برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1540 100 1
شبکه مترجمین ایران

سایس


مترادف سایس: مدیر، مدبر، کاردان، سیاستمدار، باسیاست، باکیاست

معنی سایس در لغت نامه دهخدا

سایس. [ ی ِ ] (ع ص ) رجوع به سائس شود.

معنی سایس به فارسی

سایس
ادب کننده، تربیت کننده، رام کننده، کاردان
۱ - ادب کننده تربیت کننده . ۲ - رام کننده . ۳ - کسی که کارهای جمعی را با تدبیر اداره کند کاردان سیاستمدار . ۴ - حاکم فرمانروا . یا سایس پنجم رواق . مریخ . ( چه در فلک پنجم است ) .

معنی سایس در فرهنگ معین

سایس
(یِ) [ ع . سائس ] (اِفا.) ۱ - ادب کننده . ۲ - رام کننده .

معنی سایس در فرهنگ فارسی عمید

سایس
۱. ادب کننده، تربیت کننده.
۲. رام کننده.
۳. کسی که کار های قوم و جماعتی را از روی عقل و تدبیر اداره کند، کاردان، سیاست مدار.

معنی سایس به انگلیسی

governor (اسم)
طرفدار ، پروانه ، حاکم ، سایس ، فرماندار ، حکمران
ruler (اسم)
رئیس ، خط ، فرمانفرما ، فرمانروا ، سر کرده ، سایس ، خط کش ، حکمران
sovereign (اسم)
طرفدار ، فرمانروا ، سایس ، پادشاه ، سلطان ، شهریار
diplomat (اسم)
دیپلمات ، سیاستمدار ، رجل سیاسی ، سیاس ، سایس
politician (اسم)
سیاستمدار ، سایس ، سیاست باز ، اهل سیاست
statesman (اسم)
سیاستمدار ، رجل سیاسی ، سایس ، زمامدار
hakim (اسم)
سایس

سایس را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی سایس   • مفهوم سایس   • تعریف سایس   • معرفی سایس   • سایس چیست   • سایس یعنی چی   • سایس یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سایس

کلمه : سایس
اشتباه تایپی : shds
عکس سایس : در گوگل

آیا معنی سایس مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )