برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1639 100 1
شبکه مترجمین ایران

سرائیدن

معنی سرائیدن در لغت نامه دهخدا

سرائیدن. [ س َ دَ ] (مص ) نغمه. (غیاث ). نغمه کردن و سرود گفتن. (آنندراج ). ترنم. (مجمل اللغة) (دهار). تغنیة. (مجمل اللغة). تغنی. (مجمل اللغة) (المصادرزوزنی ). معروف است و در کلیسای قدیم قسمتی از عبادات الهیه محسوب بود و در تمام اوقات نماینده ٔ شادی و خوشحالی بوده و هست. (قاموس کتاب مقدس ) :
همانگاه طنبور در بر گرفت
سرائیدن از کام دل درگرفت.
فردوسی.
بدو گفت اکنون که چندین سخن
سرائید برنا و مرد کهن.
فردوسی.
الا تا درآیند طوطی و شارک
الا تا سرایند قمری و ساری.
زینتی.
چون سرائیدن بلبل که خوش آمد در باغ
لیکن آن سوز ندارد که بود در قفسی.
سعدی.
رجوع به سراییدن شود.
|| خواندن :
بینی آن رود نوازیدن با چندین کبر
بینی آن شعر سرائیدن با چندین ناز.
فرخی.
|| مدح کردن :
خواهم که بدانم که مر این بی خردان را
طاعت ز چه معنی و ز بهر چه سرائید.
ناصرخسرو.
رجوع به سراییدن شود.

معنی سرائیدن به فارسی

سرائیدن
نغمه نغمه کردن و سرود گفتن یا خواندن یا مدح کردن .
شعر سرودن . شعر گفتن . سخن منظوم گفتن . یا سرود خواندن .

سرائیدن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی سرائیدن   • مفهوم سرائیدن   • تعریف سرائیدن   • معرفی سرائیدن   • سرائیدن چیست   • سرائیدن یعنی چی   • سرائیدن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سرائیدن

کلمه : سرائیدن
اشتباه تایپی : svhmdnk
عکس سرائیدن : در گوگل

آیا معنی سرائیدن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )