برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1399 100 1

زولبیا

/zulbiyA/

معنی زولبیا در لغت نامه دهخدا

زولبیا. (اِ) زلوبیا. زلابیه. شیرینیی است که از آمیختن ماست کیسه انداخته (آب گرفته ) با نشاسته و ریختن این آمیخته در روغن کنجد داغ بوسیله ٔ قیفی مخصوص و پختن در روغن مذکور و سپس انداختن آن در شیره ٔ شکر درست کنند. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به زلوبیا شود.

معنی زولبیا به فارسی

زولبیا
( اسم ) شیرینیی است که آمیختن ماست کیسه انداخته ( آب گرفته ) با نشاسته و ریختن این مواد در روغن کنجد داغ بوسیله قیفی مخصوص و پختن در روغن مذکور و سپس انداختن آن در شیره شکر درست کنند .

معنی زولبیا در فرهنگ معین

زولبیا
(اِ.) نوعی شیرینی است که برای تهیة آن نشاسته و ماست را مخلوط کنند و سپس در شربت ، شکر، آب و گلاب قرار می دهند.

زولبیا در دانشنامه ویکی پدیا

زولبیا
زولبیا نوعی شیرینی است که معمولاً همراه با بامیه و گوش فیل به فروش می رسد. از مواد اولیه اینگونه شیرینی می توان به ماست و نشاسته و خمیرمایه اشاره کرد که پس از ترش شدن و به اصطلاح ورآمدن آن را به آرد اضافه می کنند. غالبا زولبیا و بامیه در ماه رمضان در هنگام افطار مصرف می شود. تولید و مصرف این شیرینی در گستره وسیعی از جهان شامل شرق آسیا، خاورمیانه و شمال آفریقا رواج دارد.
«زولبیا» در اصل «زلیبی یا زلبی» تغییر یافته واژه «صلیبی» می باشد چون به شکل صلیبی که دور آن یک دایره می کشیده اند ساخته می شده. این شیرینی در مناطق جنوب ایران هنوز هم با نام «زلیبی» شناخته می شود.زولبیا' (در فارسی و عربی) یا جلبی (در فارسی دری و هندی)
تاریخ زولبیا را تا سال ۱۴۵۰ میلادی در هندوستان پی گیری کرده اند. تاریخ ناصری به زولبیا اشاره شده که به عنوان هدیه نزد ناصرالدین شاه نیز آورده شده است. نمی توان زمان مشخصی برای پیدایش زولبیا بامیه اعلام کرد و تنها منبع آن، تجارب و گفته های استادان قدیمی این حرفه است. حتی برخی از استادان قدیمی، زولبیا و بامیه را مربوط به زمان شاه عباس می دانند. با توجه به اینکه در برخی از شهرها مواد شیرینی همچون کشمش و خرما موجود نبود و برای بردن این مواد به شهرهای دیگر نیز مشکلات نظیر خراب شده این مواد غذایی وجود داشت تولید زولبیا و بامیه در شهرهایی که از مواد شیرینی وجود نداشت گسترش پیدا کرد.
برای تهیه شیرینی زولبیا ابتدا نشاسته را در کاسه ای بزرگ می ریزیم و ماست را به آن اضافه می کنیم و با هم مخلوط می کنیم تا یکدست شوند و به مدت ۵ دقیقه کنار می کذاریم.سپس کره را  از یخچال بیرون می آوریم و می گذاریم تا نرم شود. پس از گذشت ۵ دقیقه کاسه مخلوط ماست و نشاسته را می آوریم و آرد را کم کم به آن ها اضافه می کنیم و هم می زنیم و کره را نیز می افزاییم و خوب مخلوط می کنیم تا مایه زولبیا یکدست شود. بعد گلاب ، اسانس هل و جوش شیرین را به مایه اضافه می کنیم و مجددا مواد را مخلوط می کنیم تا مایه غلظتی شبیه به ماست داشته باشد.اگر دیدید مایه سفت شده است می توانید کمی گلاب اضافه کنید. سپس در یک ظرف مانند یک تابه روغن به حدی می ریزیم که استخر روغن داشته باشیم و زولبیا ها راحت در ان شناور باشند و تابه را روی حرارت کم می گذاریم تا به مر ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

زولبیا در دانشنامه آزاد پارسی

(نیز: زُلابیه؛ زُلبیا؛ زِلی بی) نوعی شیرینی ایرانی، به مایۀ گرد نشاسته، ماست چکیده، آرد سفید، زعفران ساییده، روغن کنجد یا روغن روان، و بار شکر، عسل، گلاب، و آب لیموی تازه. مایه را از کیسۀ قیف دار یا سرنگ قنادی حلقه وار و شبکه شبکه، جداجدا، بر دیگ روغن جوش نقش می زنند و پیش از آن که دو روی آن تیره شود، در بار زولبیا می گذارند تا داغ به داغ بار در نسوج آن ببندد. پخت و خورد زولبیا، که از شیرینی های بسیار مقوّی است، در ماه رمضان رونق دارد.

زولبیا را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مجتبی عیوض صحرا
با دیدن جُستاری(مقاله ای) چشمگیر از استاد میرجلال الدین کزازی درباره ریشه زولبیا و بامیه،منم انگیزه پیدا کردم تا با بهره بردن از جُستارهای پیشینم درباره آن روشنگری کنم:
این شیرینی از آیین های مِهرپرستی(میتراییسم) گرفته شده است:
زولبیا:
زول:شیره،اَنگُم،زنج،صمغ
بیا: آمدن
معنی: شیرینی ای که نوید دهنده ی همانندی به عروج(خدا) رسیدن میترا به سوی خورشید است و با او یکی شدن هست!
برای همین هم هست که زولبیا به شکل خورشید(پرتوهای خورشید) پخته می شود
و نمادی از چَلیپا(صلیب شکسته،سُواستیکا) یا گردونه ی مِهر(چهارپایه،چهار پرّه) می باشد که چهار خط آن نشانه فصل های سال و درون چهار خط مظهر عنصر های اصلی هستی(آب،باد،خاک و آتش) که بر روی مهرابه ها،مسجدها و کلیسا ها و... حک و نقاشی شده است!
(نگاهی به واژه یلدا شود!)

همچنین در گام چهارم مهرپرستی،شیرینی ای به مانند خورشید می خوردند:
4. شیر: نماد پروردگار-منسوب به بِرجیس،ژوپیتر،اورمَزد،هُرمَزد(مشتری)،نماد: آتش-
نشان ویژه آن "بیلچه" برای به هم زدن آتش
در این گام با شِگِردهایی نیرومندی(قدرت بدنی) مهرپرست را می سنجیدند و پس از پذیرفتن او:
برای پاکی و زلالی و شیرینی رسیدن او به این گام بر دست و زبان مهرپرست،عسل(شهد) می ریختند و شیرینی ای به شکل خورشید می خوردند و به او فرنام(لقب) نگهبان میوه می دادند
(نگاهی به واژه آناهیتا شود!)

بامیه:
بام(بامی): فرنام(لقب) ایزد میترا(ایزد روشنایی)
به مانند هوشیدر بامی(هوشیدر درخشان): فرشته روشنایی(مِهر،میترا)

اسم با ــه >>> اسم: که (ه) در اینجا رابطه ی شباهت و همانندی با اسم برقرار می کند!
مانند: دماغه،دهنه،دندانه،زبانه،گردنه،دسته،پایه،بدنه،پیکره،
ریشه،ساقه،شاخه،پوسته،شیره،زمینه،ماله،خمیره،کفه

معنی: شیرینی ای که به مانند گردی خورشید هست و نمادی از ایزد روشنایی(میترا) است


همچنین در گام دوم و سوم،مهرپرست روزه می گیرد و نماز برپا می دارد:
2. همسر(نامزد،پوشیده): منسوب به ناهید(زُهره)،نماد: آب-نشان ویژه او مشعل و چراغ است!
یکی از آزمایش هایی که مهرپرست در این گام انجام می داد،روزه خاموش ماندن(سکوت) و چیزی نخوردن بود تا وفاداریش را به آیین های مهر(میترا) نشان دهد!
(( این آیین به بوداییسم هم راه یافت که برهمن ها و بودایی ها برای رسیدن به خلسه هیچ چیز نمی خوردند و نمی گفتند! ))

3. سرباز(جنگاور،جنگی): منسوب به بهرام(مریخ)،نماد: خاک(زمین)-نشان خاص او توبره(کیسه شکار و خوراک)،نیزه(زوبین!) و کلاهخود است
بیشتر مهرپرستان به این گام می رسیدند و در پایان کار دیهیم(تاجی) به او پیشکش می کردند ولی مهرپرست فروتنی پیشه می کرد و نمی پذیرفت،سپس برای دوست داشتن مِهر،بر پیشانی او داغ مِهر می نشاندند و رو به سوی خورشید به نماز(ستایش) می پرداختند!
(( به همانند داغ مُهرِ آدم هایی که خیلی نماز می خوانند! ))
علی باقری
زولبیا:
نوعی از شیرینی های عصر قدیم ایران " زلوبیا" است که مردم فارسی آن را زِلیبی تلفظ می کنند و این شیرینی به گونه ی نوعی از صلیب کامل است که چهار خط اصلی و خطوطی فرعی از مرکز آن منشعب گردیده‌ و دایره ای به گرد این اشعه به رسم 《سور》تجسیم شده است؛ نام این شیرینی نیز اسمی است که از عصر مهرپرستان به یادگار مانده و صورت اصلی آن 《 ذولیبی》 است یا《ذولیبا》که معرب آن صلیبی است و محرّرف آن چلیپا؛ و این لغتی است که در عصر هخامنشی به کار رفته است و در تاریخ داریوش بزرگ ، بر حسب نقل هردوت ، آمده است که شاهنشاه هخامنشی در پایتخت ایران معبدی به نام آفتاب برآورد و آن را 《زلیبا》نام کرد و نقشه ی این معبد به شکل صلیب بوده است ."
نامه ی باستان ،ج ۳ ، داستان سیاوش ، دکتر کزازی ،۱۳۸۴،ص۱۷۱ . به نقل از دیوان دین

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• طرز تهیه زولبیا بامیه در منزل   • زولبیا بامیه رزا منتظمی   • زولبیا بامیه خانم جمشیدیان   • عکس زولبیا   • طرز تهیه زولبیا بدون نشاسته   • طرز تهیه زولبیا بامیه با تصویر   • زولبیا بامیه معروف تهران   • فیلم اموزش زولبیا   • معنی زولبیا   • مفهوم زولبیا   • تعریف زولبیا   • معرفی زولبیا   • زولبیا چیست   • زولبیا یعنی چی   • زولبیا یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی زولبیا
کلمه : زولبیا
اشتباه تایپی : c,gfdh
آوا : zulbiyA
نقش : اسم
عکس زولبیا : در گوگل

آیا معنی زولبیا مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )