برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1408 100 1

زخم

/zaxm/

مترادف زخم: جراحت، جریحه، خراش، خستگی، ریش، ضرب، قرح، ناسور، نیش

برابر پارسی: زُهم، دوشَند، بوی گوشت

معنی زخم در لغت نامه دهخدا

زخم. [ زَ ] (اِ) این لغت در پهلوی هم بوده است. (از فرهنگ نظام ). پهلوی زخم یا زحم زام کردی افغانی زخم ، بلوچی زخم و زام (شمشیر). (فقه اللغه ٔ هرن ص 652). گیلکی زخم. جراحتی که بوسیله ٔ آلات جارحه یا ناخن و دندان و مانند آن بهم رسد. ریش. (از حاشیه ٔ برهان بقلم معین ). نشان وارد کردن تیغ و تیر و مانند آن که بریدن باشد... زخم و زخمه در اصل لغت پارسی بمعنی زدن است و نظیرش در عربی ضرب و ضربه است ، نه بمعنی جراحت و ریش... و چون حاصل زدن شمشیر و سایر حربه ها جراحت است ، مجازاً بر جراحت اطلاق کرده اند. (آنندراج ). جراحتی که از آلات جارحه بهم رسد و ریش. (ناظم الاطباء).نشان زدن تیغ و تیر و مانند آن که بر بدن باشد. (بهار عجم ) (از ارمغان آصفی ج 2 ص 10). جراحت آلت جارحه که بهندش گهاء گویند. (مؤید الفضلاء) :
پر از زخم شمشیر گشته تنش
بریده بر و مغفر و جوشنش.
فردوسی.
حاسدم گوید ببردی دوستانم را ز من
دوستان را خود بر ابرو بود از او زخم جبین.
منوچهری.
و مردی را زخمی بر روی بود چنانکه پنداشتی همین ساعت زخم زده اند. (مجمل التواریخ و القصص ).
درد تو جراحتی است ناسور
از زخم اجل شفات جویم.
خاقانی.
گر این زخم را چاره دانستمی
طلب کردمی گر توانستمی.
نظامی.
پارسایی را دیدم بر کنار دریا که زخم پلنگ داشت و به هیچ دارو به نمیشد. (گلستان ).
زخمی چنان نبود که مرهم توان نهاد
داروی دل چه فائده دارد که جان برفت.
سعدی.
شد بدل هجران بوصل و داغ غم دارم هنوز
زخم به گردد ولی ماند نشانش سالها.
کاتبی ترشیزی.
این چه استغناست یا رب وین چه قادر حکمت است
کاین همه زخم نهان است و مجال آه نیست.
حافظ.
- بازشدن زخم ؛ (در تداول عامه ) گشوده شدن سر زخم و بیرون آمدن خون یا چرک و کثافات از آن. مقابل بسته شدن زخم بمعنی بهم آمدن سر زخم.
- || باز شدن دستمال و نواری که معمولاً پس از مرهم نهادن محل جراحت را با آن می بندند. زخم باز، زخمی که آن را با دس ...

معنی زخم به فارسی

زخم
آزردگی وخراش یابریدگی عضوی ازاعضای بدن که از، آن خون وچرک بیاید، خراش بوسیله آلت برنده برپوست
( اسم ) طعم و بویی که از سفیده تخم مرغ خام یا گوشت خام هنگام پختن در آب بر آید .
در نهایه است که زخم نام کوهیست نزدیک مکه
[ گویش مازنی ] /zaKhm/ زخم
[fire wound] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] آسیب یا زخم تازه یا درحال ترمیم در لایۀ زایندۀ گیاهان چوبی
زخم وارد شدن مجروح شدن
خسته و مجروح کردن زخم انداختن
خسته کردن
زخم فراوان
زخم برداشتن
زخمی شدن
دم پخت است آن طعامیست معروف
التیام دادن پیچیدن اطراف زخم با دستمال و مانند آن بسته شدن و بهم آمدن سر زخم
عمل بستن زخم جهت جلوگیری از عفونت و خونریزی و بهبود آن مرهم گذاشتن روی زخم برای معالجه پانسمان رفاده مرهم گذاری مرهم بندی .
زخم عمیق کنایه از زخم فربه
جای زخم
[ گویش مازنی ] /zaKhme jedo/ زخمی که سرباز کرده است
زخم چشم ...

معنی زخم در فرهنگ معین

زخم
(زُ) [ ع . زهم ] (اِ.) (عا.) طعم و بویی که از سفیدة تخم مرغ خام یا از گوشت خام هنگام پختن در آب برآید.
(زَ) [ په . ] (اِ.) ۱ - خراش یا بریدگی هر بخشی از بدن . ۲ - مجروح . ۳ - ضربه . ، به ~ کاری زدن کنایه از: برای آن کار مورد بهره برداری قرار دادن .
(زَ خْ. وَ) (ص فا.) مطرب ، کسی که بر ساز زَخمه می زند.
( ~. خُ دَ) (مص ل .) مجروح شدن .
( ~. زَ دَ) (مص م .) جراحت وارد کردن .
( ~ُ) (ص مر.) (عا.) پر از زخم و خراش یا جای ضربه .
( ~. کَ دَ) (مص ل .) جنگ کردن .
( ~. زَ) (اِمر.) آسیبی که از چشم بد به کسی رسد.
( ~ . زَ) (ص مر.) نبضی که سست می زند.
(زَ) (اِمر.) مرضی است عفونی که در انسان معمولاً زخمی موضعی و بدخیم تولید می کند و به ندرت اعضای داخلی روده و ریه را می گیرد. و معمولاً از گوسفندان به انسان سرایت می کند.
( ~. زَ) (ص مر.) لقب سام نریمان که اژدهایی را با یک ضربه کشت .

معنی زخم در فرهنگ فارسی عمید

زخم
۱. (پزشکی) هر نوع شکافی که بر روی پوست ایجاد شود، جراحت.
۲. [قدیمی] ضربه.
۳. (موسیقی) [قدیمی] = زخمه
۴. [قدیمی، مجاز] صدایی که از ساز بلند می شود.
* زخم خوردن: (مصدر لازم) [قدیمی] زخم برداشتن، زخمی شدن، مجروح شدن.
* زخم زبان: [مجاز] سخن زشت که دل کسی را بیازارد و او را رنجیده سازد.
* زخم زدن: (مصدر لازم) [قدیمی] به کسی زخم و جراحت وارد کردن.
* زخم کاری: زخم سهمناک، جراحت مهلک، جراحت بزرگ که بر عضو مهمی از بدن وارد آید و کشنده باشد.
* زخم معده: (پزشکی) از امراض معده، جراحتی که در معده یا اثناعشر به واسطۀ ازدیاد شیرۀ اسیدی معده یا علت دیگر پیدا می شود و درد شدید دارد.
بستن زخم و مرهم گذاشتن روی آن.
زخمی، مجروح، آن که زخم و جراحت به بدنش وارد شده.
زخمی، مجروح، کسی که زخم و جراحتی در بدن دارد.
صدمه و آسیبی که از چشم بد یا چشم شور به کسی برسد، آسیب و زیانی که از نگاه یا کلام کسی که چشم شور دارد به کسی یا چیزی برسد: مبادا بی تو هفت اقلیم را نور / غبار چشم زخم از دولتت دور (نظامی۲: ۲۷۲).
بیماری واگیردار و مشترک میان انسان و دام با علائمی نظیر زخم های قرمز و سیاه و تب، شاربن.
ویژگی کسی که با یک ضربت دشمن را از پا درآورد: بشد سامِ یک زخم و بنشست زال / می و مجلس آراست و بفْراشت یال (فردوسی: ۱/۲۴۶).

زخم در دانشنامه اسلامی

چشم زخم، آسیبی است که گمان می رود بر اثر نگریستن برخی افراد یا جانوران به انسان ها و جانوران دیگر و نیز اشیا وارد می شود.
چشم زخم از قدیم ترین باورهای بشر و احتمالا فراگیرترین و رایج ترین باور فراعلمی در سراسر جهان و از جمله در جهان اسلام است، هرچند در دوران جدید، در فرایند روزافزونِ عرفی شدن، این باور از بسیاری از حوزه های زیست جهان بشری عقب نشسته است و اکنون بیش تر به مثابه باوری عامیانه حضور دارد.
باور توجیه کننده
باور به چشم زخم در گونه شناسی پدیدارشناختی، در گروه باورهای توجیه کننده جای می گیرد که در فقدان تبیین های علمی تجربی، برخی رویدادهای ناگوار و آسیب های پدید آمده را، فارغ از روابطِ علّی و معلولیِ اثبات پذیر و آزمون پذیر، توجیه و بنابر منطق ویژه خود، معقول سازی می کند و مدلّل می دارد؛ بنابراین، با وجود برخی تلاش ها برای یافتن سرچشمه این باور و نشان دادن مسیر اشاعه آن به نقاط دیگر، چشم زخم را باید باوری نوعی دانست که در همه حوزه های تمدنی به طور اصیل پدید آمده و در جریان فربه شدن های مکرر، از اخذ و اقتباس های میانْ فرهنگی تأثیر پذیرفته است.همچنین، باور به چشم زخم در واقع یک مادرْباور (باورِ مُولّد یا گروهْ باور) است و شبکه ای وسیع از باورهای دیگر را دربردارد که یا اصولا بر اثر باور به چشم زخم پدید آمده اند یا در ذیل مجموعه فرهنگی چشم زخم مندرج می شوند و معنا می یابند.
چیستی
برای راه بردن به چیستی چشم زخم، تلاش هایی صورت گرفته است.به گمان برخی، چنان که از مفهوم لغوی «چشم زدن» یا «اصابتِ عین» نیز برمی آید، چیزی، مثلا حرارت یا سَم، از چشمان شور خارج یا ساطع می شود و به هدف چشم زخم برخورد می کند، در حالی که به زعم برخی دیگر، در ساز و کارِ اثر چشم زخم ــ بویژه از آن رو که بر فرد یا شیء غایب از نظر نیز کارساز است ــ نیازی به تماس یا حضور واسطه یا صدور و ارسال جزئی از علت به سوی معلول نیست بلکه مبدأ چشم زخم، تأثیرِ مفروضی است که قوای نفسانی می توانند بگونه ای فعلا ناشناخته در انفاس یا ابدانِ دیگر داشته باشند.
← نظر ابن سینا
...
چشم زخم، ...


زخم در دانشنامه ویکی پدیا

زخم
زخـم یا جراحت در دانش پزشکی، آسیبی است که در آن پوست خراشیده، پاره، بریده، سوراخ یا دریده شود یا بعلت یک تروما با اینکه پوست سالم مانده ولی در زیر آن آثار قرمزی یا کبودی دیده شود.
حرف E: برای قطر ورودی زخم به سانتیمتر.
حرف X: برای قطر خروجی زخم به سانتیمتر.
حرف C: عمق جراحت در حدود دو انگشت.(با بله یا خیر پاسخ داده می شود)
حرف F: برای عنوان شکستگی همراه جراحت. عدد صفر برای پاسخ منفی٬ عدد یک برای شکستگی کوچک و عدد دو برای شکستگی های بزرگ.
حرف V: برای تعریف جراحت با تهدید حیات بیمار(مغز٬ ریه و عروق بزرگ) با پاسخ مثبت و منفی.
حرف M: برای تعریف ورود شئ فلزی در زخم(مانند گلوله) که در رادیوگرافی مشخص باشد با پاسخ مثبت یا منفی.
به شکل مختصر جداسازی اتصال بین سلولی بخشی از پوست یا گوشت بدن را زخم گویند.جراحت به دو نوع بسته و باز تقسیم می شود؛ بریدگی یا پارگی پوست از جمله جراحت های باز و کوفتگی ها از جمله جراحت های بسته می باشند.
در سیستم طبقه بندی جراحت مصوب صلیب سرخ جهانی نوع زخم و جراحت به گروه ها و انواع مختلف تقسیم می شود. برای این منظور از حروف (E, X, C, F, V, و M) استفاده می شود.
یک زخم باز
عکس زخم
زخم (به لهستانی: Blizna) یک فیلم داستانی ۱۰۴ دقیقه ای به کارگردانی کریشتوف کیشلوفسکی است که در سال ۱۹۷۶ ساخته شده است. فیلم نامهٔ این فیلم توسط راموآلد کارارس و کریشتوف کیشلوفسکی نوشته شده است.
زخم در بانک اطلاعات اینترنتی فیلم ها (IMDb)
در یک جلسه حزبی تصمیم گرفته می شود تا یک کارخانهٔ جدید مواد شیمیایی در شهرکی محروم به نام اولکو ساخته شود. استفان بدنارز با آن منطقه فرستاده می شود تا بر روند احداث کارخانه نظارت کند. اهالی منطقه نیز مخالف احداث کارخانه هستند ....
زخم (به هندی: Zakhm) فیلمی محصول سال ۱۹۹۸ و به کارگردانی ماهش بات است. در این فیلم بازیگرانی ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

زخم در دانشنامه آزاد پارسی

زخم (ulcer)
هر گسستگی در پوشش سطح بدن، خواه پوست یا غشای مخاطی. علت ایجاد آن ممکن است عفونت، تحریک، یا تومور باشد. ناحیۀ زخم اغلب ملتهب است. زخم های شایع عبارت اند از زخم های آفتیدر دهان، زخم معده، زخم دوازدهه، زخم بستریا زخم های فشاری، و زخم های واریسی یا عارضۀ سیاه رگ های واریسی. نحوۀ درمان زخم ها نسبت به محل آن ها متفاوت است. برای درمان، در مرحلۀ اول زخم های گوارشی تجویز دارو صورت می گیرد، البته گاه ممکن است عمل جراحی هم لازم باشد. زخم های خون ریزی دهنده معده را می توان بدون عمل جراحی و با روش آندوسکوپیدرمان کرد. در این روش، لولۀ قابل انعطافی حاوی رشته های نوری را به درون معده می فرستند و با دید مستقیم و به کمک ابزارهای ظریف بافت ها را ترمیم می کنند. زخم های معده با نوعی باکتری با نام هلیکوباکتر پیلوریارتباط دارند. در کشورهای غربی، این باکتری در معدۀ ۶۰درصد از افراد ۶۰ساله یافت می شود. از هر شش نفر فرد آلوده به این میکروب، یک نفر دچار زخم معده می شود. زخم معده در افراد با گروه خونی O دو برابر شایع تر است. هلیکوباکتر با زنجیره ای قندی، که فقط در افراد دارای گروه خونی O یافت می شود، به دیوارۀ معده می چسبد. این مسئله احتمالاً علت شایع تر بودن زخم معده در این افراد است. با آزمون هوای بازدمی، که در ۱۹۹۴ ابداع شد، می توان وجود هلیکوباکتر را در معده نشان داد. در این آزمون، بیمار مقدار کمی اورهمی خورد. اگر میکروب در معدۀ او وجود داشته باشد، اوره تجزیه می شود. سپس، فرد در دستگاه تنفس می کند و میزان ایزوتوپ های کربن در هوای بازدمی اش اندازه گیری می شود.

ارتباط محتوایی با زخم

زخم در جدول کلمات

زخم
جریحه, جراحت
زخم آ ب کشیده
ناسور
زخم اب کشیده
ناسور
زخم پوست بر اثر سوختگی
تاول
زخم چرکی پوست
دمل
زخم چرکینی که آب به آن نفوذ کرده باشد
ناسور
زخم زدن
جرح
زخم زلف
تاب
زخم سطحی روی پوست
خراش
زخم صورت
ریش

معنی زخم به انگلیسی

sore (اسم)
ریش ، جای زخم ، زخم ، جراحت ، دلریش کننده
ulcer (اسم)
ریش ، زخم ، زخم معده ، قرحه
gash (اسم)
لاف ، بریدگی ، جای زخم در صورت ، زخم
lesion (اسم)
غبن ، خسارت ، اسیب ، زخم ، جراحت
trauma (اسم)
ضغطه ، اسیب ، زخم ، ضربه روحی روان اسیب ، روان زخم
scotch (اسم)
خراش ، چاک ، اسکاتلندی ، زخم ، نوار چسب اسکاچ
wound (اسم)
خستگی ، ضرر ، زخم ، جراحت ، جریحه

معنی کلمه زخم به عربی

زخم
اذي , جرح بليغ , صدمة , قرحة , جرح
وخز
صفراء
طعنة
توبيخ , قرصة
اسرج
جرح , جرح بليغ , طعنة , ماجور
طلق ناري
قرحة
منيع
لدغة
مستنقع
قرحة
صدمة
مولم

زخم را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

پدرام
ریش
علی باقری
:
دکتر کزازی در مورد واژه ی " " می نویسد : (( زخم در شاهنامه ویژگی سبکی است و در معنی کوبه و ضربه به کار رفته است. این معنا و کاربرد زخم هنوز در واژه زخمه به معنی مضراب بازمانده است."زخم" در پهلوی با همین ریخت ،نیز با ریخت زهم zahm به کار می رفته است. ))
((چو این کرده شد ماکیان و خروس
کجا بر خروشد گه زخم کوس))
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 255.)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• عکس زخم   • درمان زخم عفونی   • زخم در جدول   • درمان زخم عمیق   • معنی زخم   • بریدگی زخم در جدول   • زخم دل   • درمان زخم های سطحی پوست   • مفهوم زخم   • تعریف زخم   • معرفی زخم   • زخم چیست   • زخم یعنی چی   • زخم یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی زخم
کلمه : زخم
اشتباه تایپی : col
آوا : zaxm
نقش : اسم
عکس زخم : در گوگل

آیا معنی زخم مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )