برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1436 100 1

سام

/sAm/

مترادف سام: بیماری، مرض، ناخوشی، ورم، آسم، سرسام، دوار، خیزران، سمی، زهردار، خطرناک، زهرناک ، آتش

متضاد سام: بی زهر، غیرسمی، آب

معنی اسم سام

اسم: سام
نوع: پسرانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: sām) (در اوستایی) به معنی سیاه، نام خانواده ای ایرانی، (در اعلام) جهان پهلوان ایرانی نواده ی گرشاسب جهان پهلوان پدر زال و جد رستم جهان پهلوان، (در عبری) سام به معنی 'اسم' است و آن نام فرزند ارشد نوح نبی (ع) می باشد - آتش، از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوان ایرانی پسر نریمان و پدر زال و جهان پهلوان شاهنامه در زمان منوچهر پادشاه پیشدادی

معنی سام در لغت نامه دهخدا

سام. (اِ) آتش ، چه جانوری که در آتش مسکون میشود او را سام اندر میگویند یعنی اندر آتش و سمندر مخفف آن است. (برهان ) (آنندراج ) (غیاث ) (جهانگیری ). آتش. (الفاظ الادویه ). این اشتقاق عامیانه است ، چه سمندر مأخوذاز «سالامندرا» یونانی است. رک. سالامندرا و سمندر. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). || نام علتی ومرضی است که بعضی آن را ورم دماغی میدانند و سرسام همان است. قال الطبری : هذا الاسم فارسی و تفسیره مرض الرأس و السام عندهم المرض و قال الشیخ هو ورم الرأس. (برهان ). بمعنی ورم و درد. از اینجاست سرسام بمعنی ورم دماغ. (غیاث ). ورم و از اینجاست سرسام و برسام یعنی ورم سر و ورم سینه و بدین معنی مخفف آسام است که لغتی است در آماس یا قلب آماس است و آسامه کسی آماس دارد و آسیمه اماله ٔ او است و بیان او در لغت آسیمه گذشت. (رشیدی ). البرسام هو فارسیة و البر هو الصدر و السام هوالورم و المرض و السرسام ایضاً هو فارسیة و السر هوالرأس و السام هوالورم والمرض. (قانون مقالة الثالثه فی اورام الرأس ص 23 کتاب چ تهران ). صاحب قاموس گوید: سام بفارسی بمعنی بیماری است. چنانکه برسام بمعنی بیماری سینه و سرسام بمعنی بیماری سر : و اگر [ آماس ] اندر غشا باشد که اندرون سینه بدان پوشیده است و سینه را همچون بطانه است یعنی آستری ، آن را برسام گویند یعنی آماس سینه [ از آنکه ] سام آماس است و بر سینه. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).
- برسام ؛ بیماری سینه.
- سرسام ؛ بیماری سر :
دور از تو سَرِسام بسرسام بمرد
وینک سرسوری بعراق آوردند.
کاتبی (از لباب الالباب سعید نفیسی ص 762).

سام. (ع اِ) رگهایی را گویند که از زر و طلا در کان و معدن بهم میرسد. (برهان ) (جهانگیری ). رگ زر. (شرفنامه ٔ منیری ). زر ساده ، یعنی زری که زرگری نشده و مسکوک نیز نگشته است. زر و سیم. (منتهی الارب ). رگ زر و نقره است که بفارسی سام گویند. (الجماهر بیرونی ص 242). رگهای زر در کان. (منتهی الارب ). || زر طلا. (برهان ). زرسرخ. (غیاث ). || مرگ و هلاک. (غیاث ). مرگ. (شرفنامه ٔ منیری ) (منتهی الارب ). || بزبان هندی نام کتابی است. (جهانگیری ). || گوی ...

معنی سام به فارسی

سام
نام پسر بزرگ نوح ۴ که نژاد سامی را بدو نسبت دهند . وی با زوجه خود داخل کشتی نوح شد و از طوفان رهایی یافت .
ورم، آماس، مرض، دارای سم، زهردار، زهرناک
( صفت ) ۱ - زهر دار ذوسم . ۲ - سام ابرص .
بستوه آمدن
[GIS] [مهندسی نقشه برداری] ← سامانۀ اطلاعات مکانی
[ گویش مازنی ] /saam/ هرم - گرما
بتشدید میم کریاس و در خلاصه گفته که وی سوسمار است
نام جرم فلک الافلاک
رگیست از طلا در معدن و در معدن در نظام با فاصله های کم
یک نوع آلت موسیقی قدیمی است که معلوم نیست شبه چه آلتی بوده است
دانشمند مجارستانی متولد در تیرنور
قسمی از بیذات و سام بیذ کلمه ایست مرکب از سام بیذ
قلعه ایست در مغرب جبال صنهاجه مضاف الی بنی سنان قبیله ایست که ممکن است از طایفه بربر باشد
آنکه در جلد و چابکی چون سام باشد
آنکه چون سام جنگ کند
نام پهلوانی پدر دستان و جد رستم
[ گویش مازنی ] /saam ghale/ قلعه ای تاریخی در مرتع رستانک، رو به روی گنگرج کلا که از قلاع شناخته شده است
صفوی پسر شاه اسماعیل و برادر شاه طهماسب صفوی ( ف. ۹۴٠ ه.ق. ) . وی در فنون شعر و ...

معنی سام در فرهنگ معین

سام
[ ع . ] (اِ.) سبیکة زر و سیم .
[ ع . ] (اِ.) خیزران (واحد آن سامه ).
(مّ) [ ع . ] (ص .) ۱ - زهردار، ذوسم . ۲ - سام ابرص .
(اِ.) ۱ - بیماری . ۲ - ورم .

معنی سام در فرهنگ فارسی عمید

سام
۱. ورم، آماس.
۲. مرض.
دارای سَم، زهردار، زهرناک.
* سام ابرص: (زیست شناسی) [قدیمی] جانوری شبیه چلپاسه، ماترنگ، ماتورنگ.

سام در دانشنامه اسلامی

سامّ اَبرَص (عظایه) مارمولک یا نوعی از آن است.
عنوان یاد شده در کتابهای لغت مرادف «وزغ» - که به مارمولک و چلپاسه معنا شده - آمده است. برخی لغویان آن را نوعی بزرگ از مارمولک دانسته اند. این اختلاف در کلمات فقها نیز به چشم می خورد؛ لیکن از نظر فقهی ثمره ای بر این بحث مترتب نیست.
سام یکی از پسران نوح در تورات می باشد. وی علاوه بر جانشینی پدر و بزرگی قوم، پیامبر زمان خود نیز بود. از نسل این پیامبر الهی، انبیای بزرگی به وجود آمدند. مهم ترین و بزرگ ترین آنها حضرت ابراهیم (علیه السّلام) می باشد.
حضرت نوح (علیه السّلام) از پیامبران الهی بود که منابع روایی، تعدادی از فرزندانش را نام برده اند که همراه ایشان سوار کشتی شده و نجات یافتند؛ از جمله آنها یافث،
صدوق، محمد بن علی، معانی الاخبار، محقق، غفاری، علی اکبر، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۴۰۳ق، ص۴۹.    
جانشینان حضرت نوح (علیه السّلام) حضرت سام (علیه السّلام) نوشته اند حضرت نوح چهار پسر داشت؛۱: کنعان؛ ۲: سام؛ ۳: یافث؛ ۴: حام.حضرت نوح زمین را بین این سه پسر تقسیم کرد. (چون کنعان در جریان طوفان نوح به هلاکت رسید):سهمیه سام؛ آنقره اراضی بین دجله و فرات و عراق عرب و عجم و خراسان.سهمیه حام؛ اراضی مغرب، مصر، سودان، حبشه، هند و سند.سهمیه یافث؛ اراضی چین و تبت و اراضی مشرق گردید.
آزرمی، قصه های قرآن (از تولد آدم تا رحلت خاتم)، ص۶۳-۶۴ با تلخیص.
پس از نوح به فرمان الهی فرزندش «سام» وصی او گردید.
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۱۱، ص۲۸۸ با تلخیص.    
...
طرق شیخ طوسی به ابوالصباح مولی آل سام، از اصطلاحات بکار رفته در علم حدیث بوده و به طرقی گفته می شود که از طریق شیخ طوسی به ابوالصباح مولی آل سام می رسد.
شیخ طوسی به ابوالصباح مولی آل سام در فهرست دو طریق دارد که ...


سام در دانشنامه ویکی پدیا

سام
سام می تواند به موارد زیر اشاره کند:
سام پسر نریمان
سام پسر نوح
عمو سام لقبی برای آمریکا
مختصات: ۱۳°۳۹′ شمالی ۱°۲۴′ غربی / ۱۳٫۶۵۰°شمالی ۱٫۴۰۰°غربی / 13.650; -1.400
بام
سام شهری در شهرستان بورزانگا در استان بام در بورکینافاسوی شمالی است و جمعیت آن ۲۰۶۰ نفر است.
مختصات: ۱۳°۲۵′ شمالی ۱°۴۱′ غربی / ۱۳٫۴۱۷°شمالی ۱٫۶۸۳°غربی / 13.417; -1.683
بام
سام شهری در شهرستان کونگوسی در استان بام در بورکینافاسوی شمالی است و جمعیت آن ۸۱۴ نفر است.
مختصات: ۱۲°۵′ شمالی ۲°۰′ غربی / ۱۲٫۰۸۳°شمالی ۲٫۰۰۰°غربی / 12.083; -2.000
بولکیمده
سام شهری در شهرستان کوکولوگو در استان بولکیمده در بورکینافاسوی غربی مرکزی است جمعیت آن ۱۰۹۹ نفر است.
سام ۴۱ (به انگلیسی: Sum 41) یک گروه راک کانادایی از شهر آژاکس، انتاریو است که در سال ۱۹۹۶ آغاز به کار کرد. ترکیب گروه متشکل از دریک ویبلی (خواننده اصلی، گیتار ریتم)، تام ثکر (گیتار لید، همخوان) و جیسون مک کاسلین (گیتار بیس، همخوان) است. در آوریل ۲۰۱۳ درامر گروه استیو جاچ خروج خود را از گروه اعلام کرد.
دریک ویبلی : خواننده اصلی، گیتار ریتم (۱۹۹۸ تاکنون)، گیتار لید (۱۹۹۶-۱۹۹۸)
جیسون مک کاسلین : بیس، همخوان (۱۹۹۹ تا کنون)
تام ثکر : گیتار لید، کیبورد، هم خوان (۲۰۰۹ تا کنون)
سام آنستاد (انگلیسی: Sam Aanestad؛ زادهٔ ۱۶ ژوئیهٔ ۱۹۴۶) دندان پزشک، و سیاست مدار اهل ایالات متحده آمریکا است.
...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

سام در دانشنامه آزاد پارسی

(به معنی سیاه) پسر نَریمان و پدر زال. بنا بر روایات ، جهان پهلوانِ مَنوچهر بود. از روایت ها چنین برمی آید که سام بلندپایه ای آزاده بود. چون نوذَر، براثر ستمگری، با شورش مردم روبه رو شد، سام را به یاری خواند. با آمدن سام مردم به او روی آوردند و از او خواستند که شاه ایران شود. سام نپذیرفت و بزرگان را از دشمنی با نوذر برحذر داشت و نوذر را به راه راست آورد. اما کار نوذر بار دیگر سستی گرفت و اَفراسیاب برای نبرد به ایران روی آورد. سام در همین هنگام درگذشت . زال در گوراب اُستودانی برای پدر ساخت . در حالی که ثَعالِبی و مَجمَلُ التَواریخ مرگ سام را در هندوستان می دانند، در متن پهلوی مینوی خرد آمده است که تن سام در دشت پیشانسه نزدیک کوه دماوند است . چون سام به یک ضربت گرز گاوسر خود (به یک زخم ) دشمن را از پای درمی آورد به سام یک زخم معروف بود.

ارتباط محتوایی با سام

سام در جدول کلمات

از فیلمهای سام مندس
جاده تباهی
بازیگر زن فیلم سام و نرگس
اکرم محمدی
ساخته به تازگی اکران شده کریم آتشی با بازی لاله اسکندری | سام درخشانی و شراره دولت آبادی
نطفه شوم
ساخته ترسناک سام ریمی با نام اصلی شیطان مرده
کلبه وحشت
ساخته خسرو هریتاش در سال 55 با بازی بهروز وثوقی | عزت ا••• انتظامی | ژاله سام و جمشید گرگین
ملکوت
ساخته مرحوم سیدعلی سجادی حسینی با بازی فرامرز قریبیان | سام قریبیان | رامبد شکرابی و زنده یاد منوچهر حامدی
ترانزیت
ساخته مصطفی کیایی با بازی مصطفی زمانی | هانیه توسلی | میلاد ک یمرام | محسن کیایی و سام قریبیان
خط ویژه
ساخته کریم آتشی در سال 87 با بازی لاله اسکندری | سام درخشانی | جمشید هاشم پور و محمد کاسبی که به تازگی پروانه نمایش گرفته است
نطفه شوم
سریال نوروز امسال شبکه تهران بود به کارگردانی فلورا سام و با بازی محمدرضا شریفی نیا | گوهرخیراندیش | برزو ارجمند و علی صادقی
ما فرشته نیستیم
سریالی از رضا کریمی با بازی حمیدرضا پگاه | سعید پورصمیمی | فلورا سام | گوهر خیراندیش | فردوس کاویانی و سپند امیرسلیمانی
شبی از شبها

معنی سام به انگلیسی

inflammation (اسم)
سوزش ، التهاب ، احتراق ، اماس ، سام ، شعله ور سازی
swelling (اسم)
خیز ، ورم ، سام
infectious (صفت)
ساری ، واگیر ، مسری ، فاسد کننده ، عفونی ، سام
pestilential (صفت)
سام ، وابسته به طاعون یا افت

سام را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سام
پسر حضرت نوح
امیر
آتش, جد رستم. زهر دار و خطرناک, پسر ارشد نوح و جد اول نیمی از دنیا, سیاه
سعید
پدر زال...آتش.......اسمی زیبا و کاملا ایرانی
ابراهیم
در ریشه شناسی عالمانه ای که دکتر بهمن سرکارتی بیان داشته است سام به معنی چالشگر و کوشا می باشد.
سام
این نام به معنای مرد ، مرد سیاه چهره و خود کلمه ی سیاه میباشد و نامی اصیل ایرانی و بسیار زیبا است
مرادی
این اسم معنی خوبی ندارد و به معنی درد بی درمان میباشد . مانند سرسام
الهام
همچنین به معنی سخن و حدیث خوش میباشد
مینا
سام به معنی آتش و آتش نیز از چهار عنصر اصلی دنیا و مظهر پاکی است
سینا
اتش خو،کسی که در شرایط سخت سر سخت تر میشود،و وجودش لازم است.
نازنین
۱.نامدار، نامی، مشهور.
۲. پهلوان، یل
نام پهلوانی ایرانی در شاهنامه
علی
معنی سام ننی آتش سیاه
شهاب
سام به معنی مرگ میباشد و به نظر من اسامی بهتری هست برای گذاشتناسم تا این اسمی که انقدر بیخود و پرد دردسر میباشد
زهرا
به نظرم يعني شجاع و اسم از شاهنامه و يعني اتش
سارا
سام‌یک پهلوان نامی ایران بوده یعنی درد ومرض واینا چیه که نوشتین
شهناز
سام یعنی درخشنده و ریشه ایرانی داره و تو شاهنامه هم اورده شده درد و مرض و سر سام و اینا چیه.
مریم احمدی
سام پسر حضرت نوح ک با حضرت نوح وارد کشتی شد و پیامبرها از نسل سام هستن . ب معنای داستان خوش هم هست
هيلدا
به نظرم يعني عشق و اتش دليل زندگي
سام
سام یعنی استعداد یعنی اقتدار یعنی مرگ یعنی جنگ یعنی انتها یعنی باید بهش بکنی اِتکا
سام
معنای سام شجاعت و پهلوانیه همونطور که در شاهنامه یاد شده ازین صفت شخصیتش،
محبوبه
سام نبی پسر حضرت نوح و جد پیامبر اسلام است یعنی رسالت ازادم و سام به پیامبر ما رسید .سام در شاهنامه جد رستم میباشد که مردی قوی هیکل بوده
فریبا
سام نام خوبیه امیر سام به معنی پادشاه اتش است
سحرناز
سام یعنی پهلوان نامدار ایران زمین یعنی اتش زیباترین و اصیل ترین اسم پسر ایرانی قسنگتر از اسم سام ندیدم که برا پسرم بذارمش
ارام
سام یه اسم باکلاس و اصیل ٫ اسم پهلوان شاهنامه
محمد
سام اسم زیبایی است هم اسم اصیل ایرانی است هم با تلفظ sam تو کشورای خارجی ازش استفاده میشه و فوق العاده جذاب وباکلاس
حسین
لطفا تحریف نکنید اسم وسام ریشه اسم عربی هست
وسام = به عربی یعنی مدال افتخار
و واژه های مشابه دارد به عربی
وسیم=یعنی خوش صورت و زییا
وساس= شکاک . توهمی
کارن
سام جهان پهلوان ایرانی پهلوان شاهنامه یک اسم اصیل که فردوسی بزرگ توشاهنامه اش جز اسمهای زیبایی که میشداستفاده کردش
هادی
سام لقب پسربزرگ نوح بوده،نسبت به دیگر برادرانش زهرناکتر بوده که مشهوربه این لقب شده(اسم فاعل ازکلمه سم میباشد)
سام
در اول که اسم سام تاریخی هست و جد رستم
دوم همون موضوع نوح و پسر اول نوح هست
سوم اسم لاکچریه
چهارم به معنای اتش قدرت و شجاعت هست
خوبیش هم اینه که اسم خودم سامه
سام
من موندم به اون فردی که میگه سام اسم عربی هس داداش من چرت و پرت نگو که داداش اسم سام قبل از به وجود اومدن کلمات وقواعد عربی بود حالا نمیدونم شاید شما اومدی گفتی حضرت نوح عرب بوده🤣
آزاده
سام: اسم اصیل ایرانی، در شاهنامه پدربزرگ رستم
آتش که مظهر پاکی است
بزرگمرد
پهلوان
سخن نیکو
شنیده خداوند( مخفف ساموئل)

پی نوشت: دوستانی که هر چی معنی ناخوب رو ردیف کردن در نظر داشته باشید اون واژه مد نظر شما که ریشه عربی هم دارد �سمم� م به تشدید است نه این نام اصیل پارسی.
بينش
سام با تلفظ فارسي ربطي به نام عبري و عربي ندارند سام در فارسي معنيش مشخص است و در عبري هم نامي به نام سام نداريم بلكه اصل عبري ان ساموئل ميباشد كه انهادر خلاصه مي گويند سام . اما سام فارسي يك نام اورجينال است كه مخفف چيزي نيست و معني ان چه از لحاظ تاريخي و چه از لحاظ معنايي در ريشه زبان فارسي مشخص است پس اين دو را باهم اشتباه نگيريد.
اریا
قابل توجه ی اون دوستانی که میگن اسم پسر بزرگ و بد حضرت نوح سام بوده باید عرض کنم مهم نیست اون چه جور آدمی بوده مهم اینه حضرت این اسم و برا فرزندش انتخاب کردن
رها
زیباترین و باکلاس ترین اسمی بود که میتونستم برا پسر پهلوانم بذارم و هر روز با صداکردنش بیشتر و بیشتر غرق شادی و‌لذت میشم (خداروشکر)
رهام
سام یعتی اتش گرما بخش یعنی پهلوان تکیه گاه ضعفا
ارس
يك اسم اصيل كاملأ ايراني
زهردار و خطرناك
آتش
پسر نوح پيامبر كه جانشين پدر شد.
سام نبي(ع)
پهلوان ايران، جد رستم پهلوان
سحر
اگه سام به معنی درد و مرض و مرگه پس چرا حضرت نوح برای پسر خودش انتخاب کرده
ماهور
سام اسم پهلوان شاهنامه جد رستم و سهراب خیلی اسم قشنگی است برازنده برای یک مرد ایرانی
ساحارا
سام اسم اصیل ایرانی و یه اسم شیک و امروزی خوبی این اسم اینه که هیچ وقت از مد نمیافته مثل اسمایی که یه سری مد میشن بعد از چشم میافتن
ارسام
سام نه عربیه نه عبری.خاص پارسی.به نظر شماها معنیش سیاه.اتش.زهرناک ولی مطمئنم که اگه اسم اصیل و با مفهومی نبود نجات دهنده زبان پارسی(فردوسی) هیچ وقت این نام رو انتخاب نمیکرد
امین
من اسم زیبای سام(پارسی) را برای پسرم انتخاب کردم.
و از معانی زیبایی که پیدا کردم بیشتر (سخن نیکو/کلام خوش) را برای فرزندم پسندیدم.
سام
آتش سوزان
سارا
درخشنده بزرگ شخصیت شاهنامه ای اسم اصیل فارسی اسمی بسیار زیبا و برازنده
اسم پسر م که با افتخار میگم سام
بهناز
قشنگترین‌ باابهت ترین . واز همه مهمتر اصیل ترین اسم ایرانی که برای پسرم انتخاب کردم و بت افتخار صداش میکنم
حسنا حسنوند
سام یکی از پسران نوح در تورات است . وی علاوه بر جانشینی پدر وبزرگی قوم پیامبرزمان خود نیز بود . از نسل این پیامبرالهی انبیای بزرگی به وجودآمدند . مهمترین وبزرگترین آنها حضرت ابراهیم علیه السلام می باشد.
حسنا
حضرت نوح زمین را بین این سه پسر تقسیم کرد. (چون کنعان در جریان طوفان نوح به هلاکت رسید):
سهمیه سام؛ آنقره اراضی بین دجله و فرات و عراق عرب و عجم و خراسان.
سهمیه حام؛ اراضی مغرب، مصر، سودان، حبشه، هند و سند.
سهمیه یافث؛ اراضی چین و تبت و اراضی مشرق گردید
امیر
زیبا . بین المللی . تلفظ ساده . معنی زورمند و پهلوان
Hani
یه اسم زیبا وشکیل هم ریشه عربی داره وهم پارسی. عربی چون پسر خلف وخوب حضرت نوح بوده ک با همسرش وارد کشتی نوح میشن ونجات پیدا میکنن وهمسرش در کشتی بچش بدنیا میاد
و فارسیه چون نام یکی از پهلوانان ایرانی بوده ب معنی آتش. قدرتمند.و خطرناک
سام
پادشاه آتش و سخن ور
علی باقری
سام :پسر نَریمان و پدر زال( از قهرمانان شاهنامه )
دکتر سرامی در مورد شخصیت سام می نویسد : (( خصوصیت مهم شخصیت او تدبیر گری است. به یاد بیاوریم که با چه استادی توانسته است میان فرجام منوچهر شاه و مهر فرزند خویش زال به دختری از تبار دشمن هماهنگی ایجاد کند و نیز به یاد بیاوریم چگونه در جنگ گرگساران سپاهی را که تا پریشانی فاصله ای چند هیچ دارد ، به سامان می آورد و..))
(از رنگ گل تا رنج خار، دکتر قدمعلی سرامی، ۱۳۸۳،ص 826. )
محمد
کسانی که اسم زیبا و اصیل ایرانی را با معانی بد ترجمه میکنند همان اعرابی هستند که به واق واق سگ میگند پارس. برای خراب کردن نام همیشه جاودان پارس. مگه از فردوسی بزرگتر هم داریم که این نام را تو معجزه دنیا یعنی شاهنامه آورده؟
سام
سام یعنی درخشنده و تدبیرگر حالا یه عده دوست دارن یه چیز دیگه معنی کنن بزارید تو جهالت خودشون بمونن.۱۰ سال پیش اسم پسرم رو گذاشتم سام الان هم خیلی راصی ام

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی سام   • لوازم خانگی سام   • اسم سام   • سامانه سام   • سام پسر نوح   • سام نریمان   • سام خواننده   • اهنگ سام   • مفهوم سام   • تعریف سام   • معرفی سام   • سام چیست   • سام یعنی چی   • سام یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سام
کلمه : سام
اشتباه تایپی : shl
آوا : sAm
نقش : اسم خاص اشخاص
عکس سام : در گوگل

آیا معنی سام مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )