برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1354 100 1

زودرنج

/zudranj/

مترادف زودرنج: حساس، طبع، منش، نازک، نازک خلق

معنی زودرنج در لغت نامه دهخدا

زودرنج. [ رَ ] (نف مرکب ) زودرنجنده. آنکه زود متأثر و رنجیده خاطر شود. نازک دل. حساس. (فرهنگ فارسی معین ). آنکه زود رنجیده شود و آزرده گردد. (آنندراج ).

معنی زودرنج به فارسی

زودرنج
نازک دل، کسی که زودبرنجدو آزرده شود

معنی زودرنج در فرهنگ معین

زودرنج
(رَ) (ص مر.) آن که زود متأثر و رنجیده خاطر شود، نازک دل ، حساس .

معنی زودرنج در فرهنگ فارسی عمید

زودرنج
نازک دل، کسی که زود برنجد و آزرده شود.

زودرنج در جدول کلمات

معنی کلمه زودرنج به عربی

زودرنج
ازعج , مشاکس

زودرنج را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نسیم
نازک نارنجی
hadi_g.a
حساس
فرشاد
نازک دل
سحر فتوحی
زود رنج
بتحا
احساساتی
Figure
Cranky, testy, being peeved, nettled, bad tempered,

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• درمان حساس بودن و زودرنجی   • درمان زود رنج بودن   • تست زودرنجی   • مردان حساس و زودرنج   • معنی زود رنج   • روانشناسی زودرنجی   • علت زودرنجی   • درمان زودرنجی و حساسیت زیاد   • معنی زودرنج   • مفهوم زودرنج   • تعریف زودرنج   • معرفی زودرنج   • زودرنج چیست   • زودرنج یعنی چی   • زودرنج یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی زودرنج
کلمه : زودرنج
اشتباه تایپی : c,nvk[
آوا : zudranj
نقش : صفت
عکس زودرنج : در گوگل

آیا معنی زودرنج مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )