برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1390 100 1

زبان بدن

زبان بدن در دانشنامه آزاد پارسی

زبانِ بدن (body language)
(یا: زبان تن، زبانِ اشاره) رساندن پیام یا مفهومی از طریق حرکات بدن، جدا از کلام یا زبان علایم، یا به منظور تأکید بر مفهومی توأم با کلام. برخی از این حرکات ممکن است معنایی خاص داشته باشند؛ تکان دادن دست به نشانۀ خداحافظی یا فراخواندن کسی برای نزدیک شدن، از این گونه است. زبان بدن گاه توأم با کلام و به منظور تأکید بر آن کلام است، مانند تکان دادن مشت در هوا برای ابراز خشم و تکان دادن انگشت اشاره به قصد تهدید توأم با کلام. بعضی حرکات بدن مفهومی بین المللی دارند (ازجمله علامتV به معنای پیروزی)، امّا برخی دیگر در فرهنگ های متفاوت معانی مختلف و حتی متضاد را می رسانند. در بسیاری از نقاط جهان تکان سر به پایین نشانۀ «آری» و بالا انداختن آن علامت «نه» است، امّا در بعضی کشورهای بالکان عکس این معانی صدق می کند. زبان بدن ممکن است در جامعه ای جنبۀ مثبت داشته باشد. امّا همان حرکت در فرهنگی دیگر سوءتعبیر شود. بین زبان بدن با زبان های قراردادی (زبان علایم) مثلاً علایم انتقال مفاهیم به کرولال ها باید قایل به تفاوت شد. در نمایش های پانتومیم (لال بازی)، باله و برخی رقص های آیینی بدون کاربرد کلام، از زبان علایم استفاده می شود. ارتباط غیرکلامی از طریق نشانه های عمدتاً ناخودآگاه وضعیت و حرکات اندام مانند خمیازه کشیدن و خندیدن را هم زبان بدن گویند.

زبان بدن را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مجتبی عیوض صحرا
معنی: حالت های شخصیت،تَنگویی،پیکر بیان،آن!
body language !
این رفتار ها می تواند مربوط به :
1.وضعیت و حالت های بدنی(مثل: محلّ قرار گرفتن و چگونگی بدن مانند: سر و گردن،دست ها،پاها-نحوه دست دادن،نشستن،ایستادن،راه رفتن،خوابیدن و...)
2. حرکات بدن( مثل: حالت ها،ادا و اطوار ها((ژست ها)) )
3. اشارت(رمز و ایما) و جلوه های هیجانی صورت و چشم و ابرو و... باشد.

یکی از شیوه های بکارگیری زبانِ بدن: پانتومیم(ادا اطوار،ادا بازی)هست،که بارزترین نمونَش: چارلی چاپلین

این مبحث در ادبیات عاشقانه: آنچه عاشق را به سوی معشوق جذب می کند،
تنها زیبایی و خوشگلی معشوق نیست؛این که،معشوق چجوری دلبری می کند یا چگونه بدنش و اَعمالش را
بکار می گیرد تا به دل عاشق بشیند،موضوعی کلیدی و مهمتر است.
مثالی از شعر وحشی بافقی:
تو قد بینی و مجنون جلوه ی ناز / تو چشم و او نگاه ناوک انداز
تو مو بینی و مجنون پیچش مو / تو ابرو او اشارت های ابرو
یعنی: برای مجنون کرشمه،خرامیدن،گرازان و راه رفتن با ناز یار، دل انگیزتر از بلندی قد اوست-
افسون نگاه معشوق،عاشق را بیشتر مفتون می کند تا شکل چشمان او-
پیچش مو دلرباتر از خود مو است-اشارت ابرو مهمتر از خود ابرو است.

همه عواملی که به کیفیت و چگونگی بکارگیری بدن مربوط می شود در ادبیات فارسی (آن) می گویند.
این واژه قدمتی دراز دارد و شاعران زیادی درباره ی آن شعر سروده اند.
مثالی از شعر حافظ:
شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد / بنده ی طلعت آن باش که آنی دارد
معنی: معشوق(محبوب،زیبارو) کسی نیست که زیباست(مثل: مو خوشگل و کمر باریک و...)دارد/بنده ی چهره ی کسی باش که زبانِ بدن(حالت های شخصیت) جالبی داشته باشد.

اگه در شعر فرزاد فرزین به جای واژه ی حال،(آن) را بکار می بردیم شعر زیباتری می شد:
من به فدای نگاه تو / دوست دارم اینجوری آنِ تو!

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی زبان بدن   • مفهوم زبان بدن   • تعریف زبان بدن   • معرفی زبان بدن   • زبان بدن چیست   • زبان بدن یعنی چی   • زبان بدن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی زبان بدن
کلمه : زبان بدن
اشتباه تایپی : cfhk fnk
عکس زبان بدن : در گوگل

آیا معنی زبان بدن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )