برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1460 100 1

رودخانه

/rudxAne/

مترادف رودخانه: رود، شط، نهر

معنی رودخانه در لغت نامه دهخدا

رودخانه. [ ن َ / ن ِ ] (اِمرکب ) جای رود، و آن زمینی باشد که سیلاب رود در آن جاری شده باشد. (آنندراج ). بستر رود. مجرای رود. (ناظم الاطباء). زمینی که بر آن رود جاری است و مجازاً خود رود را هم رودخانه گویند. (ناظم الاطباء). رودکده. دکتر مستوفی در کتاب جغرافیای عمومی چنین آرد: با ریزش باران در روی دامنه هاآب از هر سو جریان می یابد و در بریدگیها متمرکز میشود. این بریدگیها غالباً خشک هستند ولی از شکل رگه رگه ٔ آنها میتوان حدس زد که از جریان آب پیدا شده اند. پس از چند فصل بارانی ، بریدگیها بهم نزدیک میشوند و کم کم جدار از بین میرود و بریدگی بزرگتری حاصل میشود. بیشتر دامنه ها در نواحی کوهستانی نشانه ای از این بریدگیها دارند که اگر آنها را برحسب جهت دنبال کنیم به حوضه ٔ سرچشمه یا دره ٔ رودخانه میرسیم. بریدگیهای بزرگ و کوچک و دره های خشک مجرای سیلاب هستند که خاصه در فصول بارانی آب به خود می بیند ولی در نواحی معتدل غالب این بریدگیها آبدار است و از اجتماع و برخورد آنها رودخانه تشکیل میشود. اگر مسیر رودخانه را از حوالی سرچشمه تا مصب آن دنبال کنیم در آن چند منطقه ٔ مشخص می بنیم که از لحاظ وضع پستی و بلندی و عمل فرسایشی رودخانه با یکدیگر فرق دارند. در قسمت علیای رودجریان آب نامنظم است و رودخانه هنوز صورت ثابتی بخود نگرفته است ، این قسمت را حوضه ٔ سرچشمه یا آبگیر گوییم. در قسمت میانه رودخانه با آب فراوان در بستری ثابت و در دره جریان دارد و این قسمت آبراهه است و سرانجام منطقه ٔ آخری نواحی مشرف به مصب است که در آن رودخانه با جریانی آرام به دریا می ریزد و شکل معمولی آن مخروط افکنه است. (از جغرافیای عمومی تألیف دکتر احمد مستوفی ج 1). و رجوع به رود شود :
دولت به سوی شاه رود یا به سوی تو
باران به رودخانه شود یا به آبگیر.
منوچهری.
مدد سیل پیوسته چون لشکر آشفته می دررسید و آب از فراز رودخانه آهنگ بالا داد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 262). آن رودخانه ٔ خونخوار با آن غزارت از حکم طهارت بیرون شد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1272 ص 355).
ای آنکه خانه بر ره سیلاب میکنی
بر خاک رودخانه نباشد معولی.
سعدی.
چو زین رودخانه فراتر گذشت
گذشتش ...

معنی رودخانه به فارسی

رودخانه
جای رود، بستررود، مجرای رود، نهربزرگ
( اسم ) ۱ - جایی که رود از آن عبور کند بستر رود . ۲ - رود نهر بزرگ .
دهی است از دهستان بالا رخ بخش کدکن شهرستان تربت حیدریه .
ده کوچکی است از دهستان گوه بخش سارودئیه از شهرستان جیرفت .
ده کوچکی است از دهستان طیبی بخش کهکیلویه از شهرستان بهبهان .
دریاچه ایست در عراق
ده کوچکی است از بخش بزمان شهرستان ایرانشهر .
دهی است از دهستان بزنجان بخش بافت از شهرستان سیرجان .
دهی است از دهستان دشت آب بخش بافت از شهرستان سیرجان .
ده کوچکی است از دهستان بهر آسمان بخش سارودئیه از شهرستان جیرفت .
[river forecast] [علوم جَوّ] پیش بینی آب دهی یا حالت مورد انتظار در یک زمان معین یا پیش بینی حجم کل شارش در یک یا چند نقطۀ رودخانه در یک بازۀ زمانی معین
دهی است از دهستان کنار رودخانه وفرقان بخش حومه شهرستان ساوه
دهی است از دهستان درختنگان بخش مرکزی شهرستان کرمان
دهی است جزئ بخش جعفر آباد شهرستان ساوه ناحیه ایست جلگه و دارای آب و هوای معتدل
...

معنی رودخانه در فرهنگ معین

رودخانه
(نِ) (اِمر.) رود، نهر بزرگ .

معنی رودخانه در فرهنگ فارسی عمید

رودخانه
۱. جای رود، بستر رود، مجرای رود.
۲. نهر بزرگ.

رودخانه در دانشنامه آزاد پارسی

فقط۰.۰۰۰۱ درصد تمامی آب کرۀ زمین در رودخانه ها جاری است. در واقع، در هر زمان معیّن مقدار آب موجود در جوّ ده برابر آبی است که در تمامی رودخانه های جهان یافت می شود. اما، این حقایق صریح، اهمیت رودخانه ها را از نظر چرخۀ آب جهان، و اهمیت آن ها برای موجودات زندۀ خشکی، ازجمله آدمی، غلط جلوه می دهد. رودخانه ها بخش بزرگی از سطح خشکی کرۀ زمین را زه کشی می کنند و توان بازدهی و ظرفیت آبی بسیار بالایی دارند (هر سال بیش از ۴۰هزار کیلومتر مکعب آب در دریا تخلیه می کنند). رودخانه ها از این حیث که جریان آبی قدرتمند و یک طرفه، و سراشیب بر آن حاکم است، زیستگاه هایی نامتعارفند. این جریان مواد را می ساید، منتقل می کند و سرانجام رسوب می دهد (رودخانه های جهان هر سال ۱۵ تا ۲۰میلیارد تن رسوب و نهشت به دریا حمل می کنند). تلاطم و برکشند (مَد) نیز مستقیم و غیرمستقیم بر حیات اکثر موجودات زندۀ رودخانه تأثیر می گذارد. زیستگاه های آب شیرین نسبت به دریا مکان های انعطاف ناپذیرتری به شمار می روند. این زیستگاه ها عمدتاً به علت ابعاد نسبتاً کوچکشان دستخوش نوسان های دمایی دامنه دارند، زیستگاه هایشان غالباً از لحاظ فیزیکی از یکدیگر مجزایند و ممکن است خشک شوند یا یخ بزنند. موجودات زنده ای هم که در آن جا زندگی می کنند باید بتوانند از عهدۀ حفظ و نگهداری موازنۀ نمک در بدن خود برآیند. متخصصان اکولوژی، برای درک کامل اکولوژی رودخانه باید حوزۀ آبریز آن را مطالعه کنند. از این حوزه است که رودخانه آب، مواد شیمیایی، و مواد مغذی خود را به دست می آورد. مثلاً، در رودخانه های کوچک جاری در جنگل های نواحی معتدل، گیاهان فتوسنتزی اندکی می توانند در سایۀ درختانی رشد کنند که در مسیر رودخانه روییده اند. بنابراین، چنین گیاهانی به برگ های خشکیده ای وابسته اند که از درختان یادشده فرو می افتند تا مواد مغذی این سیستم را تأمین کنند. این درختان از این حیث نیز مهم اند که مقدار آب ورودی به رودخانه را کاهش می دهند و علت افزایش آشکار سیلاب پس از جنگل تراشی نیز همین امر است. اجتماعات زیستی پایاب، به علت جریان آب و مواد مغذی به رویدادهایی که در جریان بالادست پیش می آیند، بسیار وابسته اند، این امر این نگرش را تقویت می کند که حوزۀ آب ریز کلید فهم اکولوژی رودخانه است.

نقل قول های رودخانه

رودخانه به بستر و مسیر حرکت «رود» گفته می شود که معمولاً عبارت «رودخانه» با «رود» اشتباه می شود و جای آن استفاده می شود. رودخانه ها معمولاً در اولین مرحله در پای کوه ها، تشکیل مخروط افکنه ها را داده و پس از طی مسیری با انباشت مواد آبرفتی خود به توسعه دشتها کمک می کنند.
• «انسان همچون رودخانه است که هر چقدر عمیق تر باشد آرام تر و متواضع تر است.» -> شارل دو مونتسکیو

ارتباط محتوایی با رودخانه

رودخانه در جدول کلمات

رودخانه
مغ
رودخانه آلمانی
راین
رودخانه ای در پاکستان
ایندوس
رودخانه ای در شمال خراسان
اترک
رودخانه ای در نزدیکی میانه
دیزج چای
رودخانه بلژیک
رودخانه بلژیک
رودخانه جیحون
امو
رودخانه مصر
نیل
رودخانه هیرمند
امو
بزرگترین رودخانه استان همدان
گاماسیاب

معنی رودخانه به انگلیسی

flow (اسم)
مد ، جریان ، گردش ، باطلاق ، بده ، روانی ، روند ، رودخانه
river (اسم)
رود ، رودخانه

معنی کلمه رودخانه به عربی

رودخانه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Afsaneh Nekooi
River
علی باقری
در زبان ترکی به رودخانه (چای)cay و در زبان ترکی استانبولی ) ırmak ائرماق ) گفته می شود .
کردی cem (چیم ) دقت شود به چم های کنار رودخانه
قزاقی �zen (اوزن ) دقت شود به رودخانه ی قزل اوزن
مغولی Golyn
قرقیزیdarıya ، تاجیکیDarjo ، ازبکیDaryo ، ترکمنیDer�a ، سندی درياهه ، اویغوری دەريا
هندی nadee ، تلوگوییNadi ، کاناراNadi ، مالایالامیnadi ، بنگالیNadī ، پنجابی Nadī ،گجراتیNadī مراتیNadī ، نپالی Nadī، عربیnahr ، تامیلیNati ،سوتویی جنوبی Noka ، اردو:ندی
بلاروسی ، اسلوونیایی ، بلغاری، روسی ، مقدونی ، چکی Reka ، اوکراینیRichka ، استونیایی ، اسلواکیrieka ، کرواتRijeka رومانیاییr�u،
آفریکانس، انگلیسی ، باسکی، بوسنیایی،پرتغالی،سوئدی،صربی،مالاگاسیایی،نروژی،هائیتیایی به رودخانه River گفته می شود
اسپرانتو Rivero ، فریزی غربی Rivier ، هلندیRivier، فرانسویRivi�re ،شونایی Rwizi ، لهستانیRzeka
کره‌ای gang سینهالیgan̆ga ( دقت شود به رودخانه گنگ)
ارمنی Gety
فنلاندیjoki ،هاوائیایی Kahawai ، جاوه‌ایKali ، ژاپنی Kawa ، هوسیاییKogi
ویتنامی S�ng ، سبوانو Suba ، اندونزیایی Sungai ، مالایی Sungai ، پشتو : سیند
مائوریایی Te awa ،یدی teykh ، خمری tonle
زولویی UMfula ، خوسایی UMlambo
لتونیایی Upe ، لیتوانیایی Upė ، کینیارواندایی Uruzi ،
ساموآیی Vaitafe ، سومالیایی Wabiga ، سوندایی Walungan ، امهری wenizi
مالتی Xmara ،
علی باقری
به رودخانه در زبان آذری چای در زبان ترکی استانبولی ایرماق گفته می شود . در زبان ارمنی به آب :" اؤر " گفته می شود .که در واژه ایرمان دیده می شود
علی باقری
در زبان آذری به رودخانه "چای " گفته می شود که از زبان تاتاری گرفته شده که تاتارها به آب چای می گویند .
نادر
رودخانه به ترکی: چایلاق
Anahita
ما خودمون زادگاه مون تبریزه و به ترکی به رود خانه چای گفته میشود.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• انشا رودخانه   • تشکیل رودخانه   • رودخانه ایران   • تفاوت رود و رودخانه   • رودخانه شعر   • سرگذشت رودخانه   • تعریف رودخانه   • رودخانه تعبیر خواب   • معنی رودخانه   • مفهوم رودخانه   • معرفی رودخانه   • رودخانه چیست   • رودخانه یعنی چی   • رودخانه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی رودخانه
کلمه : رودخانه
اشتباه تایپی : v,nohki
آوا : rudxAne
نقش : اسم
عکس رودخانه : در گوگل

آیا معنی رودخانه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )
شبکه مترجمین ایران