برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1535 100 1
شبکه مترجمین ایران

زیرکی

/ziraki/

مترادف زیرکی: بصارت، بصیرت، چاره گری، دها، شطارت، فراست، فطنت، کیاست، هشیاری، هوش، هوشمندی، هوشیاری

متضاد زیرکی: پخمگی

معنی زیرکی در لغت نامه دهخدا

زیرکی. [ رَ ] (حامص ) بصیرت. فطانت. دهاء. فطنت. تیزی خاطر. ذکاء. ذکاوت. کیاست. کیس. ثقافت. ثقف. بزاعت. مهارت. ظرافت. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). عقل و دانش و ادراک. (آنندراج ). فراست و ادراک و کیاست و تیزفهمی و چالاکی. (ناظم الاطباء). باهوش بودن. هوشیاری. صاحب فراست بودن. (فرهنگ فارسی معین ) :
به هنگام برنایی و کودکی
به دانش توان یافتن زیرکی.
فردوسی.
زبان آوری راستی خواندش
بلنداختری زیرکی داندش.
فردوسی.
با همه زیرکی و رندی و پردانی
نخل این کار بر آورد پشیمانی.
منوچهری.
کی پسندد عاقل از ما در مقام زیرکی
کاسب تازی مانده بی جو، که به پیش خر نهیم.
سنائی.
آنکه دعوی زیرکی کردی گفت چه قسمت کنیم. (کلیله و دمنه ).
روزی ز آسمان به سر کلک تو رسد
تا تو به سیر کلک ببخشی بزیرکی.
سوزنی (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
شنیده ام که به شطرنج در فزود کسی
یکی شتر ز سر زیرکی و دانائی.
مجیر بیلقانی.
تحفه فرستی ز شعر سوی عراق اینت جهل
هیچکس از زیرکی زیره به کرمان برد.
جمال الدین اصفهانی.
گیرم ز روی عقل همه زیرکیش هست
با کید روزگار بجز ابلهیش نیست.
خاقانی.
دخت او نیز در کنار آورد
زیرکی بین که چون بکار آورد.
نظامی.
آن فرشته که آدمی لقب است
زیرکانند و زیرکی عجب است.
نظامی.
با همه زیرکی که در خرد است
بیخود است از تو و بجای خود است.
نظامی.
رجوع به زیرک شود.

زیرکی. [ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان سبزواران است که در بخش مرکزی شهرستان جیرفت واقع است و 195 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).

معنی زیرکی به فارسی

زیرکی
با هوش بودن هوشیاری صاحب فراست بودن .
دهی از دهستان سبزواران است که در بخش مرکزی شهرستان جیرفت واقع است و ۱۹۵ تن سکنه دارد .

معنی زیرکی در فرهنگ معین

زیرکی
(رَ) (حامص .) هوشیاری .

معنی زیرکی در فرهنگ فارسی عمید

زیرکی
۱. زیرک بودن.
۲. هوشیاری.

زیرکی در دانشنامه اسلامی

زیرکی
زیرکی از عناوینی است که در کودک وقتی که می خواهد در اموال خود تصرف کند مطرح می شود.

زیرکی تیز فهمی و باهوشی است.

← کاربرد زیرکی در فقه
 ۱. ↑ جواهر الکلام ج۲۶، ص۵۱.    
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۴، ص۳۳۷.    
...
در قرآن مجید به زیرکی آسیه اشاره شده است.
آسیه، زنی با هوش، زیرک و کاردان:و قالت امرات فرعون قرت عین لی و لک لا تقتلوه عسی ان ینفعنا او نتخذه ولدا.... (از این که آسیه برای رهایی موسی (علیه السلام) از مرگ ، به شیوه ای زیرکانه متوسّل شد (استفاده از منفعت طلبی و فرزند خواهی فرعون ) تا فرعون را از کشتن موسی (علیه السلام) منصرف کند، از هوشیاری و کاردانی وی حکایت دارد.)
در این مقاله از هوش و ذکاوت بلقیس، ملکه قوم سبا در سوره نمل ذیل آیاتی بحث و بررسی می کند.
فلما جاءت قیل اهـکذا عرشک قالت کانه هو واوتینا العلم من قبلها و کنا مسلمین. «هنگامی که او آمد گفته شد آیا تخت تو اینگونه است؟ (در پاسخ) گفت: گویا خود آن است! و ما پیش از این هم آگاه بودیم و اسلام آورده بودیم!». (مقصود از «اوتینا العلم» بنا بر اینکه قول بلقیس باشد، علم به صحت نبوت سلیمان علیه السّلام است و مراد از «من قبلها» قبل از شناسایی تخت می باشد و این تشخیص زود و به موقع، بیانگر زیرکی او بود).
آزمودن سلیمان
انی وجدت امراة تملکهم... • و انی مرسلة الیهم بهدیة فناظرة بم یرجع المرسلون. «من زنی را دیدم که بر آنها حکومت می کند و همه چیز در اختیار داشت (مخصوصا) تخت عظیمی دارد. و من (اکنون جنگ را صلاح نمی بینم) هدیه گران بهائی برای آنها می فرستم تا ببینم فرستادگان من چه خبر می آورند».
تفسیر آیه
ملکه افزود: ما باید قبل از هر کار سلیمان و اطرافیان را بیازمائیم و ببینیم به راستی چه کاره اند؟ سلیمان پادشاه است یا پیامبر؟ ویرانگر است یا مصلح؟ ملتها را به ذلت می کشانند یا عزت؟ و برای این کار ...

نقل قول های زیرکی

زیرکی
• «در روزگاری بسر می بریم که بیشترِ مردم آن بی وفایی را زیرکی دانند، و نادانان آن مردم را حیله گر و چاره اندیش خوانند.»

زیرکی در جدول کلمات

زیرکی
رندی
زیرکی و درایت
کیاست
زیرکی و هوش
دها

معنی زیرکی به انگلیسی

intelligence (اسم)
اگاهی ، فراست ، زیرکی ، ذکاوت ، فهم ، هوش ، خرد ، جاسوسی ، بینش ، روح پاک یا دانشمند
agility (اسم)
چابکی ، زیرکی ، مهارت ، ظرافت ، چالاکی ، عیاری ، تردستی
sagacity (اسم)
فراست ، زیرکی ، ذکاوت ، هوش ، ژرفی ، دانایی ، هوشمندی
acuteness (اسم)
زیرکی ، ذکاوت ، حدت یا شدت ، تیزی
brilliance (اسم)
زیرکی ، استعداد ، درخشندگی ، تابش ، برق
cunning (اسم)
زیرکی ، عیاری ، خاتوله ، خبی ، مکاری ، حیله ، خدعه ، حیله گری ، حیله باز
subtlety (اسم)
زیرکی ، نرمی ، لطافت ، باریک بینی ، تیزبینی و مهارت
astuteness (اسم)
زیرکی ، هوشیاری ، موشکافی
penetration (اسم)
فراست ، زیرکی ، کاوش ، نفوذ ، سرایت ، نفوذ کاوش ، حلول ، کیاست
perspicuity (اسم)
زیرکی ، روشن بینی ، وضوح ، روشنی ، صراحت ، تیز بینی ، شفافی ، روش فکری
cogency (اسم)
زیرکی ، اجبار ، قدرت عقیده
insinuation (اسم)
اشاره ، زیرکی ، نفوذ ، پیچ ، تاب ، دخول غیر مستقیم ، رخنه یابی ، خود جاکنی ، دخول تدریجی
perspicacity (اسم)
فراست ، زیرکی ، کیاست ، شخص تیزبین

معنی کلمه زیرکی به عربی

زیرکی
استخبارات , تالق , خداع
بداعة
مبدع

زیرکی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سرور رمضانی
نکرا
علیرضا حاجیانی
رندی
علی دوستی نوگورانی
هنر
E-Sh
نکته بینی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی زیرکی در جدول   • زیرکی در حل جدول   • مترادف زیرکی   • معنی باهوش در جدول   • زیرک در جدول   • معنی دست نوشت   • مخالف زیرک   • معنی شرمساری و خجلت   • مفهوم زیرکی   • تعریف زیرکی   • معرفی زیرکی   • زیرکی چیست   • زیرکی یعنی چی   • زیرکی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی زیرکی

کلمه : زیرکی
اشتباه تایپی : cdv;d
آوا : ziraki
نقش : اسم
عکس زیرکی : در گوگل

آیا معنی زیرکی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )