برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1567 100 1
شبکه مترجمین ایران

سازمند


مترادف سازمند: آماده، آراسته، ساخته، مجهز، مهیا ، منظم، مرتب، اسلوب مند ، سازور، سازمان یافته، درخور، لایق، سزاوار

متضاد سازمند: ناسازمند، نامنظم، مغشوش

معنی سازمند در لغت نامه دهخدا

سازمند. [ م َ ] (ص مرکب ) ساخته. (شرفنامه ٔ منیری ). ساخته و آراسته. (غیاث ). چیزی آراسته و بانظام. (جهانگیری ) (ناظم الاطباء). ساخته و آماده. (آنندراج ). آراسته و منظم. (سروری ) (شعوری ). چیزی ساخته و آراسته و بانظام باشد اعم از توشه و زاد و راحله و ساختگی و آنچه در سفر بکار است. (برهان ). مرتب و منظم. (ناظم الاطباء). بسامان : یکی سعید و یکی شقی یکی سازمند و یکی ناساز. (تفسیر ابوالفتوح چ 1 ج 3 ص 174 س 13).
سازمند از تو گشت کار همه
ای همه وآفریدگار همه.
نظامی (هفت پیکر چ وحید ص 2).
به فصلی چنین فرخ و سازمند
به بستان شدم زیر سرو بلند.
نظامی.
|| سازگار. (غیاث از شرح اسکندرنامه ٔ خان آرزو) (آنندراج ). || لایق و سزاوار. (ناظم الاطباء). رجوع به ساز و ساخته شود.

معنی سازمند به فارسی

سازمند
( صفت ) ۱ - ساخته و آراسته آماده منظم مرتب . ۲ - سازگار . ۳ - لایق سزاواز .
[organized, organisé (fr.)] [عمومی] سازمان داده شده

معنی سازمند در فرهنگ معین

سازمند
(مَ) (ص مر.) ۱ - ساخته و آماده . ۲ - سازگار. ۳ - سزاوار.

معنی سازمند در فرهنگ فارسی عمید

سازمند
۱. ساخته و آماده.
۲. آراسته و با نظام، منظم و مرتب، سازور: سازمند از تو گشت کار همه / ای همه و آفریدگار همه (نظامی۴: ۵۳۷).

معنی کلمه سازمند به عربی

سازمند را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی سیریزی
منظم ، سازمان یافته و سزوار
علی باقری
سازمند: ساخته و پرداخته
سازمند از تو گشت کار همه
ای همه و آفریدگار همه
هفت پیکر نظامی،تص دکتر ثروتیان،۱۳۸۷،ص۷۹

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی سازمند   • مفهوم سازمند   • تعریف سازمند   • معرفی سازمند   • سازمند چیست   • سازمند یعنی چی   • سازمند یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سازمند

کلمه : سازمند
اشتباه تایپی : shclkn
عکس سازمند : در گوگل

آیا معنی سازمند مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )