برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1452 100 1

زبان بسته

/zabAnbaste/

معنی زبان بسته در لغت نامه دهخدا

زبان بسته. [ زَ ب َ ت َ / ت ِ ] (ن مف مرکب )خاموش. ساکت. غیر ناطق. (ناظم الاطباء) :
باده گیران زبان بسته گشادند زبان
باده خواران پراکنده نشستند بهم.
فرخی.
چو سعدی که چندی زبان بسته بود
ز طعن زبان آوران رسته بود.
(بوستان ).
تو دانی ضمیر زبان بستگان
تو مرهم نهی بر دل خستگان.
(بوستان ).
بهائم خموشند و گویا بشر
زبان بسته بهتر که گویا بشر.
سعدی.
|| غیرناطق. حیوان. (ناظم الاطباء). و این کلمه ای است که از راه رقت و شفقت گویند: امروز حیوان زبان بسته را آب نداده است : اگر ما مستحق عذابیم این چهار پایان زبان بسته بی گناه اند. (قصص الانبیاء ص 136).
بمرغ زبان بسته آواز ده
که پرواز پارینه را بازده.
نظامی.
|| کودک که هنوز سخن گفتن نتواند :
نه طفل زبان بسته بودی ز لاف
همی روزی آمد بجوفت ز ناف.
سعدی (بوستان ).
|| مجازاً، مردی احمق و گول. || گنگ. (ناظم الاطباء).

معنی زبان بسته به فارسی

زبان بسته
( صفت ) ۱ - خاموش ساکت صامت . ۲ - لال گنگ .
غیر ناطق حیوان کودکی که هنوز سخن گفتن نتواند

معنی زبان بسته در فرهنگ فارسی عمید

زبان بسته
۱. خاموش، ساکت: بهایم خموشند و گویا بشر / زبان بسته بهتر که گویا به شر (سعدی۱: ۱۵۵)، تو دانی ضمیر زبان بستگان / تو مرهم نهی بر دل خستگان (سعدی۱: ۱۹۸).
۲. گنگ، بی زبان.

زبان بسته در جدول کلمات

معنی زبان بسته به انگلیسی

dumb (صفت)
بی معنی ، بی صدا ، کند ذهن ، گنگ ، لال ، بی کله ، زبان بسته

معنی کلمه زبان بسته به عربی

زبان بسته
اخرس

زبان بسته را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی زبان بسته   • مفهوم زبان بسته   • تعریف زبان بسته   • معرفی زبان بسته   • زبان بسته چیست   • زبان بسته یعنی چی   • زبان بسته یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی زبان بسته
کلمه : زبان بسته
اشتباه تایپی : cfhk fsji
آوا : zabAnbaste
نقش : صفت
عکس زبان بسته : در گوگل

آیا معنی زبان بسته مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران