برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1533 100 1
شبکه مترجمین ایران

رونق

/rownaq/

مترادف رونق: آبادانی، آبرو، آب وتاب، اعتبار، پیشرفت، تداول، جلا، جلوه، درخشندگی، رواج، روشنی، عمران، نضج، نمود

برابر پارسی: رواگ، روایی، نیکویی

معنی رونق در لغت نامه دهخدا

رونق.[ رَ / رُو ن َ ] (ع اِ) آب کار. (منتهی الارب ) (آنندراج ). روایی. نیکویی. (مقدمه ٔ لغت جرجانی ص 2). پیشرفت امر. (فرهنگ فارسی معین ). تیزی بازار. گرمی بازار.معرب از روایی. (یادداشت مؤلف ) : و نظام مملکت و رونق دولت... بازگشت. (سند بادنامه ص 10).
یارب چه رونقستی بازار ساحری را
گر چون دو چشمت او را یک گیرودار بودی.
خاقانی.
دشمنش داغ کرده ٔ زحل است
ازسعادت چه رونقش دانند.
خاقانی.
حواصل چون بود در آب چون رنگ
همان رونق در او از آب و از رنگ.
نظامی.
کردمی کوشکی که تا بودی
روزش از روز رونق افزودی.
نظامی.
نه ز ایمانم نشانی نه ز کفرم رونقی
در میان این و آن درمانده حیران چون کنم.
عطار.
گفت : تا رونق اولین بر جای ماند. (گلستان ).
شب پره گر نور آفتاب نخواهد
رونق بازار آفتاب نکاهد.
سعدی.
سالها دفتر ما در گرو صهبا بود
رونق میکده از درس و دعای ما بود.
حافظ.
- از رونق بردن کار کسی ؛ رواج او را بردن. آب کار آن را از بین بردن. از رونق انداختن :
آنرا که در کار آورد کارش ز رونق چون برد
کان کو بجان گوهر خرد حالی به دندان نشکند.
خاقانی.
- برونق ؛ بارونق. (یادداشت مؤلف ). روبراه. موفقیت آمیز :
کارم ازجود او برونق شد
هم خوهم تا شود برونق تر.
سوزنی.
- بی رونق ؛ بدون رواج. راکد. که رونق و رواج ندارد. کاسد :
ببخشای کآنانکه مرد حقند
خریدار بازار بی رونقند.
سعدی.
- رونق از چیزی ربودن یا رونق چیزی را بردن ؛ نیکویی و روایی آن را از بین بردن. از رواج و رونق انداختن آن :
بربود خزان ز باغ رونق
بستد ز جهان جمال به ستم.
ناصرخسرو.
این گنبد بی قرار ازرق
بربود ز من جمال و رونق.
ناصرخسرو.
آتش عیاره ای آب عیارم ببرد
سیم بناگوش او رونق کارم ببرد.خاقانی ...

معنی رونق به فارسی

رونق
تابش، فروغ، درخشش، زیبایی
( اسم ) ۱ - فروغ روشنایی . ۲ - حسن جمال . ۳ - رواج آب کار پیشرفت امر .
کساد ٠ بی مشتری ٠ بی رواج ٠
[high season] [گردشگری و جهانگردی] دوره ای از سال که در آن تعداد مسافران افزایش می یابد و نرخ اتاق و کرایۀ وسایل نقلیه از مواقع دیگر بیشتر است

معنی رونق در فرهنگ معین

رونق
(رُ نَ) [ ع . ] (اِمص .) ۱ - فروغ ، روشنایی . ۲ - زیبایی ، جمال . ۳ - رواج .

معنی رونق در فرهنگ فارسی عمید

رونق
۱. حالت پرمشتری بودن کالا و داد و ستد، رواج.
۲. فعال و شکوفا بودن چیزی، جلوه داشتن: با آمدن او خانه دوباره رونق گرفت.
۳. آبادی، آبادانی.

رونق در دانشنامه اسلامی

رونق التحبیر فی حکم السیاسة و التدبیر، تألیف ابو القاسم محمدبن ابو العلاء محمد بن محمد بن سماک عاملی اندلسی (زنده در نیمه دوم قرن 8 و اوایل قرن 9ق)، کتابی است به زبان عربی و با موضوع ادبیات سیاسی عرب، در دوره ای که تاریخ اسلامی رونق گرفت. این کتاب به ارتباطات سیاسی رعیت و سلطان در دوره ترقی و رشد حکومت اندلس پرداخته است .
زمان تقریبی نگارش این کتاب، حدود 797 تا 811ق، است .
مؤلف این کتاب را حاصل تجربیات سی وسه ساله خدمت صادقانه اش به سلطان می داند .
کتاب، توسط دکتر سلیمان قرشی تحقیق و مقدمه نگاری شده است.
این کتاب، مشتمل است بر: مقدمه محقق، تقدیم وی، مقدمه مؤلف و متن اصلی در چهل باب و یک خاتمه. مؤلف کتاب برای تألیف آن، به حدود شصت منبع ارجاع داده است .
این صفحه مدخلی از اثر آفرینان است
شاعر و عارف. مشهور به رونق علیشاه. وی از نوادگان خواجه نصیرالدین طوسی بود و در بم ولادت یافت و در کرمان مسکن گزید. او شاگرد و جانشینی نور علیشاه در شهر کرمان بود و بعد از رونق علیشاه، نظام علیشاه کرمانی شاگرد و جانشین وی شد. در کرمان وفات یافت.
میرزا محمدحسین در سرودن شعر استاد بود؛ چنان که گفته اند که پروین اعتصامی اشعار او را در دیوانش به نام خود چاپ می کرده است که این قول درست نمی نماید، چه هیچ تشابهی بین اشعار هر دو دیده نمی شود. از آثار وی: «دیوان» اشعار؛ «مرآت المحققین»؛ «غرایب» در احوال مشتاق علیشاه و تتمه ی کتاب «جنات الوصال» نور علیشاه است که سه دفتر از کتاب «جنات الوصال» از وی است.

رونق در دانشنامه ویکی پدیا

رونق
رونق (مهاباد)، روستایی از توابع بخش مهاباد شهرستان اردستان در استان اصفهان ایران است.
این روستا در دهستان همبرات قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۸ نفر (۴خانوار) بوده است.
رونق المجالس نام کتابی کهن به فارسی درباره صوفی گری است از نویسنده ای ناشناس. شیخ امام ابوحفص عمر بن حسن سمرقندی آن را گرد آورد. بعدها گزیده ای از آن نیز بدست مردی به نام عثمان بن یحیی بن عبدالوهاب میری نوشته شد. اصل رونق المجالس کتابی است به عربی دارای ۲۲ باب.
برای آگاهی بیشتر نگاه کنید به: دو رساله فارسی کهن در تصوف: منتخب رونق المجالس و بستان العارفین و تحفة المریدین. ویراسته احمدعلی رجائی، تهران ۱۳۵۴.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

رونق در دانشنامه آزاد پارسی

رونق (boom)
در اقتصاد، دوره ای از چرخۀ بازرگانیتوأم با گسترش اقتصاد و افزایش سریع تقاضای کل (کل تقاضا برای کالاها و خدمات). ویژگی این دوره، کاهش بیکاری اما افزایش تورم است.

رونق در جدول کلمات

رونق
رواج
رونق بازار
رواج
رونق داشتن
رواج
رونق و جلا
ابورنگ
رونق و رواج
اب
رونق و نشان
نمود
بودنش بر سر سفره نوروزی باعث رونق می شود
قران
بودنش در سر سفره نوروزی باعث رونق می شود
قران
عامل مهمی که باعث حرکت و رونق می گردد
انگیزه
گرمی و رونق کالا و بازار
رواج

معنی کلمه رونق به عربی

رونق را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شهریار آریابد
رونق تازی شده " روندگ " پارسی و از ریشه رفتن ، که واژه های دیگر مانند : روند ، روایی ، رواگ (رواج) ، روارو . ... از آن ساخته شده است.
روندگ بوستان = رونق بستان
روندگ کار و پیشه = رونق کسب و کار
شهناز اکبرزاده
گسترش
رنگ و لعاب
محدثه فرومدی
شکوفایی
حمیدرضا دادگر_فریمان
نمود،رواج،گسترش،آبادانی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• نشان و رونق در جدول   • مترادف پیشرفته   • هم خانواده کلمه رونق   • مترادف رشد یافته   • معنی رونق بازاری   • مترادف با رونق   • رونق بازاری در جدول   • واحدی برای اندازه گیری مسافت   • مفهوم رونق   • تعریف رونق   • معرفی رونق   • رونق چیست   • رونق یعنی چی   • رونق یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی رونق

کلمه : رونق
اشتباه تایپی : v,kr
آوا : rownaq
نقش : اسم
عکس رونق : در گوگل

آیا معنی رونق مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )