برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1622 100 1
شبکه مترجمین ایران

زیبق

/zeybaq/

مترادف زیبق: جیوه، سیماب

معنی زیبق در لغت نامه دهخدا

زیبق. [ ب َ / زَ ب َ ] (معرب ، اِ) معرب جیوه که بمعنی سیماب است. (غیاث ). معرب زیوه که جیوه به جیم تازی مبدل و سیماب مرادف آن است. (آنندراج ). زئبق. معرب ژیوه (جیوه ). (فرهنگ فارسی معین ). مأخوذ از زئبق عربی ، سیماب و جیوه. (از ناظم الاطباء). در اصطلاح ارباب صناعت کیمیا، یکی از ارواح باشد. (مفاتیح ، یادداشت بخط مرحوم دهخدا). معرب ژیوه و جیوه. (یادداشت ایضاً). سیماب. (دهار). به فارسی سیماب و جیوه نامند. از جمله ٔ فلزات و معدنی است شبیه به نقره ای گداخته و از گداز سنگهای سرخ شنجرفی بهم می رسد و در بعضی بلاد بارده مثل مغرب و روم و اقلیم هفتم قطراتی است که از خاک متکون می گردد و در غیر ظروف شیشه و سرب و قلعی و جلد سگ آبی و طلا نقره معدوم میشود... و چون غیرمفتول او را با نقره ٔ خالص حل نموده بر مس بمالند و به آتش برند مس را مفضض گرداند. (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). جسمی است فلزی بصورت مایع برنگ نقره ای که بزبان عامیانه «ویف -ارژان » نامند و چون با فلز دیگری ترکیب شود آنرا ملغمه نامند. این فلز اغلب در طبیعت بصورت سولفور یافت می شود وآنرا «سینابر» خوانند که آن را پس از حرارت دادن در کوره بکار برند. در اتریش و کالی فرنیا و اسپانی یافت میشود. علامت آن در شیمی «Hg» و وزن مخصوص آن 13/59 است. سفید و درخشان است و تنها فلزی است که در طبیعت بصورت مایع در حرارت معمولی یافت میشود. این فلزدر برودت «40-» درجه ٔ سانتی گراد منجمد میشود و در حرارت 357 درجه ٔ سانتی گراد به جوش می آید و در فیزیک برای ساختن میزان الهوا و میزان الحراره و دیگر چیزها مورد استفاده قرار دهند و نیز در سفیدگری و ساختن آیینه و مخصوصاً در استخراج زر و سیم که بسهولت با این دو فلز ترکیب میشوند، استفاده می کنند. این فلز همچنین در پزشکی نیز مورد استعمال دارد. ولی تمام نمک های این فلز زهرناک است و جذب آن موجب مسمومیت میشود. (از لاروس ).... جیوه را چینی و هندیهای قدیم می شناختندو در مقبره های مصری در حدود 1500 سال قبل از میلاد مشاهده شده است. کانه ٔ عمده ٔ آن شنجرف است. از معادن الماذن (المعدن ) بیش از 2500 سال است که بلاانقطاع شنجرف استخراج شده است. قوس جیوه عبارت است از تخلیه ٔ برق در بخار جیوه ٔ محتوی در یک لوله ٔ خلأ و از سرشارترین منابع تشعشعات فوق بنفش است. در عادی ترین شکل آن ، یکی از الکترودها از جیوه ...

معنی زیبق به فارسی

زیبق
معرب جیوه، زاووق وزائوق هم گفته اند
جیوه
( مصدر ) ۱ - مالیدن مخلوط جیوه به پشت آیینه تا صورتها را منعکس سازد . ۲ - نیست کردن نابود کردن .
حجر الرمل حجر زنجفر مخلوق

معنی زیبق در فرهنگ معین

زیبق
(زَ یْ بَ) [ ع . ] (اِ.) جیوه .
( ~. کَ دَ) [ معر - فا. ] (مص م .) ۱ - جیوه مالیدن به شیشه برای ساختن آیینه . ۲ - نابود کردن .

معنی زیبق در فرهنگ فارسی عمید

زیبق
= جیوه

زیبق در جدول کلمات

زیبق را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

یحیی
جیوه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• جیوه چیست   • سیماب   • معنی جیوه درجدول   • معنی زیبق   • مفهوم زیبق   • تعریف زیبق   • معرفی زیبق   • زیبق چیست   • زیبق یعنی چی   • زیبق یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی زیبق

کلمه : زیبق
اشتباه تایپی : cdfr
آوا : zeybaq
نقش : اسم
عکس زیبق : در گوگل

آیا معنی زیبق مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )