برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1405 100 1

سبد

/sabad/

مترادف سبد: تبنگو، زنبیل، سله، حلقه

معنی سبد در لغت نامه دهخدا

سبد. [ س َ ب َ ] (اِ) سبت. معرب آن «سبذه » و «سفط»، سریانی «سفطا» و کلمه از فارسی است «معجمیات عربیة سامیه 222». ظرفی که از چوب یا از نی یا امثال آن سازند برای حمل میوه واشیاء دیگر. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). ظرفی باشدکه چوبهای باریک و نیز طبقی که در آن میوه و گل گذارند و آن را تفت هم میگویند. (آنندراج ) :
چو هر دو تهی می برآیند از آب
چه عیب آورد مر سبد را سبد.
ناصرخسرو.
چو سیب رخ نهم بر دست شاهان
سبد واپس برد سیب سپاهان.
نظامی.

سبد. [ س َ ب َ ] (ع اِ) اندک : ما له سبد و لا لبد؛ یعنی نه کم دارد و نه زائد، و قیل السبد من الشعر و اللبد من الصوف. (منتهی الارب ).

سبد. [ س َ ] (ع مص ) موی ستردن. (منتهی الارب ).

سبد. [ س َ ب ِ ] (ع اِ) باقی گیاه. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).

سبد. [ س ُ ب َ ] (ع اِ) موی زهار. (منتهی الارب ). || جامه ای است که بدان حوض را بند کنند تا آب مکدر نگذرد. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || مرغیست نرم پر که اگر دو قطره ٔ آب بر پر آن افتد روان گردد. ج ، سِبْدان. (منتهی الارب ). || (ص ) شوم. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).

سبد. [ س ِ ] (ع اِ) گرگ. (منتهی الارب ). ذئب. (اقرب الموارد). || بلا: هو سِبْدُ اسباد؛ یعنی او بسیار حیله کرد و بد بلا است در دزدی. (منتهی الارب ).

سبد. [ س ُ ب َ ] (اِخ ) موضعی است نزدیک مکه. (منتهی الارب ). موضعی است. (معجم البلدان ) :
فبأوطاس فمر فالی
بطن نعمان فأکناف سبد.
ابن مناذر (از معجم البلدان ).

سبد. [ س ُ ب َ ] (اِخ ) نام پسر رزام بن مازن. (منتهی الارب ). سبدبن رزام بن مازن بن ثعلبة ذبیان فی انساب قیس. (تاج العروس ج 2 ص 370).

معنی سبد به فارسی

سبد
زنبیل، ظرفی ازشاخه های نازک درخت میبافند
( اسم ) ظرفی که از شاخه های نازک درخت بافند و در آن میوه و سبزی و غیره گذارند زنبیل .
نام پسر رزام بن مازن
( اسم ) ۱ - بقیه میوه که در آخر فصل میوه در شاخه های درخت بجا مانده باشد پساچین . ۲ - میوه ای که از درخت چینند و در سبد نهند .
بمعنی پساچین و آن بقیه و تتمه میوه و انگوری بود که در آخرهای فصل میوه در باغها و درختها بجا مانده است
[vote bank/ vote-bank/ votebank] [علوم سیاسی و روابط بین الملل] مجموعه آرای رأی دهندگانی که به طور جمعی و همیشگی به یک حزب یا نامزد خاص رأی می دهند
[food basket] [تغذیه] مقدار متوسط مواد غذایی ای که برای مصرف در اختیار خانواده ها قرار دارد
آنکه سبد حمل کند
نامی است که در قدیم بجبال هزار مسجد اطلاق میشد: [[ بسوی سبد کوه بنهاد روی همی شد چو شیر ژیان کینه جوی . ]] ( شاهنامه )
گلی که بهتر از نوع خود باشد چه گلها که در سبد گل بر روی چینند بهتر از سایر گلها میباشد .
گل روی سبد
[ گویش مازنی ] /maak sabad/ کندوی زنبورعسل

معنی سبد در فرهنگ معین

سبد
(سَ بَ) (اِ.) ظرفی که از الیاف گیاهی یا شاخه های نازک درست کنند.

معنی سبد در فرهنگ فارسی عمید

سبد
ظرفی که از شاخه های نازک درخت می بافند برای حمل میوه یا چیز دیگر، زنبیل.
۱. انگور یا میوۀ دیگر که از درخت بچینند و در سبد بگذارند: مغ از نشاط سبدچین که مست خواهد شد / کند برابر چرخشت خشت بالینا (عماره: شاعران بی دیوان: ۳۵۲).
۲. بقیۀ میوه که در آخر فصل در شاخه های درخت به جا مانده باشد، پساچین.

سبد در دانشنامه ویکی پدیا

سبد
سبد ظرفی است که به شکل سنتی از الیاف گیاهی بافته می شود که معمولاً از چوب، نی و غیره درست می گردد.این ظرف بیشتر برای نگهداری یا حمل مواد جامد خانگی مورد استفاده قرار می گیرد.
عکس سبد
سبد اوپک، (انگلیسی: OPEC Reference Basket) یا سبد مرجع اوپک، عبارت است از فهرست قیمت انواع مختلف نفت خامی که توسط کشورهای عضو اوپک تولید می شود، که با توجه به میزان غلظت (سبک یا سنگین بودن نفت خام) نفت آن ها، طبقه بندی می شوند. سبد اوپک، به عنوان یکی از مهم ترین معیارها، برای تعیین قیمت نفت خام مورد استفاده قرار می گیرد.
وزارت نفت جمهوری اسلامی ایران
شرکت ملی نفت ایران
پالایشگاه نفت
در ۱۵ ژوئن ۲۰۰۵ ساختار طبقه بندی سبد اوپک کاملأ تغییر کرد. در حال حاضر سبد اوپک به صورت زیر طبقه بندی شده است:
اوپک همواره تلاش می نماید، با افزایش و کاهش میزان تولید خود، قیمت نفت در سبد اوپک را ثابت نگاه دارد. سبد اوپک، ترکیبی از انواع مختلف نفت خام سبک و سنگین می باشد. به عنوان مثال، نفت سنگین سبد اوپک، سنگین تر از نفت برنت و نفت وست تگزاس اینترمیدیت است.
سبد سهام یا پُرتفُوی (به فرانسوی: Portefeuille) ترکیبی مناسب از سهام یا سایر دارایی ها است، که یک سرمایه گذار آن ها را خریداری کرده است. هدف از تشکیل سبد سهام، تقسیم کردن ریسک سرمایه گذاری بین چند سهم است؛ بدین ترتیب، سود یک سهم می تواند ضرر سهام دیگر را جبران کند. یک ضرب المثل معروف می گوید: «همه تخم مرغ ها را در یک سبد نگذارید.»، چرا که ریسک شکستن سبد، باعث نابودی همه تخم مرغ ها خواهد شد.
مهران فر، محمدرضا. آشنایی با مفاهیم بورس اوراق بهادار، چاپ اول. تهران: نشر چالش، ۱۳۸۷. شابک ‎۹۷۸-۹۶۴-۲۵۲۲-۰۶-۴
یاری، محمدحسن. آکسفورد بورس: اولین دیکشنری بازار بورس اوراق بهادار تهران، چاپ اول. تهران: مؤسسهٔ انتشاراتی مرکز فکر، ۱۳۸۶. شابک ‎۹۶۴-۲۶۴۹-۱۷-۹
مرکز اطلاع رسانی بازار سرمایه ایران
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با سبد

سبد در جدول کلمات

سبد
زنبق
سبد بزرگ میوه
کوار
سبد خرید
زنبیل
سبد و زنبیل
کوار
گل سر سبد جامعه روشنفکری فرانسه پس از سارتر
تمرد

معنی سبد به انگلیسی

kist (اسم)
صندوقچه ، چمدان ، سبد ، تابوت ، قفسه سینه
basket (اسم)
سبد ، زنبیل
basketry (اسم)
سبد ، زنبیل ، هنردستی ، سبد سازی
ped (اسم)
پا ، سبد ، زنبیل

معنی کلمه سبد به عربی

سبد
سلة

سبد را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیر قهارزاده
زنبیل

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• سبد نقاشی   • سایت سبد کالا   • شماره پیامک سبد کالا   • استعلام سبد کالا   • سبد کالا 95   • سبد پلاستیکی   • دریافت سبد کالا   • اطلاع از سبد کالا   • معنی سبد   • مفهوم سبد   • تعریف سبد   • معرفی سبد   • سبد چیست   • سبد یعنی چی   • سبد یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سبد
کلمه : سبد
اشتباه تایپی : sfn
آوا : sabad
نقش : اسم
عکس سبد : در گوگل

آیا معنی سبد مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )