روسم

شبکه مترجمین ایران

لغت نامه دهخدا

روسم. [ رَ س َ ] ( ع اِ ) مهری که بدان سرهای خم را و مانند آنرا مهر کنند. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ). || مهر چوبی بزرگ که بدان غله را در انبارمهر کنند. ( ناظم الاطباء ). مهر خرمن. ( مهذب الاسماء ). || علامت و نشان. || آیین. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || بلا.( منتهی الارب ) ( آنندراج ). بلا و سختی. ( ناظم الاطبا ).

روسم. [ ] ( اِخ ) یکی از حکما که در صنعت کیمیا ( زرسازی ) بحث کرده و بعمل اکسیر تام دست یافته. ( ابن الندیم از یادداشت مؤلف ).

گویش مازنی

/roossem/ رستم – نامی برای مردان

ارتباط محتوایی

لغت نامه دهخداروسم. [ رَ س َ ] ( ع اِ ) مهری که بدان سرهای خم را و مانند آنرا مهر کنند. ( ناظم الاطباء ) ( از منته ...
معنی روسم، مفهوم روسم، تعریف روسم، معرفی روسم، روسم چیست، روسم یعنی چی، روسم یعنی چه،
برچسب ها: لغت نامه دهخدا، لغت نامه دهخدا با حرف ر، گویش ها و لهجه ها، گویش ها و لهجه ها با حرف ر، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف ر
کلمه: روسم
کلمه بعدی: روسمان کارولینای شمالی
اشتباه تایپی: v,sl
عکس روسم : در گوگل
معنی روسم

معنی یا پیشنهاد شما