برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1528 100 1
شبکه مترجمین ایران

سرحددار


مترادف سرحددار: مرابط، مرزبان، مرزدار

معنی سرحددار در لغت نامه دهخدا

سرحددار. [س َ ح َ ] (نف مرکب ، اِ مرکب ) مرزدار. (فرهنگستان ).

معنی سرحددار در فرهنگ معین

سرحددار
( ~ . حَ) [ فا - ع . ] (ص فا.) مرزبان .

معنی سرحددار در فرهنگ فارسی عمید

سرحددار
مٲمور نظامی که برای نگاهبانی و مراقبت در مرز کشور گماشته می شود، مرزدار.

سرحددار را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

هادی شجاع
کیا
حمیدرضا دادگر_فریمان
کیا، مرزدار، مرزبان

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی نگهبان سرحدات   • معنی کادر   • معنی سرحددار   • مفهوم سرحددار   • تعریف سرحددار   • معرفی سرحددار   • سرحددار چیست   • سرحددار یعنی چی   • سرحددار یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سرحددار

کلمه : سرحددار
اشتباه تایپی : svpnnhv
عکس سرحددار : در گوگل

آیا معنی سرحددار مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )