برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1436 100 1

سامه

معنی اسم سامه

اسم: سامه
نوع: دخترانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: sāme) (در قدیم) عهد، پیمان، جای امن و امان، پناه، مأمن - سوگند، پیمان

معنی سامه در لغت نامه دهخدا

سامت. [ س َ م َ ] (حامص ) سیرآمدگی. رجوع به سآمت شود.

سامة. [ سام ْ م َ ] (ع ص ، اِ) جانور زهردار گزنده. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ج ، سوّام. || مرگ. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

سامة. [ م َ ] (ع اِ) (از: سوم ) گوی که بر سر چاه باشد. ج ، سِیَم. || رگهای زر در کان. || رگی است در کوه. || زر و سیم. || خیزران. (منتهی الارب ).

سامة. [ م َ ] (اِخ ) محله ای است ببصره. (منتهی الارب ) (معجم البلدان ). و آن را بنوسامة نیز گویند.

سامة. [ م َ ] (اِخ ) نام پسر لوی بن غالب که ابراهیم سامی بن حجاج به وی منسوب است. (منتهی الارب ).

سامة. [ م َ ] (اِخ ) نام جماعتی از بصره. (منتهی الارب ).

سامة. [ م َ ] (اِخ ) موضعی است مرعرب را. (منتهی الارب ) (معجم البلدان ).

سامه. [ م َ / م ِ ] (اِ) عهد و پیمان و سوگند. (برهان ) (شرفنامه ). پیوند و سوگند. (آنندراج ) :
کسی که سامه ٔ جبّار آسمان شکند
چگونه باشد در روز محشرش سامان.
کسایی (از احوال و اشعار رودکی سعید نفسی ص 120).
|| امن و امان و پناه. (برهان ). پناه. (آنندراج ) (رشیدی ). خطی و پناه گاهی و دائره و امان جای مردم باشد و وقت ضرورت و واقعه ٔ سخت بدان پناه جویند. (آنندراج ) (رشیدی ) : من شهری بنا خواهم کرد... تا مردمان عالم را سامه باشد. (تاریخ سیستان ). نامه ای نبشت سوی احمدبن اسماعیل که تا بسامه ٔ او اندر خراسان بباشد. (تاریخ سیستان ).
قول تو خطی گشت مر خرد را
سامه کن و بیرون مشو ز سامه.
ناصرخسرو.
ز خون ریز تو اندر سامه ٔ زلف تو افتادم
رقیبت گربخواهد کشت باری اندرین سامه.
امیرخسرو (از رشیدی ).
سامه کجا یافت ز دستان او
رستم دستان و نه دستان سام.
ناصرخسرو.
|| قرض و وام. (برهان ). || خاصه وخصوص. (برهان ) (شرفنامه ). || علم. رایت. || دام. || کمند. || یاران و دوستان. (ناظم الاطباء).

سامه.[ م ِه ْ ] (ع ص ) اسب رونده به روشی که مانده نشود. ج ، سُمَّه ْ. || متحیر و مدهوش. (آنندراج ).

معنی سامه به فارسی

سامه
( اسم ) خاصه خاص مقابل عامه .
موضعیست مرعرب را
از قرار ذمار است در یمن و گویند جایگاهی است
از قرائ ذمار است در یمن
دیوانه

معنی سامه در فرهنگ معین

سامه
(مَّ) [ ع . سامة ] (اِ.) خاصه ، خاص ، مق . عامه .
(مِ) (اِ.) ۱ - پیمان ، عهد. ۲ - سوگند. ۳ - قرض ، دین . ۴ - پناه ، پناهگاه .

معنی سامه در فرهنگ فارسی عمید

سامه
۱. پیمان، عهد.
۲. سوگند.
۳. پناه، پناهگاه: سامه کجا یافت ز دستان او / رستم دستان و نه دستان سام (ناصرخسرو: ۳۹۱).

سامه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سارا
سامه : /sāme/ سامه اسم دخترانه با ریشه فارسی به معنای عهدوپیمان . سوگند . وام . پناه .

سامه :/sāme/ - (در قديم) عهد، پيمان؛- جاي امن و امان، پناه، مأمن.

اسم سامه برای نامگذاری دختردر سایت ثبت احوال کشور موردتایید است .
سوگند
سامه:سوگند٬عهد و پیمان٬قسم
❤❤❤
مرضیه
سامه اسم دخترانه است، معنی سامه: 1- (در قدیم) عهد، پیمان؛ 2- جای امن و امان، پناه، مأمن.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی سامه   • مفهوم سامه   • تعریف سامه   • معرفی سامه   • سامه چیست   • سامه یعنی چی   • سامه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سامه
کلمه : سامه
اشتباه تایپی : shli
عکس سامه : در گوگل

آیا معنی سامه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )