برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1572 100 1
شبکه مترجمین ایران

سبک

/sabk/

مترادف سبک: استیل، اسلوب، راه، روال، روش، شیوه، طرز، طریق، طریقه، منوال | خفیف، کم وزن ، لطیف، بی وقار، بی وقر، جلف ، سبکبار، بی غم، راحت، شتابان، به سرعت، بلافاصله، فورتند، زود، سریع، نازک، رقیق، آبکی، تنک، آرام، آهسته، یواش

متضاد سبک: ثقیل، سنگین، گران، وزین، موقر

برابر پارسی: روش، روال، روند، شیوه، سایاگ، شیوِه

معنی سبک در لغت نامه دهخدا

سبک. [ س َ ب ُ ] (ص ) پهلوی سپوک (سبک ، چابک )، پارسی باستان سپوکا ، ایرانی باستان ثراپو ، در سانسکریت ترپرا ، افغانی سپوک ، گیلکی سبوک (در دیه ها:سوبوک ) ، فریزندی سووک ، یرنی سوک ، نطنزی ساوک ، سمنانی سوبوک ، سنگسری ساوک ، سرخه یی ساویک ، لاسگردی سووک ، شهمیرزادی ساوک . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). خفیف. کم وزن. در مقابل سنگین. (برهان )(آنندراج ). ضد گران. (شرفنامه ) (غیاث ) :
چو یاقوت باید سخن بی زیان
سبک سنگ لیکن بهایش گران.
ابوشکور.
مگر با من او چون برادر شود
بد روز بر من سبک تر شود.
فردوسی.
هوا چگونه بود پیش طبع او؟ نه سبک
زمین چگونه بود پیش حلم او؟ نه گران.
فرخی.
آنکه با حلمش زمین همچون هوا باشد سبک
وآنکه با طبعش هوا همچون زمین باشد گران.
فرخی.
هرکه را کیسه گران سخت گرانمایه بود
هرکه را کیسه سبک سخت سبکسار بود.
منوچهری.
نه زآن گردش که می گردد زمانی
گرانتر گشت داند یا سبکتر.
ناصرخسرو.
نگه کن که چون کرد بی هیچ حاجت
بجان سبک جفت جسم گرانتر.
ناصرخسرو.
و بباید دانست که از این چهار مایه [ چهار عنصر ] دو سبک است و دو گران مطلق آتش است و سبک اضافی هواست و گران مطلق زمین است و گران اضافه آب. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).
روده کز باد گشت فربه و تر
بدو سوزن سبک شود لاغر.
سنایی.
بر عاقل که یافت عقل و بصر
فربهی دیگر و ورم دیگر.
سنایی.
بس که در بحرطلب چون صبح شست افکنده ام
تا در آن شست سبک صید گران آورده ام.
خاقانی.
هم در این غرقاب عزلت خوشترم کز عقل و روح
هم سبک چون بادبانم هم گران چون لنگرم.
خاقانی.
- سبک اسلحه ؛ نظامیان که اسلحه ٔ سبک دارند. مقابل سنگین اسلحه.
- سبک اندام ؛آنکه اندامی سبک دارد. امرط. (منتهی الارب ): هوالس ؛ مرد سبک اندام.
|| خوشخوار. گوارا. سریعالهضم :
نهادش نکو تازه و پرنوا ...

معنی سبک به فارسی

سبک
خفیف، کم وزن، ضدگران وسنگین، چست وچالاک وشتابان، گداختن فلزوبقالب ریختن، تلفیق کردن، آراستن
۱ - ( صفت ) کم وزن خفیف مقابل سنگین ثقیل . ۲ - چست چالاک . ۳ - شخص بی وقار . ۴ - مجرد بی تعلق . ۵ - تند زود سریع .
نام موضعی است
[style] [باستان شناسی، ورزش] [باستان شناسی] مجموعه ای از خصیصه های متمایزکنندۀ گروهی از آثار در دورۀ زمانی و گسترۀ مکانی معین [ورزش] شیوۀ خاص اجرای مهارت ها و فنون در بسیاری از رشته های ورزشی
[ گویش مازنی ] /sabek/ آهنگی با ریتم تند که در ریسمان بازی توسط سرنا و نقاره به اجرا در می آیداین قطعه از نغمات موسیقی مراسمی مازندران است
زود آمدن با سرعت آمدن
[stylist] [باستان شناسی] شخصی که سبک یا طرح جدیدی را بنیاد می نهد و گسترش می دهد
( صفت ) سرباز یا واحدی که با اسلحه خفیف مجهز است مقابل سنگین اسلحه .
[attributional style] [روان شناسی] شیوۀ معمول فرد در تفسیر علل وقایع خوب و بد
[wharf] [حمل ونقل دریایی] سازه ای سبک در امتداد و متصل به ساحل دریا یا رودخانه، برای پهلوگیری و تخلیه و بارگیری شناورها متـ . اسکله
دهی است بمصر
دهی است در مصر
[ گویش مازنی ] /sabakooo/ آب سبک و گوارا
[ گویش مازنی ] /sabok paa/ چابک – فرز - خوش یمن
تیز پرواز تیز پر
[hang glider, k ...

معنی سبک در فرهنگ معین

سبک
(سَ بُ) [ په . ] ۱ - (ص .) کم وزن . ۲ - چست ، چالاک . ۳ - شخص بی وقار.۴ - مجرد. ۵ - (ق .) زود،بی درنگ . ۶ - سبکبال ، بی غم .
(سَ بْ) [ ع . ] ۱ - (اِ.) طرز، شیوه . ۲ - روشی خاص که هنرمند ادراک و احساس خود را بیان می کند. ۳ - (مص م .) فلز ذوب شده را در قالب ریختن .
( ~ .) (ص فا.) تیز و تند.
( ~ . تَ) (مص م .) ۱ - خوار شمردن . ۲ - (مص ل .) مسامحه کردن .
( ~ . دَ) (ص مر.)۱ - ماهر. ۲ - تر - دست . ۳ - خوش یُمن .
( ~.) [ فا - ع . ] (ص مر.) ۱ - خوشحال ، خندان . ۲ - بی تکلف ، بی تکبر. ۳ - چست ، چالاک . (?(سبکسار ( ~ .) (ص مر.) ۱ - خوار، فرومایه . ۲ - بی وقار. ۳ - بی خرد.
( ~ . یَ یا یِ) (ص مر.) کنایه از: زودگذر.
( ~ . سَ) (ص مر.) ۱ - بی وقار. ۲ - بی قیمت .
( ~ . سَ. کَ دَ) (مص مر.) (عا.) سنجیدن ، تأمل کردن .
(سَ. ش ) [ ع - فا. ] (اِمر.) جنبه ای از ادبیات که به بررسی و مطالعه در سبک شاعر و یا نویسنده ای معین یا آثار ادبی یک دورة تاریخی می پردازد.
( ~ . عِ) [ فا - ع . ] (ص مر.) تندرو.
( ~ . لِ) [ فا - ع . ] (ص مر.)گشاده - رو، بشاش .
( ~ . مَ) (ص مر.) سبکسر، سفیه ، سبک عقل ، کم خرد.
...

معنی سبک در فرهنگ فارسی عمید

سبک
۱. [مقابلِ گران و سنگین] خفیف، کم وزن: هرکه را کیسه گران، سخت گرانمایه بُوَد / هر که را کیسه سبک، سخت سبکسار بُوَد (منوچهری: ۳۰).
۲. چست، چالاک، چابک.
۳. (قید) [مجاز] راحت، آسان: از فراز آمدی سبک به نشیب / رنج بینی که بر شوی به فراز (مسعودسعد: ۲۵۱).
۴. دارای وزنی کمتر از انتظار.
۵. ویژگی غذای زودهضم.
۶. [مقابلِ سخت] ویژگی آبی که نمک دارد.
۷. [مجاز] بی اهمیت.
۸. [عامیانه] ویژگی رفتار مخالف هنجار، بدون وقار و سنگینی، جلف.
۹. [مجاز] خوش یمن، مبارک: دست سبک.
۱۰. [مجاز] آسان، کم زحمت.
۱۱. ویژگی وسیله ای که در قیاس با انواع دیگر آن دارای وزن، گنجایش، یا تجهیزات کمتری است: اسلحهٴ سبک.
۱۲. [قدیمی] شتابان: به تندی سبک دست بردن به تیغ / به دندان برد پشت دست دریغ (سعدی: ۱۴۷).
۱۳. [قدیمی] خوار و خفیف.
* سبک سنگین کردن: ‹سبک وسنگین کردن›
۱. چیزی را با دست تکان دادن و سبک و سنگینی آن را آزمودن.
۲. [مجاز] بها و ارزش چیزی را دید زدن.
۳. [مجاز] خوب و بد چیزهایی را سنجیدن و چیزهای خوب را بر گزیدن.
۱. طرز، روش، شیوه.
۲. (ادبی) روش یا شیوۀ خاص شاعر یا نویسنده برای بیان مطالب و افکار خود، مانندِ طرز جمله بندی، استعمال الفاظ و ترکیبات، چگونگی تعبیرات، و بیان مضامین: سبْک خراسانی، سبْک عراقی، سبْک هندی.
۱. (نظامی) سربازانی که سلاح سبک مانند تفنگ و مسلسل دارند.
۲. [قدیمی] سربازانی که شمشیر، کمان، و نیزه داشتند.
۱. [مقابلِ گران بار] کسی که بار سبک بر دوش داشته باشد.
۲. حیوان بارکش که بارش سبک باشد.
۳. [مجاز] شخص فارغ و آسوده و بی خیال و مجرد: در شاهراه جاه و بزرگی خطر بسی ست / آن به کزاین گریوه سبک بار بگذری (حافظ: ۹۰۰)، از زبان سوسن آزاده ام آمد به گوش / کاندراین دیر کهن کار سبک باران خوش است (حافظ: ۱۰۴).
۱. سبک بار بودن.
۲. [مجاز] آسودگی.
۳. [مجاز] آزادگی: چون گران باران به سختی می روند / هم سبک باری و چستی خوش تر است (سع ...

سبک در دانشنامه اسلامی

فقیه بزرگ استاد الکل فی الکل، جناب آقا حسین محقق خوانساری ، فرزند جمال الدین محمد بن الحسین، در ذیقعده سال ۱۰۱۶ چشم به گیتی گشود و در رجب ۱۰۹۸ یا ۱۰۹۹، جان به جانان تسلیم کرد و در تخت فولاد اصفهان به خاک سپرده شد.
وی از چهره های ممتاز و علمای برجسته حوزه اصفهان در اواخر عهد صفویه و معاصر با شاه سلیمان صفوی بوده و در نزد پادشاه جایگاه بلندی داشته و سخت مورد تکریم و اعتماد وی بوده است. به نقل صاحب روضات الجنات، در سفری که برای شاه پیش آمد از او تقاضا کرد تا در جایگاه او قرار گیرد و تا بازگشت شاه از سفر امور مملکت و ملت را آن گونه که خود صلاح می داند اداره کند. شرایط اجتماعی و فرهنگی و اوضاع سیاسی روزگار محقق خوانساری و عصر حاکمیت شاهان صفوی از زوایای گوناگون، در خور بررسی و تحقیق است. هیأت حاکمه به مقام علمی و مذهبی عالمان دین و شکوفایی و بالندگی علوم و معارف اسلامی و رونق و رواج حوزه های علمی فلسفی، اصولی و فقهی بسیار توجه داشتند، تا آن جا که شماری از علمای بزرگ شیعه ، از سرزمین های دور و نزدیک اسلامی به ایران ، بویژه پایتخت آن روز ایران؛ یعنی اصفهان مهاجرت کردند که از آن جمله اند: عالم ذوفنون شیخ بهائی و پدر ارجمند وی، جناب شیخ حرّ جبل عاملی . در هر حال، دگرگونی های علمی و رخدادهای فرهنگی عصر صفویه و نقش آنان در رواج و رونق فرهنگ اسلامی، بویژه مکتب و معارف اهل بیت (ع)، از نقطه نظر تاریخی، جای بسی درنگ و دقّت است.
مشهورترین استادان وی
جناب محقق خوانساری از علمای بنام و موفقی است که توفیق درک محضر پرفیض استادان زیادی را داشته است و از عالمان فرزانه بهره های بسیار برده؛ از این روی، خود را تلمیذ البشر خوانده است ولکن مشهورترین استادان او در دو رشته: معقول و منقول، عبارتند از:۱. عالم جلیل جناب شیخ محمد تقی مجلسی ، پدر بزرگوار علامه مجلسی ، صاحب کتاب گرانقدر روضة المتقین، شرح من لایحضره الفقیه به زبان عربی و لوامع صاحب قرانی، به زبان فارسی.۲. فقیه مدقق جناب آقای محمد باقر بن محمد مؤمن سبزواری ، صاحب دو اثر نفیس فقهی، به نام های: ذخیرة المعاد فی شرح الارشاد و کفایة الاحکام. تذکره نویسان، ضمن بر شمردن شاگردان محمد تقی مجلسی و محقق سبزواری، از جناب محقق خو ...


سبک در دانشنامه ویکی پدیا

سبک
سبک در لغت به معنای طرز و شیوه و روش و طُور و قاعده است. همچنین، ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
سبک (ترانهٔ تیلور سوئیفت)
سبک (فیلم ۲۰۰۱)
سبک (فیلم ۲۰۰۴)
سبک (فیلم ۲۰۰۶)
سبک (فیلم ۲۰۰۸)
سبک (هنرهای تجسمی)
سبک (به انگلیسی: Style) تک آهنگ پاپ راکی از آلبوم ۱۹۸۹ تیلور سوئیفت است که در ۹ فوریهٔ ۲۰۱۵ منتشر شد. سبک، ترانهٔ سوم از پنجمین آلبوم استودیویی تیلور سویفت، ۱۹۸۹ است.
Taylor Swift – Style (Music video) در یوتیوب
متن کامل این ترانه در مترولیریکس
تیلور سوئیفت آهنگ Style را در مراسم ویکتوریا سیکرت فشن شو ۲۰۱۴ بهمراه کارلی کلاوس اجرا کرد.
تیلور سویفت نماهنگ استایل را به کارگردانی کایل نیومن و بازیگری دومینیک شروود را در ۱۳ فوریه ۲۰۱۵ منتشر کرد.
سبک (به هندی: Andaz) فیلمی محصول سال ۱۹۴۹ و به کارگردانی محبوب خان است. در این فیلم بازیگرانی همچون دیلیپ کومار، راج کاپور، نرگس دات، مراد ایفای نقش کرده اند.
۲۶ اوت ۱۹۴۹ (۱۹۴۹-08-۲۶)
سبک (به هندی: Andaz) فیلمی محصول سال ۱۹۷۱ و به کارگردانی رامش سیپی است. در این فیلم بازیگرانی همچون شامی کاپور، هما مالینی، راجش خانا، سیمی گریوال ایفای نقش کرده اند.
۳۰ آوریل ۱۹۷۱ (۱۹۷۱-04-۳۰)
سبک (به هندی: Andaz) فیلمی محصول سال ۱۹۹۴ و به کارگردانی دیوید داوان است. در این فیلم بازیگرانی همچون آنیل کاپور، جوهی چاولا، کاریسما کاپور، قادرخان، راج بابار، شاکتی کاپور، ساتیش کایشیک ایفای نقش کرده اند.
۸ آوریل ۱۹۹۴ (۱۹۹۴-04-۰۸)
...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

سبک در دانشنامه آزاد پارسی

سَبْک (Style)
(در لغت به معنای گداختن و فلز ذوب شده را در قالب ریختن است) طرز خاصی از نظم یا نثر در معنای عام، متمایز در سیاق کلام و نوع بیان و کاربرد واژه ها و عبارات با شیوه های دیگر گفتار و نوشتار. سبک فردی (یا شخصی) نیز شاعر و نویسنده را از انتخاب موضوع گرفته تا نوع کلمات، لحن و سیاق تألیف عناصر گوناگون، از دیگر سرایندگان و نویسندگان متمایز می کند. سبک را تقریباً معادل کلمۀ «استیل» فرانسوی، مأخوذ از واژۀ لاتینی استیلوس گرفته اند، که خود نوعی قلم فلزی برای نقش کردن حروف و کلمات بر روی موم بوده است. در ادبیات غرب، سبک را از دیدگاه های گوناگون نگریسته اند. افلاطون سبک را کیفیتی می داند که شاعر یا نویسنده از نظر الگوی کلام از آن برخوردار است. از دید ارسطو، سبک ویژگی ذاتی کلام است و سیسرون آن را آرایۀ کلام می داند. سبک را برحسب شیوۀ نگارش، نوع کلام، دورۀ محل رشد و مخاطبان نیز می توان تقسیم بندی کرد. در قرن ۲۰ تکامل نقد ادبی و تحولات زبان شناسی باعث شد مکتب سبک شناسی علمی به وجود آید. در ادبیات فارسی توجه به سبک به صورتی پراکنده نزد شاعران و ادیبان پیشینه ای دیرینه دارد. خاقانی از «طریق» و نظامی از «شیوۀ» خود سخن می گویند. کلمۀ «سبک» در ایران نخستین بار در مجمع الفصحای رضاقلی خان هدایت در کنار واژه های طرز، طریقه، سیاق و شیوه آمده است. در ادبیات کلاسیک و سنتی ایران، برای شعر، سه سبک خراسانی (یا ترکستانی)، عراقی و هندی (یا اصفهانی) برشمرده اند. سبک خراسانی از نیمۀ قرن ۴ تا نیمۀ قرن ۶ق غالب بود. در این سبک عنصر واقع گرایی غلبه دارد، کلام فخیم است، و صناعات پیچیدۀ مجازی کمتر دیده می شود. رودکی، عنصری، فرّخی و منوچهری از بزرگان سبک خراسانی اند. سبک عراقی از قرن ۷ق آغاز می شود و تا اواخر قرن ۱۰ق ادامه می یابد. از خصوصیات عمدۀ آن تأثیر تصوف و عرفان، ورود تعبیرات استعاری و کنایی، اصطلاحات علمی، و گستردگی موضوعات است. سعدی و نظامی و حافظ از برجسته ترین شاعران سبک عراقی اند. سبک هندی از قرن ۱۰ق به بعد رواج یافت و بنیادگذار آن عبدالرحمان جامی است. سبک هندی را سبک مضمون خوانده اند، که هر بیت آن مقصود و مفهومی مجزا را می رساند. از خصوصیات این سبک پیچیدگی و تعقید و مجازهای بعید است. مهم ترین شاعران سبک هندی صائب تبریزی، کلیم کاشانی، بیدل دهلوی و عرفی اند. ملک ...

سبک در جدول کلمات

سبک ادبی
وریسم
سبک ادبی صائب
هندی
سبک ادبی صایب
هندی
سبک ادبی قرن 19
رمانتیک
سبک جامه و آرایش
مد
سبک حقیقت نویسی در ادبیات ایتالیا
وریسم
سبک طبیعت گرایی
ناتورالیسم
سبک طبیعت گرایی در طبیعت
ناتورالیسم
سبک عقل
سخیف
سبک عقلی
هوس

معنی سبک به انگلیسی

style (اسم)
میله ، سیاق ، خامه ، سبک ، روش ، شیوه ، عبارت ، سلیقه ، قلم ، استیل ، سبک نگارش ، سبک متداول
way (اسم)
راه ، عنوان ، سیاق ، سمت ، خط ، سبک ، جاده ، رسم ، مسیر ، روش ، طرز ، طریقه ، طریق ، سان ، طور ، مسلک ، نحو
manner (اسم)
راه ، رفتار ، طرز عمل ، عنوان ، قسم ، سیاق ، فن ، نوع ، سبک ، چگونگی ، تربیت ، ادب ، روش ، رسوم ، طرز ، طریقه ، طریق ، سان ، طور ، مسلک ، سلیقه
mode (اسم)
طرز عمل ، فن ، مقام ، سبک ، رسم ، وجه ، طرز ، اسلوب ، طریقه ، طریق ، طور
system (اسم)
دستگاه ، جهاز ، ترتیب ، نظم ، رشته ، سبک ، سلسله ، روش ، منظومه ، اسلوب ، نظام ، سیستم ، همست ، همستاد ، قاعده رویه
method (اسم)
راه ، عنوان ، سیاق ، نوع ، سبک ، رسم ، رویه ، روش ، شیوه ، طرز ، اسلوب ، طریقه ، طریق ، روند ، متد ، طور ، مسلک ، نحو ، منوال
shape (اسم)
تجسم ، صورت ، اندام ، سبک ، شکل ، قواره ، طرز ، ریخت
fashion (اسم)
عنوان ، سبک ، روش ، طرز ، اسلوب ، طریقه ، طریق
casting (اسم)
ریخته گری ، پرتاب ، چدن ریزی ، سبک
melting (اسم)
سبک ، ریختگی
molding (اسم)
سبک ، قالب ریزی
uncomplicated (صفت)
ساده ، سبک
volatile (صفت)
لطیف ، فرار ، سبک ، بخارشدنی
gossamer (صفت)
نازک ، لطیف ، سبک
light-minded (صفت)
خل ، سبک ، بی قید ، سبک مغز ، خوش گذران ، بی فکر
flyaway (صفت)
سبک ، شل و ول
lightsome (صفت)
درخشان ، چابک ، روشن ، خوشدل ، شوخ ، سبک ، برنگ روشن
flippant (صفت)
گستاخ ، پر حرف ، سبک
frivolous (صفت)
پوچ ، احمق ، سبکسر ، سبک ، بیهوده و بیمعنی ، سبک رفتار
quick (صفت)
تند ، چابک ، فرز ، سریع ، زنده ، سرزنده ، جلد ، چست ، سبک ، سریع السیر ، فوری
lively (صفت)
با روح ، زنده ، سرزنده ، سبک ، جالب توجه ، با سرور وشعف
thin (صفت)
لاغر ، رقیق ، نازک ، نزار ، باریک ، سبک ، نحیف ، تنک ، کم پشت ، کم چربی ، رقیق و آبکی ، کم جمعیت ، بطور رقیق ، نازکشدن
easy (صفت)
ساده ، ملایم ، اسوده ، سبک ، روان ، اسان ، سهل ، بی زحمت ، بدون اشکال
light (صفت)
خفیف ، خل ، چابک ، باز ، تابان ، روشن ، ضعیف ، بی عفت ، زود گذر ، هوس باز ، سبک ، هوس امیز ، اسان ، اندک ، سهل ، سهل الهضم ، کم ، اهسته ، سبک وزن ، بیغم و غصه ، وارسته ، کم قیمت
fast (صفت)
سفت ، تند ، سریع ، سرزنده ، سبک ، رنگ نرو ، سریع السیر ، تندرو ، با وفا ، فوری ، جماز ، عجول ، جلد و چابک
quickly (قید)
بزودی ، سبک ، بسرعت ، سریعا
easily (قید)
سبک ، به اسانی ، باسانی
lightly (قید)
سبک

معنی کلمه سبک به عربی

سبک
اسلوب , خيط رقيق , رقيق , طلب , مبتهج , ناعم , نقال , نمط , هزل
طريق
نسيج
تکلف
باروکي
انزلاق
سفرة
شريط مطاطي
مرح
هزل
اسلوب
قوطي
ابله , سخيف
بلاهة
طبيعية
اسلوب
وزن خفيف
خفف , سکن , سهولة
بندقية قصيرة
نوم

سبک را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عباس
روش نگارس
ملیکا جهانی
دو معنی دارد ، کم وزن و روش و شیوه
علی باقری
سبک : شیوه ی استفاده ازتکنیک های سینمایی مشخص که معمولا برای فیلمسازان بزرگ منحصر به فرداست ومی تواند فیلم یا گروهی ازفیلمهای هم شکل را پدید آورد.(اصطلاح سینمایی)
علی باقری
سبْک: [اصطلاح مداحی ] در فن مداحی، مقصود " آهنگ" و "شیوه" خواندن مرثیه یا نوحه است.
علی باقری
سَبُک: در پهلوی سپک sapuk در بیت زیر قید است به معنی چُست و چالاک ، تند ، شتابان بکار رفته است ..
((هرانچ از گل آمد چو بشناختند
سبک ،خشت را ،کالبد ساختند))
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 267.)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تعریف سبک   • سبک زندگی ایرانی   • سبك زندگي اسلامي   • مقاله سبک زندگی   • انواع سبک زندگی   • تعریف سبک زندگی   • سبک زندگی چیست   • تحقیق سبک زندگی   • معنی سبک   • مفهوم سبک   • معرفی سبک   • سبک چیست   • سبک یعنی چی   • سبک یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سبک

کلمه : سبک
اشتباه تایپی : sf;
آوا : sabk
نقش : اسم
عکس سبک : در گوگل

آیا معنی سبک مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )