به فلانی
۱. ۹۹درصد زبان های گیتی دستور زبانشان برای همین ۲۰۰سال اخیر است. آن یک درصد دیگر زبان هایی مانند لاتین و سانسکریت و عربی هستند که به خاطر کاربرد دینی یا آیینی یا دانش در بسیاری از جاها باید آموخته میشدند، برای همین برایشان دستور زبان تدوین میشد. مخصوصا زبانی مانند عربی که از خراسان تا مراکش یا لاتین از بریتانیا تا رومانی کاربرد داشتند.
... [مشاهده متن کامل]
قدیمی ترین دستور زبان ها برای اول سانسکریت، و سپس یونانی است، هندیان نزدیک به ۲۵۰۰سال پیش نخستین جنبش ها برای تدوین یک دستور زبان برای سانسکریت را آغاز کردند، یونان هم که میتوان آن را زادگاه "فرهنگ غربی" دانست هم با فلاسفه و دانشمندان ریز و درشتش برای قاعده مند ساختن یونانی کوشید، که بعدها رومیان و سپس دیگر اروپاییان از ایشان تقلید کردند.
بماند که نوشته ت چرندی بیش نبود، ولی حتی اگر راست هم باشد، دلیلی بر بی قاعدگی فارسی نیست.
۲. نمونه ای از کاربرد پسوند اِش ( به شکل ایشن Išn ) در فارسی میانه:
کنشگر ( فارسی نو ) kunišngar ( ف. میانه )
کُنِشی ( ف. نو ) kunišnig ( ف. میانه ) ( به معنی بیش فعال به کار رفته به گمانم )
روش ( ف. نو ) ravišn ( ف. میانه )
جَهِش ( ف. نو ) jahišn ( ف. میانه )
۳. من خودم نوشتم که یورش را فارسی نمیدونم، لازم نکرده بهم یادآوری کنید، من برعکس شما دنبال واژه دزدی یا ناتوان نشان دادن زبان های دیگر نیستم.
همانطور که شِش در فارسی و شِش در عبری از یک ریشه نیستند، هیچ لزومی ندارد یورمک و رفتن هم از یک ریشه باشند .
۴. عقل سلیم میگوید که اگر هم این دو یکی باشند ( که باز میگویم لزومی ندارد ) ، زبانی آن را وام گرفته که پیشینه نوشتاری کمتری دارد. فارسی باستان را کنار بگذاریم، فارسی میانه انطباق ۸۰درصدی در دستور با فارسی نوین دارد، و ۱۷۰۰سال است که از این واژگان استفاده میکند.
اگر فارسی میانه به خط عربی نوشته میشد، یا فارسی نوین بر همان خط پهلوی میماند، بدون شک به آسانی می توانستیم هردو زبان را حتی دو زبان جدا هم ندانیم، بلکه گویش های یک زبان بدانیم، که در گستره ۱۸۰۰سال، تلفظ هایش تراشیده تر، دستورش کمی آسانتر ولی به طور کلی چارچوب ها یکی است.
آنچه ترکی است یورش است که دهخدا و معین و همه فرهنگ ها هم میگویند و کسی روی آن اختلاف ندارد.
ولی روش فارسی است و در متون پیش از اسلام فارسی هم بسیا. دیده میشود.
روش واژه ای فارسی از رَوِشن یا Ravishn در فارسی میانه است.
واژگان وی روشن ( گروش یا گرایش ) ، فراروش ( فرارفتن به معنی مهاجرت کردن یا در برخی جاها گریختن است. ) هم از آن ساخته شده.
پسوند شین را میتوان تا متون دو هزارساله فارسی میانه و پهلوی اشکانی یا حتی قدیمی تر هم ریشه یابی کرد. ( علت تاکید بر پهلوی اشکانی و ساسانی مانستگی بسیار بالای این دو زبان به فارسی، کردی، لری و بلوچی است، به ویژه فارسی میانه که فهم دو سویه حداقل ۵۰درصدی با فارسی نو دارد. )
... [مشاهده متن کامل]
نخستین نوشته حقیقی به زبان ترکی برای ۱۳۰۰سال پیش است، اگر بنا هم بر وام گیری باشن عقل سلیم انسان میگوید که ترکی از فارسی وام گرفته نه وارونش!
نمط
روش=هنجار
روش ( Roosh ) = حکم و فرمان
منبع. عکس فرهنگ ریشه واژگان فارسی دکتر علی نورایی
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
... [مشاهده متن کامل]
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹
کوبیدن، کوبش rosh
آرنگ
مشی
شرع
هنجار
بطور خلاصه و عامه فهم و پَسند، . . . تَلفیق واژگانِ راه و شیوه را ، روش گویند.
به معنی راهکار، و نحوه انجام، یا رسیدن به اهداف، مقاصد و یا منظور ها . . . در تعاملات پیش رو، موضوعات و یا مقاصد و . . .
... [مشاهده متن کامل]
روش ها معمولا مترادف با کلماتی همچون تاکتیک، و پولتیک نیز بکار می روند.
روش، راهکار، برنامه، شیوه، نحوه، نوع، و همگی این قبیل واژکان در جای مناسب خود معانی مشابه دارند.
که البته با حذف واو وبه صورت یورش نیز به فارسی وارد شده است و معنی حمله می دهد
روش کلمه ای تورکی است که از فعل یورومق به معنی راه رفتن گرفته شده است یورو ریشه ان بوده و وقتی ش اسم ساز تورکی می اید یوروش می شود که به معنی طریق و راه رفتن است که با حذف ی اول به صورت روش و به معنی طریق وارد فارسی شده است
راه، روش، شیوه، طریقه:
نَمَط
وضع
روش. طرز
جز این قَدَر نتوان گفت در جمال تو عیب
که وضع مِهر و وفا نیست روی زیبا را
حافظ
سبک و سیاق
روش . . . . . را در پیش گرفتن
سررشته
در گویش زبان بختیاری واژه روش ( Rush ) =به معنی برملا شدن ، آشکار شدن، هویدا شدن کاری یا چیزی که پنهان بوده
روش ( rush ) ؛ رووش . رویش . بالایش
آیین، ادب، اسلوب، باب، راه، رسم، رفتار، روال، روند، رویه، سبک، سنت، سیاق، سیر، سیرت، سیره، شعار، شیوه، طرز، طریق، طریقت، طریقه، طور، عادت، قاعده، قانون، متد، مذهب، مسلک، منوال، نحو، نحوه، نظام، نمط، نوع، وجه، وضع، هنجار
رَوِش: در پهلوی رَوِشْن rawišnبوده است.
( ( نگیرند مر یکدگر را گذر ؛
نباشد از این یک روش زاسْتر ) )
( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 202 )
روش ( method ) :[ اصطلاح علوم تربیتی]به مجموعه شیوه های و تدابیری گفته می شود که برای شناخت حقیقت و برکناری از لغزش به کار برده می شود به طور دقیق تر، روش به سه چیز اطلاق می شود؛ 1 - مجموعه طرقی که انسان
... [مشاهده متن کامل] را به کشف مجهولات و حل مشکلات هدایت می کنند. 2 - مجموعه قواعدی که هنگام بررسی و پژوهش واقعیات باید به کار روند 3 - مجموعه ابزار یا فنونی که آدمی را در مسیر رسیدن از مجهولات به معلومات راهبری می نماید. با توجه به توضیحات فوق، ملاحظه می شود که روش لازمه دانش است و هیچ دانشی بدون روش میسر نیست.
متد
Routine
شگرد
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢٩)