برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1470 100 1

سدیگر

معنی سدیگر در لغت نامه دهخدا

سدیگر. [ س ِ گ َ ] (ص مرکب ، اِ مرکب ) سومین. سوم. سیم :
یکی هوای روز و دیگر هوای فصول سال چون تابستان و زمستان و بهارگاه و تیرماه و سدیگر هواهای شهرها... (هدایة المتعلمین ).
سدیگر که گیتی زنابخردان
بپالود و بستد ز دست بدان.
فردوسی.
نسودی سدیگر گره را شناس
کجا نیست بر کس از ایشان سپاس.
فردوسی.
بروز سدیگر برون رفت شاه
ابا لشکر و ساز و نخجیرگاه.
فردوسی.
یکی چون دیده ٔ یعقوب و دیگر چون رخ یوسف
سدیگر چون دل فرعون ، چهارم چون کف موسی.
منوچهری.
بُعدها... سه گونه اند یکی درازا و دیگر پهنا و سدیگر ژرفا. (التفهیم ). آنچه مردمان میگویند که بعض مردمان دراز عمر را سدیگرباره دندان برمی آید... عجب نیست. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). عدس پوست کنده را به آب بجوشانند و آب از وی بریزند دوباره سدیگر بار آن عدس را با برگ خاص و... بپزند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). یکی دیگر برشد هم این معاملت بود، سدیگر را فرستادند همچنین بود. (مجمل التواریخ و القصص ).
زاهد سدیگر بار دعا کرد و نام سوم شفیع آرد. (سندبادنامه ص 234).

معنی سدیگر به فارسی

سدیگر
سوم سومین .

سدیگر را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی سدیگر   • مفهوم سدیگر   • تعریف سدیگر   • معرفی سدیگر   • سدیگر چیست   • سدیگر یعنی چی   • سدیگر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سدیگر
کلمه : سدیگر
اشتباه تایپی : snd'v
عکس سدیگر : در گوگل

آیا معنی سدیگر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )
شبکه مترجمین ایران