برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1557 100 1
شبکه مترجمین ایران

رس انداختن

معنی رس انداختن در لغت نامه دهخدا

رس انداختن. [ رُ اَ ت َ ] (مص مرکب ) تبلور. متبلور گشتن.
- رس انداختن شکر ؛ تبلور. متبلور شدن. کر زدن آن. (یادداشت مؤلف ).
- رس انداختن شیره و مانند آن ؛ متبلور شدن آن. (یادداشت مؤلف ).
- رس انداخته ؛ شکرکرزده. متبلور. (از یادداشت مؤلف ).

معنی رس انداختن به فارسی

رس انداختن
تبلور متبلور گشتن

رس انداختن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ریق رحمت یعنی چی   • ریق یعنی چه   • معنی واژه فقدان   • معنی داریه   • معنی گشتن به دنبال راه حل   • ريق رحمت   • یکی پس از دیگری   • معنی ریق رحمت   • معنی رس انداختن   • مفهوم رس انداختن   • تعریف رس انداختن   • معرفی رس انداختن   • رس انداختن چیست   • رس انداختن یعنی چی   • رس انداختن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی رس انداختن

کلمه : رس انداختن
اشتباه تایپی : vs hknhojk
عکس رس انداختن : در گوگل

آیا معنی رس انداختن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )