیلقانی.
سرمه ٔ خاقانی است خاک سر کوی تو
افسر خاقان چین نعل سمند تو باد.
خاقانی.
سرمه ٔ دیده ز خاک در احمد سازند
تا لقای ملک العرش تعالی بینند.
خاقانی.
گر از درگاه او گردی رسیدی
بجای سرمه در چشمش کشیدی.
نظامی.
تنگ دل از خنده ٔ ترکان شکر
سرمه بر از چشم غزالان نظر.
نظامی.
از درش گردی که آرد باد صبح
...

معنی سرمه به فارسی

سرمه
خاکه سرب، گردی سیاه رنگ که اسولفور آهن یاسرب، وبرای سیاه کردن مژه هاوپلکهابکارمیرود
( اسم ) گرد نرم شده سولفور آهن یا نقره که در قدیم جهت سیاه کردن مژه ها و پلکها به کار میرفته است کحل . توضیح : شلمیر در کتاب خود کلمه فوق الذکر را مرادف با سولفور آنتیموان نیز ذکر کرده که جهت ساختن فشفشه های آتش بازی به کار میرود . یا ترکیبات اسمی : یا سرمه خاک بین . سرمه ای از آن خسرو پرویز که نور چشم را زیاد میکرد . یا سرمه گیتی . شب تاریک . یا میل سرمه . میلی که بدان سرمه در چشم کشند . یا ترکیب فعلی : سرمه از چشم دزدیدن . در دزدی بسیار ماهر بودن .
نام قریه ایست سرمه خیز از بلاد فارس
[ گویش مازنی ] /serme/ از انواع آفت های گندم - سرمه & نامی برای گاو
سرمه سان . بمانند سرمه . همچون سرمه .
کنایه از گنگ شدن چون سرمه بارد یابس است گویند که از کثرت خوردن آن آواز بند می شود .
میل سرمه . میل سرمه و در عرف هند سرمه چو بدو موحده شهرت دارد .
گنگ شدن .
۱ - کیسه ای کوچک که در آن سرمه ریزند . ۲ - آلت زن شرم زن .
ملیله دوزی . گل ها و نقوش با سرمه سرمه کش کردن .
سرمه زاینده . تولید کننده سرمه . بوجود آورند. سرمه .
سایند. سرمه . که سرمه ساید . سرمه کوب .
کنایه از نهایت باریک شدن در سحق . یا توتیا شدن .
...

معنی سرمه در فرهنگ معین

سرمه
(سُ مَ یا مِ) (اِ.) گرد نرم شدة سولفور آهن یا نقره که برای سیاه کردن مژه ها و پلک ها به کار می رود. ، ~ به چشم کور کشیدن کنایه از: کار بیهوده کردن .

معنی سرمه در فرهنگ فارسی عمید

سرمه
گردی سیاه رنگ که از سولفور آهن یا سولفور سرب به دست می آید و برای سیاه کردن مژه ها و پلک ها به کار می رود، خاکۀ سرب.
۱. رنگ تیره مخلوط از سیاه و آبی.
۲. (صفت نسبی) دارای چنین رنگی.
کیسۀ کوچکی که در آن سرمه می ریزند.
۱. کسی که سرمه به چشم بکشد.
۳. (اسم) میلۀ باریکی که با آن سرمه به چشم می کشند.

سرمه در دانشنامه اسلامی

سرمه
‏سرمه ماده‏ای است که از سنگ سرمه ساییده می شود و جهت زینت و تقویت چشم به پلکها و مژه ها کشیده می شود.
ماده ای است که جهت زینت و تقویت چشم از آن استفاده می شود.

← تبیین معنای سرمه
از سرمه به مناسبت در بابهایی نظیر طهارت، صوم، حج و نکاح سخن گفته‏اند.

← احکام سرمه
 ۱. ↑ لغت نامه دهخدا واژه‏های «سرمه»، «اثمد»، «سنگ سرمه».۲. ↑ فرهنگ معین واژه‏های «سرمه»، «اثمد»، «سنگ سرمه».۳. ↑ فرهنگ بزرگ سخن واژه‏های «سرمه»، «اثمد»، «سنگ سرمه».۴. ↑ لسان العرب ج۱۱، ص۵۸۴.    
...

سرمه در دانشنامه ویکی پدیا

سرمه
سُرمه (در قدیم: کُحْل) ماده ای آرایشی است که از ترکیب دوده و دیگر مواد تهیه شده و به چشم کشیده می شود و معمولاً برای تیره تر کردن رنگ پلکها به کار می رود.
ریمل
آنندراج دربارهٔ آن می نویسد: سرمه سنگی است صفایحی و براق که بسایند و سودهٔ آن را در چشم کشند و بهترین آن سرمهٔ صفاهانی است که از کهپایه به هم رسد.
نام رنگ سرمه ای از این ماده برگرفته شده است.
در دوران باستان، از ۳۵۰۰ سال پیش از میلاد، ملکه های مصری به چشم خود سرمه می کشیدند. سرمه را نگهبان چشم علیه بیماری ها می دانستند و تیره کردن رنگ دور پلک ها از شدت رسیدن آفتاب به چشم نیز کم می کند.
عکس سرمه
سرمه (دلفان)، روستایی از توابع بخش کاکاوند شهرستان دلفان در استان لرستان ایران است.
این روستا در دهستان کاکاوند غربی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۵۶ نفر (۶۶خانوار) بوده است.
سُرمه ای یکی از رنگ های طیف آبی است.
فهرست رنگ ها
Wikipedia contributors, "Navy blue," Wikipedia, The Free Encyclopedia, http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Navy_blue&oldid=169837645 (accessed January 17, 2008).
سرمه خانم (متولد ۲۷ ژانویه ۱۸۸۳-۷ دسامبر ۱۹۷۵) خواهر مطران کلیسای شرق آشور و از رهبران آشوریان ارومیه بود.
آشوریان و آذربایجان غربی در جنگ جهانی اول
نسلکشی آشوریان
سورمه دبیث مار شمعون در ۲۷ ژانویه ۱۸۸۳ در قوجانس حکاری واقع در کشور ترکیه امروزی به دنیا آمد. او توسط ویلیام هنری براون، پدر روحانی از کشور انگلستان تحت تعلیم قرار گرفت که همین موضوع باعث تبحرش در زبان انگلیسی شد. او خواهر بزرگتر مارشیمون بود. پس از ترور برادرش مارشیمون بنیامین، به دست سمکو رهبر شورشیان کر ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

سرمه در دانشنامه آزاد پارسی

سُرمه
(به عربی: کُحْل) ماده ای مورد استفاده برای زیبایی و قوت چشم در قدیم و یکی از هفت قلم آرایش زنانه تا چند دهۀ قبل. کشیدنِ سرمه بر ابرو و مژگان پیشینه ای طولانی دارد. گویا کوروش هخامنشی برای زیباتر شدن اشخاص قانون سرمه کشیدن را صادر کرد. پیشینیان می پنداشتند که سرمه قوت چشم را افزون می کند. آورده اند که خسرو پرویز را سرمه ای بوده که چون بر چشم می زده تا یک گز عمق زمین را می دیده است. مردمان را به آیین و خرافه در بابِ گاه و مکان سرمه کشیدن عقایدی است، چنان که بر آن بودند وقتِ سرمه کشیدن آسمان می بایست صاف باشد. انواع سرمه عبارت اند از ترمه؛ دنبه؛ قلم گاو؛ بادام؛ هدهد؛ هفت جواهر و سنگ. هر یک از این انواع را مزیت هایی است. سرمۀ اصل ترکیبی شیمیایی بر پایۀ سولفید آنتیموان است.

ارتباط محتوایی با سرمه

سرمه در جدول کلمات

سرمه
کحل, توتیا
اکسید روی که به عنوان سرمه استفاده می کنند
توتیا
چشم سرمه کشیده
اکحل

معنی سرمه به انگلیسی

purl (اسم)
حاشیه ، گلابتون ، زری ، فش ، سرمه ، کوک برجسته و قلابی ، زمزمه آب ، صدای شرشر ، مشروب مالت ، ابجو دارای ادویه معطر ، حلقه دود یا بخار
kohl (اسم)
سرمه ، کحل ، اسب اصیل عربی

سرمه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

جاوید مدرس اول
سرمه :با ریشه ترکی
سورمه = سور ( سورمه‏ک : کشیدن، مالیدن) مه (پسوند) = کشیدنی، مالیدنی
مریم کربلایی
بندهایی به نازکی نخ از جنس فلز که به صورت فنر درآمده و برای گل دوزی استفاده می شود که بیشتر به رنگ طلایی و نقره ای می باشد.
شهریار آریابد
در پارسی" راسخت"
جدیری
سرمه یک کلمه ترکی است.از فعل سورماق(راندن، رانندگی کردن، کشیدن)کشیدن موادی روی چشم ،مالیدن مواد روی چشم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• سرمه سنگ   • سرمه چشم خوب   • بهترین سرمه برای چشم   • سرمه دان   • نام دیگر سرمه   • سرمه در جدول   • سنگ سرمه چیست   • سرمه اثمد   • معنی سرمه   • مفهوم سرمه   • تعریف سرمه   • معرفی سرمه   • سرمه یعنی چی   • سرمه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سرمه
کلمه : سرمه
اشتباه تایپی : svli
آوا : sorme
نقش : اسم
عکس سرمه : در گوگل

آیا معنی سرمه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )