برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1393 100 1

سبزیجات

/sabzijAt/

مترادف سبزیجات: انواع سبزی های خوردنی، تربچه، تره، گشنیز، جعفری، مرزه، شاهی، ریحان، نعناع، پیازچه، ترخون و

برابر پارسی: سبزی ها

معنی سبزیجات در لغت نامه دهخدا

سبزیجات. [ س َ ] (اِ مرکب ) ج ِ سبزی. انواع سبزیهای خوردنی.

معنی سبزیجات به فارسی

سبزیجات
( اسم ) جمع ( غلط ) سبزی انواع سبزی خوردنی که به عنوان چاشنی با خوراک خورند.

سبزیجات در دانشنامه آزاد پارسی

رجوع شود به:تره بار

ارتباط محتوایی با سبزیجات

سبزیجات در جدول کلمات

غذای ژاپنی که با پلوی سرکه زده درست می شود و برروی پلو انواع غذاهای دریایی | سبزیجات | قارچ | تخم مرغ یا گوشت گذاشته می شود
سوشی
از سبزیجات خوردنی
ترخون
از سبزیجات ریشه های
شقاقل
از سبزیجات نقلی
ترب

معنی سبزیجات به انگلیسی

greengrocery (اسم)
بقول ، سبزی فروشی ، سبزیجات
vegetables (اسم)
سبزیجات

معنی کلمه سبزیجات به عربی

سبزیجات
اخضر

سبزیجات را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی باقری
در زبان ترکی به سبزیجات "گوورنتی" گفته می شود .
a.w
به زبان لکی: سُزیی
خخت
Vege tables

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• نام انواع سبزیجات   • فواید سبزیجات   • انواع سبزيجات   • از سبزیجات در جدول   • سبزیجات چیست   • سبزیجات پخته   • گروه سبزیجات   • خواص سبزیجات و میوه ها   • معنی سبزیجات   • مفهوم سبزیجات   • تعریف سبزیجات   • معرفی سبزیجات   • سبزیجات یعنی چی   • سبزیجات یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سبزیجات
کلمه : سبزیجات
اشتباه تایپی : sfcd[hj
آوا : sabzijAt
نقش : اسم
عکس سبزیجات : در گوگل

آیا معنی سبزیجات مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )