برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1573 100 1
شبکه مترجمین ایران

رمز

/ramz/

مترادف رمز: استعاره، اشاره، ایما، سمبل، کنایه، نکته، نماد، نمون، راز، سر، فن، قلق، لم

برابر پارسی: راز، سربسته، نهفته

معنی رمز در لغت نامه دهخدا

رمز. [ رَ ] (ع مص ) اشارت کردن به لب یا به ابرو یا به چشم. (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). به لب یا به چشم یا به ابرو یا به دهن یا به دست یا به زبان اشارت کردن. (منتهی الارب ). اشاره کردن به لبها یا چشم یا ابروان و یا دهان و ثعالبی در فقه اللغةآن را مختص به لب دانسته. (از اقرب الموارد). اشارت کردن پنهان. (ترجمان القرآن ). اشارت کردن. (از اقرب الموارد). || کرشمه و غمزه کردن. (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد). || برآغالانیدن کسی را. (منتهی الارب ). رَمَزان. (از اقرب الموارد). || پر کردن مشک را. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || گوسپندان را از راعی به جهت بد چرانیدن آن گرفتن و به راعی دیگر دادن. (منتهی الارب ). ناراضی شدن از طرز چرانیدن چوپان گوسفندان راو سپردن آنها را به چوپان دیگر. (از اقرب الموارد). || جنبیدن و بر جای جنبیدن. (منتهی الارب ). حرکت کردن. (از لسان العرب ). رمازة. (از متن اللغه )(از اقرب الموارد). || نرفتن از گرانی و فربهی : هذه ناقة ترمز؛ ای لاتکاد تمشی من ثقلها و سمنها. (منتهی الارب ). رمازة. (اقرب الموارد). || لاغر شدن گوسفند. || با صوتی خفی و آهسته آواز دادن. (از متن اللغة). || حزم و دوراندیشی. (از لسان العرب ) (از ذیل اقرب الموارد).

رمز. [ رَ / رُ / رَ م َ ] (ع اِ) اشاره یا ایماء. ج ، رموز. (از اقرب الموارد). اشارت به دست یا به چشم یا به ابرو یا به لب. (دهار). به لب یا چشم یا به ابرو یا به دهن یا به دست یا به زبان اشاره کردن. (منتهی الارب ). اشاره یا کنایه است که در جمیع کتب مشرق زمین علی العموم و در کتاب مقدس علی الخصوص بسیار است و آن بر دو قسم است صریح و غیرصریح. (قاموس کتاب مقدس ) : الاتکلم الناس ثلاثة ایام الا رمزاً. (قرآن 41/3). اهل تمیز را اندک از بسیار کافی بود و رمزی در تقریر بر فضایل و مآثر وافی. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).
دست بر سبلت نهادی در نوید
رمز، یعنی سوی سبلت بنگرید.
مولوی.
|| دقیقه. نکته. (یادداشت مؤلف ). || راز. سِرّ. چیز نهفته میان دو یا چند کس که دیگری برآن آگاه نباشد. (ناظم الاطباء). سخنی یا مطلبی یا موضوعی میان دو یا چند کس که از دیگران پنهان و نهفته باشد :
قول مسیح آنکه گفت زی پدر خویش
می شوم این رمز بودپیش افاضل. ...

معنی رمز به فارسی

رمز
ایمائ، اشاره بچیزی، رازنهفته، رموزجمع
۱ - ( مصدر ) پوشیده گفتن پوشیده نمودن بوسیله لب چشم ابرو دهن دست پا یا زبان موضوعی را فهماندن . ۲ - ( اسم ) ایمائ اشاره . ۳ - ( اسم ) راز نهفته سر . ۴ - نشانه مخصوصی که از آن مطلبی درک شود. ۵ - ( تصوف ) معنیی باطنی که مخزون در تحت کلام ظاهریست که غیر اهل را بدان دسترس نیست ( از لمع ۳۳۸ ) جمع رموز .
ابل رمز شتران فربه در شتر بمعنی چاق و فربه است و گویا مفرد آن ارمز باشد
[cipher] [رمزشناسی] خوارزمی/ الگوریتمی برای تبدیل متن اصلی به متن رمزی شده به نحوی که برای گیرندۀ غیرمجاز غیرقابل درک باشد متـ . رمزگذاری خوارزمی، رمزگذاری الگوریتمی encryption algorithm
[code] [عمومی] مجموعه ای از نشانه های قراردادی برای بیان و انتقال نوعی از اطلاعات متـ . شناسه 4 * معادل "شناسه" برای مواردی انتخاب شده است که منظور ممتاز یا مشخص کردن چیزی باشد.
[symbol] [عمومی، هنرهای تجسمی] نشانه ای که نمایانگر معنایی پنهان باشد متـ . نماد
[cascade cipher] [رمزشناسی] ترکیب چند خوارزمی/ الگوریتم رمز
( صفت ) آنکه آشنا بر رموز و اسرار است: [[ برهمن زادهای رمز آشنای روم و تبریز است ]] ( اقبال لاهوری ) .
[product cipher, superencryption] [رمزشناسی] رمزی که از ترکیب دو یا چند تابع رمزگذاری مختلف ساخته می شود
[stream cipher] [رمزشناسی] نوعی رمز متقارن که در آن با تولید رشته ای از بیت ها به نام جریان کلید و ترکیب آن با متن اصلی رمزگذاری انجام می شود
[auto-key cipher] [رمزشناسی] رمزی که در آن از متن اصلی یا دنبالۀ کلید اجرایی برای تولید کلید استفاده می کنند
[genetic code] [زیست شن ...

معنی رمز در فرهنگ معین

رمز
(رَ) [ ع . ] ۱ - (مص م .) پوشیده گفتن . ۲ - (اِمص .) ایماء، اشاره . ۳ - (اِ.) راز نهفته . ۴ - نشانه و علامت مخصوص .

معنی رمز در فرهنگ فارسی عمید

رمز
۱. راز نهفته، آنچه پنهان و پوشیده است، سِر.
۲. نشانه هایی برای دادن اطلاعات، کد.
۳. اشاره به چیزی، ایما.
۴. (تصوف) معنی باطنی کلام که تنها آگاهان بر آن وقوف دارند.

رمز در دانشنامه اسلامی

رمز
نوعی کنایه ، دارای خفا را رمز گویند.
قدما کنایه را از نظر وضوح و خفا، قلت و کثرت وسائط و سرعت یا کندی انتقال از مکنی به، به مکنی عنه به « ایماء »، « تلویح » و «رمز» تقسیم کرده اند. در «رمز» معنا مبهم و فهمیدن آن غالبا غیرممکن است؛ مگر این که کسی معنای آن را به ما بگوید. وسائط در آن نیز خفی است؛ به طوری که می توان گفت اصلا نمی توانیم وسائط را دریابیم و در نتیجه، انتقال از معنای ظاهر به باطن دشوار و گاهی غیرممکن است. به هر حال فهم مکنی عنه، دیریاب است؛ لذا رمز را یک نشانه و یک لغت باید تلقی کنیم و معنای آن را بیاموزیم. در این باره عریض القفا به معنای کودن را مثال زده اند. عریض القفا یعنی کسی که پشت سرش پهن یا صاف باشد؛ اما دقیقا معلوم نیست چرا چنین امری را نشانه بلاهت می دانستند. شاید کودن را کسی می پنداشتند که به سر او می زنند و آن قدر به سر او زده اند که پشت سرش پهن و صاف شده است.
نمونه قرآنی
از قرآن نیز آیه شریفه (احل لکم لیلة الصیام الرفث الی نسآئکم) را مثال آورده اند، که «رفث» به معنای گفتار زشت و با فرض این که شرایط رمز را دارد کنایه از جماع آورده شده است. و در آیه شریفه (وقالوا لجلودهم لم شهدتم علینا) «جلودهم» کنایه از «فروجهم» و ممکن است رمز باشد.
رمز
تکرار در قرآن: ۱(بار)
«رَمْز» در اصل، اشاره کردن با لب ها را گویند، به صدای آهسته نیز «رَمْز» گفته می شود; این واژه در گفتگوهای معمولی، معنای وسیع تری پیدا کرده و به هر سخن و اشاره و نشانه ای که مطلبی را مخفیانه یا به طور غیر صریح، برساند، رمز می گویند.
اشاره. راغب گوید: رمز اشاره است با لب و نیز به معنی صوت خفی است و غمز اشاره با ابرو است و هر کلام را که مانند اشاره باشد رمز گویند در مجمع گفته: رمز اشاره است با لب و گاهی در اشاره با ابر و چشم و دست به کار می‏رود ولی اوّلی اغلب است معنی این آیه و تفصیل آن در «زکریا» خواهد آمد انشاءاللّه. کلمه رمز فقط یکبار در قرآن یافته است.

رمز در دانشنامه ویکی پدیا

رمز
رمز (به آلمانی: Remse) یک شهر در آلمان است که در Zwickau (district) واقع شده است. رمز ۱٬۹۴۲ نفر جمعیت دارد.
رمز (به آلمانی: Remse) یک شهر در آلمان است که در Zwickau (district) واقع شده است. رمز ۱٬۹۴۲ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای آلمان
رمز (انگلیسی: Ramz؛ زادهٔ ۱۸ فوریهٔ ۱۹۹۷) موسیقی دان اهل بریتانیا است. وی از سال ۲۰۱۷ میلادی تاکنون مشغول فعالیت بوده است.
Ramz
در مبحث رمزنگاری، رمز XOR، گونه از رمزنگاری افزودنی است که بر اصول اولیه زیر استوار است:
در عبارات بالا ⊕ {\displaystyle \oplus } نشان دهنده عمل XOR بین دو عملوند است. به این عملیات گاهی اوقات جمع در پیمانه ۲ می گویند (یا تفریق، که فرقی ندارد). با داشتن چنین منطقی، یک رشته متنی از حروف را می توان با اعمال کردن عملگر XOR بیتی بر روی تک تک حروف آن رشته و با استفاده از یک کلید دلخواه، رمزنگاری کرد. برای اینکه متن رمزنگاری شده را رمزگشایی کرده و به حالت اولیه برگردانیم، کافیست مجدداً تابع XOR را با همان کلیدی که در هنگام رمزنگاری مورد استفاده قرار گرفته، بر روی متن رمزشده اعمال کنیم.
برای مثال، برای رمزنگاری کردن واژه «Wiki» که به اسکی می شود: 01010111 01101001 01101011 01101001، می توانیم تک تک حروف این کلمه را با 11110011 اکس اور کنیم:
و برای رمزگشایی هم مجدداً نتیجه ای که از مرحله رمزنگاری بدست آمده را با 11110011 اکس اور می کنیم:
رمز بین المللی پرچم در کشتی ها (انگلیسی: International maritime signal flags) اشاره به پرچم های مختلف برای برقراری ارتباط ب ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

رمز در دانشنامه آزاد پارسی

رَمْز (codon)
(یا: کدون) در ژنتیک، گروه های سه تایی بازها در یک مولکول دی اِن اِی یا آراِن اِی. این گروه جای اسید آمینۀ خاصی را در فرآیند ساخت پروتئین (پلی پتید) تعیین می کند. رمزگان ژنتیکی ۶۴ رمز دارد.

رمز در جدول کلمات

رمز
راز
رمز کتاب التهذیب شیخ طوسی
یب
بازیگر فیلم رمز داوینچی
تام هنکس
پر رمز و راز
مرموز
سخن به رمز و اشاره
ایما
سیاره پر رمز و راز
مریخ

معنی رمز به انگلیسی

secret (اسم)
سر ، رمز ، راز ، دستگاه سری
mystery (اسم)
هنر ، سر ، شبیه ، صنعت ، حرفه ، خفا ، پیشه ، رمز ، معما ، لغز ، راز
token (اسم)
نشانی ، نشان ، نشانه ، ژتون ، رمز ، یادبود ، علامت ، اجازه ورود ، یادگار ، یادگاری ، علامت رمزی ، کلمه رمزی ، علامت مشخصه ، بلیط ورود
sign (اسم)
اعلان ، اثر ، نشان ، نشانه ، صورت ، علم ، تابلو ، رمز ، علامت ، ژست ، ایت ، امضاء ، نشان گذاشتن
trick (اسم)
نیرنگ ، حقه ، رمز ، حیله ، خدعه ، شیادی ، بامبول ، شعبده بازی ، فوت و فن ، لم
crypt (اسم)
سردابه ، غار ، رمز ، دخمه ، حفره غدهای
code (اسم)
برنامه ، نظام نامه ، رمز ، قانون ، دستورالعملها
riddle (اسم)
سرند ، غربال ، رمز ، معما ، چیستان ، لغز ، جدول معما
cipher (اسم)
رمز ، حروف یا مهر رمزی ، عدد صفر ، صدر
symbol (اسم)
اشاره ، نشان ، علم ، رقم ، رمز ، مظهر ، نماد
enigma (اسم)
رمز ، معما ، چیستان ، لغز ، بیان مبهم
cryptogram (اسم)
رمز ، پیام پنهانی ، نوشته رمزی

معنی کلمه رمز به عربی

رمز
خدعة , رمز , صفر , لغز

رمز را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

parviz
اشارت
نیازعلی شمس
گذرواژه
نیازعلی شمس
راز
امین آریا
گذرواژه
امین آریا
گذر شمار
امین آریا
پنهانی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• رمز جی   • رمزبازی   • فراموشی رمز عبور جیمیل   • رمز عبور چیست   • معنی رمز   • جیمیل خود را فراموش کردم   • هفته نامه رمز عبور   • دانلود هفته نامه رمز عبور   • مفهوم رمز   • تعریف رمز   • معرفی رمز   • رمز چیست   • رمز یعنی چی   • رمز یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی رمز

کلمه : رمز
اشتباه تایپی : vlc
آوا : ramz
نقش : اسم
عکس رمز : در گوگل

آیا معنی رمز مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )