برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1466 100 1

ساطل

معنی ساطل در لغت نامه دهخدا

ساطل. [ طِ ] (ع ص ) گرد بالا رفته.(منتهی الارب ) (المنجد). طاسل مثله. (منتهی الارب ).

ساطل.[ طِ ] (معرب ، اِ) معرب ساتل است و آن رستنیی باشد که شیرازیان روشنک خوانندش. و به این معنی با شین هم آمده است. (برهان ) (آنندراج ). گیاهی مانند قارچ خشکیده. (استینگاس ). رجوع به شاتل و شاطل و ساتل شود.

معنی ساطل به فارسی

ساطل
معرب ساتل است و آن رستنیی باشد که شیرازیان روشنک خوانندش

ساطل را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی ساطل   • مفهوم ساطل   • تعریف ساطل   • معرفی ساطل   • ساطل چیست   • ساطل یعنی چی   • ساطل یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ساطل
کلمه : ساطل
اشتباه تایپی : shxg
عکس ساطل : در گوگل

آیا معنی ساطل مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران