برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1535 100 1
شبکه مترجمین ایران

سرخود

/sarxod/

مترادف سرخود: خودسر، خودسرانه، خودمختار، مستقل

معنی سرخود در لغت نامه دهخدا

سرخود. [ س َ خوَدْ / خُدْ ] (ص مرکب ) خودسر و خودمختار و مستقل. (آنندراج ). که ناصحی ندارد یا سخن بزرگتران خویش گوش ندارد. فسارگسسته. رها. آزاد. که به خود گذاشته باشند او را. آنکه شور نکند. آنکه به گفتار بزرگتران کار نکند. مستبد. خودرای. مهمل. خودکامه. (یادداشت مؤلف ).

معنی سرخود به فارسی

سرخود
۱ - ( صفت ) خود سر خود مختار . ۲ - از پیش خود بدون نظر دیگران : سر خود این کار را کرد .
مطلق و بی ادب بزرگ شدن
مرتکب امری شدن که در آن خوف مضرتی عظیم بود یا کنایه از هلاک شدن
کنایه از بدر زدن و راه خانه گرفتن

معنی سرخود در فرهنگ فارسی عمید

سرخود
۱. خودسر، خودرٲی.
۲. آزاد و رها.
* سرخود کار کردن: [مجاز] به میل خود و از پیش خود و بدون دستور کار کردن.

سرخود در جدول کلمات

معنی سرخود به انگلیسی

high-handed (صفت)
متکبر ، سرخود ، امرانه
self-willed (صفت)
خیره ، خود رو ، خیره سر ، سرخود
independent (صفت)
مطلق ، مستقل ، خود مختار ، سرخود ، دارای قدرت مطلقه
free (صفت)
مستقل ، مجاز ، روا ، اختیاری ، عاری ، ازاد ، حق انتخاب ، رایگان ، مجانی ، رها ، مختار ، مبرا ، غیر مقید ، سرخود ، میدانی
independently (قید)
سوا ، سرخود
freely (قید)
سرخود ، سخاوتمندانه ، بطور ازاد یا رایگان
high-handedly (قید)
سرخود ، خودخواهانه

سرخود را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حمیدرضا دادگر_فریمان
ول،خودسر، خودسرانه، خودمختار، مستقل

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی سرخود   • مفهوم سرخود   • تعریف سرخود   • معرفی سرخود   • سرخود چیست   • سرخود یعنی چی   • سرخود یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سرخود

کلمه : سرخود
اشتباه تایپی : svo,n
آوا : sarxod
نقش : صفت
عکس سرخود : در گوگل

آیا معنی سرخود مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )