برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1643 100 1
شبکه مترجمین ایران

زیت


مترادف زیت: چربی، دهن، روغن

معنی زیت در لغت نامه دهخدا

زیت. [ زَ ] (ع مص ) روغن زیت در طعام کردن. (تاج المصادر بیهقی ) (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد). || کسی را روغن زیت دادن. (تاج المصادر بیهقی ). زیت نانخورش کردن ،قوم را. (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد). نان خورش قوم را روغن زیتون کردن. (از ناظم الاطباء). || چرب کردن سویق را. || چرب کردن سر کودک با روغن زیتون. (از اقرب الموارد).

زیت. [ زَ ] (ع اِ) روغن. (ترجمان القرآن ). روغن زیتون . (دهار) (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). روغن تخم درخت زیتون و در بعض بلاد آن را به چراغ میسوزند و برای دفع درد گزیدن زنبور اثر تمام دارد. (غیاث ). به فارسی روغن زیتون گویند و آنچه از زیتون رسیده گیرند زیت عذب نامند و غیرمغشوش او سریعالانتشار بر سطح بدن می باشد و اجزای آن از یکدیگر منقطع نمیگردد بخلاف مغشوش... (از تحفه ٔ حکیم مؤمن ) :... کأنَّها کوکب دری یوقد من شجرة مبارکة زیتونة لا شرقیة و لا غربیة یکاد زیتها یضی ٔ ولو لم تمسسه نار نور علی نور... (قرآن 35/24).
مرا زیت و زنبوره در کیش هست
چو زنبور هم نوش و هم نیش هست.
نظامی.
گشاده خواندن او بیت بر بیت
رگ مفلوج را چون روغن زیت.
نظامی.
زان همی پرسی چرا این می کنی
که صور زیت است و معنی روشنی.
مولوی.
شبی زیت فکرت همی سوختم
چراغ بلاغت بیفروختم.
سعدی (بوستان ).
رجوع به نشوءاللغة ص 74، 75، 77 و تذکره ٔ داود ضریر انطاکی و اختیارات بدیعی و تحفه ٔ حکیم مؤمن شود. || نور استعدادها الاصلی. (تعریفات جرجانی ). رجوع به زیتون شود.

زیت. (اِخ ) دهی از دهستان هندمینی است که در بخش بدره ٔ شهرستان ایلام واقع است و 120 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).

معنی زیت به فارسی

زیت
روغن، روغن زیتون، برای خوردن ومصارف دیگر
( اسم ) روغن زیتون جمع زیوت . یا زیت بنی اسراییل سنگی است به رنگ و اندام زیتون و خطوط بسیار موازی یکدیگر دارد حجرالیهود حجرالزیتون .
دهی از دهستان هندمینی است که در بخش بدره شهرستان ایلام واقع است و ۱۲٠ تن سکنه دارد .
[ گویش مازنی ] /zeyt/ از توابع میان دورود ساری
ماذریون سیاه است
روغن زیتون نارسیده است روغنی که از زیتون نارس گیرند .
به لغت نواحی مصر اسم تلفظ است
آن را بار اول محمد زکریای رازی کشف کرد یعنی اسید سولفریک .
روغن ثمری است مثل بادام کوچکی و لوز البربر نامند و از درخت خارناک بهم می د و خار مذکور را دواب می خورند و در عراق تنکس نامند و بادام کوهی نیز نامند و به طعم روغن شیرین خوشبو است .
روغن تخم شلجم است .
زیتون المائ زیتون نارسیده که آنرا در آب نمک گذارند .
زیت الارجان زیت الهرجان . زیت السودان
روغنی است که از مسحوق عنم با روغن زیتون کنند .
زیت السودان است . زیت السودان ارجان ارقان .
زیت حار روغن دانه کتان
...

معنی زیت در فرهنگ معین

زیت
(زَ یا زِ) [ ع . ] (اِ.) روغن زیتون .

معنی زیت در فرهنگ فارسی عمید

زیت
روغن، هرنوع روغن نباتی یا حیوانی که برای خوردن یا به جهت مصارف دیگر به کار برود.

زیت در دانشنامه اسلامی

زیت
معنی زَيْتُهَا: روغنش (زيت روغني است که از زيتون ميگيرند)
تکرار در قرآن: ۷(بار)
روغن زیتون (مفردات) . زیتون به درخت زیتون و میوه آن هر دو گفته می‏شود واحد آن زیتونه است (اقرب) ، . درباره اهمیّت زیتون در «تین» توضیح داده‏ایم به آنجارجوع شود. زیتونه فقط یکبار در قرآن آمده ولی زیتون پنج بار: انعام:99و141، نحل:11، تین:1، عبس:29 توضیح آیه 35. نور که نقل شده در «نور» خواهد آمد انشاء اللّه.

زیت در جدول کلمات

زیت
روغن نباتی ، روغن زیتون

زیت را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

تاشبور
روغن به زبان عربی
افشین اشکبوسی
روغن زیتون
موری بازفت(بختیاری)
در گویش زبان بختیاری واژه زیت(Zit) به معنای آب صمغ که از درخت ویا گیاهی بطراوت میباشد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی زیت فکرت   • زیتون پرورده   • بهترین مارک روغن زیتون   • مفهوم زیت   • تعریف زیت   • معرفی زیت   • زیت چیست   • زیت یعنی چی   • زیت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی زیت

کلمه : زیت
اشتباه تایپی : cdj
عکس زیت : در گوگل

آیا معنی زیت مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )