برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1458 100 1

ستارآباد

معنی ستارآباد در لغت نامه دهخدا

ستارآباد. [ س ِ ] (اِخ ) نام دیگری از استراباد است. (حاشیه ٔ تاریخ بیهقی چ فیاض ص 135) : این محدث به ستارآباد رفت نزدیک منوچهر. (تاریخ بیهقی چ فیاض ص 135). و باکالیجار مال مواضعت گرگان دوساله با هدیه ها بفرستد و نیز خدمت کند و اگر راست نرود یکی تا ستارآباد برویم. (تاریخ بیهقی چ فیاض ص 444). جواب داد که عزیمت قرار گرفته است که به ستارآبادآییم مقام آنجا کنیم. (تاریخ بیهقی چ فیاض ص 451).

ستارآباد در دانشنامه ویکی پدیا

ستارآباد
ستارآباد، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان لاهیجان در استان گیلان ایران است.
این روستا در دهستان لیل قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۱ نفر (۱۶خانوار) بوده است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ستارآباد را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی ستارآباد   • مفهوم ستارآباد   • تعریف ستارآباد   • معرفی ستارآباد   • ستارآباد چیست   • ستارآباد یعنی چی   • ستارآباد یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ستارآباد
کلمه : ستارآباد
اشتباه تایپی : sjhvHfhn
عکس ستارآباد : در گوگل

آیا معنی ستارآباد مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )
شبکه مترجمین ایران