برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1463 100 1

ستمکاری

/setamkAri/

معنی ستمکاری در لغت نامه دهخدا

ستمکاری. [ س ِ ت َ ] (حامص مرکب ) عمل ستمکار. ظالمی. ستمگری. جور. ظلم :
این کارد نه از بهر ستمکاری کردند
انگورنه از بهر نبیذ است بچرخشت.
رودکی.
داده ست بدو ایزد خلق همه عالم را
وایزد نکند هرگز بر خلق ستمکاری.
منوچهری.
در طاعت بیطاقت و بی توش چرایی
ای گاه ستمکاری با طاقت و با توش.
ناصرخسرو.
گر همی عمر ابد خواهی بپرهیز از ستم
زآنکه از روی ستمکاری است اندک عمر باز.
سنایی.
ز باد جور ستمکاری و بلیت من
جراحت دل مظلوم را رسید ستیم.
سوزنی.
دادگری شرط جهانداری است
شرط جهان بین که ستمکاری است.
نظامی.
ترحم بر پلنگ تیزدندان
ستمکاری بود بر گوسفندان.
سعدی.

معنی ستمکاری به فارسی

ستمکاری
عمل ستمکار ظلم ستم .
ستم کردن ظلم کردن

معنی ستمکاری در فرهنگ فارسی عمید

ستمکاری
عمل ستمکار، ظلم و تعدی.

ستمکاری را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی ستمکاری   • مفهوم ستمکاری   • تعریف ستمکاری   • معرفی ستمکاری   • ستمکاری چیست   • ستمکاری یعنی چی   • ستمکاری یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ستمکاری
کلمه : ستمکاری
اشتباه تایپی : sjl;hvd
آوا : setamkAri
نقش : اسم
عکس ستمکاری : در گوگل

آیا معنی ستمکاری مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران