برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1632 100 1
شبکه مترجمین ایران

سال خرد

معنی سال خرد در لغت نامه دهخدا

سال خرد. [ خ ُ ] (ص مرکب ) قلب خردسال. (آنندراج ) :
گریان بیاد روی تو رفتم از این جهان
چون طفل سال خرد که گریان بخواب شد.
محمد قلی سلیم (از آنندراج ).
|| کنایه از کهنه و دیرینه و پیر :
چنارسال خرد و سرو نوخیز
بهم نشناختی بیننده ای نیز.
عرفی (از آنندراج ).
رجوع به سالخورده شود.

معنی سال خرد در فرهنگ فارسی عمید

سال خرد
دختر یا پسر که کمتر از پنج سال داشته باشد، تحویل سال، هنگام تحویل سال، گردش سال: گریان به یاد روی تو رفتم ازاین جهان / چو طفل سال خرد که گریان به خواب شد (محمدقلی سلیم: لغت نامه: سال خرد)

سال خرد را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی سال خرد   • مفهوم سال خرد   • تعریف سال خرد   • معرفی سال خرد   • سال خرد چیست   • سال خرد یعنی چی   • سال خرد یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سال خرد

کلمه : سال خرد
اشتباه تایپی : shg ovn
عکس سال خرد : در گوگل

آیا معنی سال خرد مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )