برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1559 100 1
شبکه مترجمین ایران

زبان شکسته

معنی زبان شکسته در لغت نامه دهخدا

زبان شکسته. [ زَ ن ِ ش ِ ک َ ت َ / ت ِِ ] (ترکیب وصفی ،اِ مرکب ) کنایه از زبان لکنت دار. (آنندراج ). کنایه از زبان الکن. (مجموعه ٔ مترادفات ص 191) :
تنها نه اشک راز مرا جسته جسته گفت
غماز رنگ هم به زبان شکسته گفت.
صائب.
غبار خط به زبان شکسته میگوید
که فیض صبح بناگوش یار را دریاب.
صائب.

زبان شکسته. [ زَ ش ِ ک َ ت َ / ت ِ ] (ن مف مرکب ) کژمژزبان. لال پتی :
گویی زبان شکسته و گنگ است بت ترا
ترکان همه شکسته ز بانگ تواند نون.
عماره.
رجوع به ناظم الاطباء ذیل شکسته زبان شود.

معنی زبان شکسته به فارسی

زبان شکسته
کنایه از زبان لکنت دار کنایه از زبان الکن
سخنی که با لکنت ادا شود زبانی که هنگام سخن گفتن به واسطه ترس و یا علل دیگر به لکنت افتد
زبان شکسته بسته

زبان شکسته را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• زبان شکسته چیست   • زبان محاوره ای چیست؟   • معنی زبان شکسته   • مفهوم زبان شکسته   • تعریف زبان شکسته   • معرفی زبان شکسته   • زبان شکسته یعنی چی   • زبان شکسته یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی زبان شکسته

کلمه : زبان شکسته
اشتباه تایپی : cfhk a;sji
عکس زبان شکسته : در گوگل

آیا معنی زبان شکسته مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )