برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1436 100 1

راز

/rAz/

مترادف راز: پوشیده، رمز، سر، غیب، مصاص، نهفته، رنگ، فام، لون، گلکار

متضاد راز: علانیه

معنی اسم راز

اسم: راز
نوع: دخترانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: rāz) سِر، موضوعی یا مطلبی که از دیگران پوشیده و پنهان است، (در قدیم) پوشیده، پنهان، (در قدیم) رنگ - آنچه از دیگران پنهان نگاه داشته می شود، سِر

معنی راز در لغت نامه دهخدا

راز. (ع اِ) مهتر بنایان. ج ، رازة. و فی الحدیث : کان راز سفینة نوح جبرئیل علیه السلام ؛ ای رأس مدبری السفینة. (منتهی الارب ). رئیس بنایان و اصل آن رائز است چون شاک و شائک. (از اقرب الموارد). بنا. گلکار. (ناظم الاطباء) :
جان ز دانش کن مزین تا شوی زیبا از آنک
زیب کی گیرد عمارت بی نظام دست راز.
سنائی.

راز. (اِ) نهانی. سرّ. رمز. آنچه در دل نهفته باشد. (ناظم الاطباء). چیزی که باید پنهان داشت یا به اشخاص مخصوص گفت. (فرهنگ نظام ) :
مرا با تو بدین باب تاب نیست
که توراز به از من به سر بری.
رودکی.
به هر نیک و بد هر دوان یک منش
براز اندرون هر دوان یک کنش.
ابوشکور.
همی ساختی کار لشکر نهان
ندانست رازش کس اندر جهان.
فردوسی.
ازاو راز نتوان نهفتن که رایش
کند آشکارا همی هر زمانی.
فرخی.
رازیست این میان بهار و میان من
خیزم به پیش خواجه کنم رازش آشکار.
فرخی.
ترا گهر نه برای توانگری داده ست
خدایگان را رازیست اندر آن مضمر.
فرخی.
روزگار شادی آمد مطربان باید کنون
گاه ناز و گاه راز و گاه بوس و گه عناق.
منوچهری.
بتوان راز بوصل اندر پوشید بخلق
بفراق اندر پوشیده کجا ماند راز.
قطران.
چرا راز ازطبیب خویش پوشم
بلا بیش آورد گر بیش کوشم.
(ویس و رامین ).
نداند راز او پیراهن او
نه موی آگاه باشد در تن او.
(ویس و رامین ).
چون یگانه یافت راز خود با ایشان بگفت. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 102). مشرفی غلامان سرایی با وی بود [ مظفر ] سخت پوشیده چنانکه حوائج کشان و وثاقها نزدیک وی آمدندی و هرچه از غلامان رازی داشتی با وی بگفتند. (تاریخ بیهقی ص 274). نصر... ایشان را... یگانه یافت راز خود با ایشان بگفت. (تاریخ بیهقی ص 829).
بدو گفت بر تیغ این که یکی
شوم بنگرم راز چرخ اندکی.
اسدی.
هم از بخت ترسم که دمساز نیست
هم از تو که با ...

معنی راز به فارسی

راز
سر، مطلب پوشیده وپنهان، نهفته دردل، رازه، معمار، بنا، گلکار، والادگر، پیشه ساختن خانه بودن
۱ - ( اسم ) یکی از آلات بنایان جمع رازه ( لسان العرب ) . ۲ - گلکار طیان : بیکی تیر همی فاش کند راز حصار ور بر او کرده بود قبر بجای گل راز ( عسجدی لفت فرس ) .
دهی است از دهستان جرگلان بخش مانه شهرستان بجنورد .
دهی است از دهستان بابایی بخش چقلوندی شهرستان خرم آباد .
دهیست از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان زنجان .
نهان داشتن راز . مخفی کردن راز . پوشیدن سر .
تفتیش کنند. اسرار . جویند. راز . طلب کنند. سر جویای نهانی ها .
کنایه از سبزه و ریاحین است . راز زمین .
کنایه از راز دانستن و راز دریافتن . فهم اسرار کردن . دریافتن رازها .
( صفت ) آنکه رازی را حفظ کند راز نگهدار رازبان .
سر نگاهدارنده. محرم اسرار . راز دار . یاامین . یا که سری دارد که رازی دارد.
داشتن سر . دارا بودن راز . یا راز داشتن چیزی از کسی پنهان کردن آن مستور داشتن آن .
دانند. راز . آگاه بر سخن پوشیده . محرم راز .
راز دفیره . راز دبیریه . کتابه السر : رمز نویسی . کتابت اسرار و ترجمه ها .
راز دبیری ...

معنی راز در فرهنگ معین

راز
[ په . ] (اِ.) مطلب پوشیده ، امر پنهان .
(اِ.) = رز: رنگ ، لون .
[ معر. ] (اِ.) ۱ - یکی از آلات بنایان ج . رازه . ۲ - گلکار، طیان .

معنی راز در فرهنگ فارسی عمید

راز
کسی که پیشه اش ساختن خانه و سایر کارهای ساختمانی است، معمار، بنّا، گِل کار، والادگر: به یکی تیر همی فاش کند سرّ حصار / ور بر او کرده بُوَد قیر به جای گِل، راز (عسجدی: ۳۸).
۱. مطلب پوشیده و پنهان، سِر: تو را تا دهان باشد از حرص باز / نیاید به گوش دل از غیب راز (سعدی۱: ۱۰۸).
۲. شیوۀ رسیدن به چیزی: راز جوانی.
۳. (صفت) [قدیمی] پوشیده، نهان.
۴. (قید) [قدیمی] به طور پوشیده و پنهان.
* راز پوشیدن: (مصدر لازم) نهان داشتن راز، حفظ کردن اسرار، راز کسی را پوشیده داشتن: به پیر میکده گفتم که چیست راه نجات / بخواست جام می و گفت راز پوشیدن (حافظ: ۷۸۶).
* راز کردن: (مصدر لازم) [قدیمی]
۱. گفتن سِرّ خود به کسی، راز گفتن.
۲. مناجات کردن.
۳. نجوا کردن.
۴. آهسته و بیخ گوشی صحبت کردن: بپیچید و با خویشتن راز کرد / از انجام، آهنگ آغاز کرد (فردوسی: ۲/۱۲۵ حاشیه).
۵. (مصدر متعدی) نهفته داشتن، پوشیده داشتن.
* راز گشادن: (مصدر لازم) ‹راز گشودن› [قدیمی] آشکار کردن راز، فاش کردن سِرّ: به دوست گرچه عزیز است راز دل مگشای / که دوست نیز بگوید به دوستان عزیز (سعدی۲: ۷۰۱).
* راز گفتن: (مصدر لازم)
۱. با کسی سخن پوشیده گفتن، فاش کردن سِر، رازی را به کسی سپردن.
۲. بیخ گوشی صحبت کردن.
* رازونیاز:
۱. گفتن سِر و سخن پنهانی و خواستن حاجت.
۲. [مجاز] دعا و مناجات به درگاه خدای تعالی: زاهد چو از نماز تو کاری نمی رود / هم مستی شبانه و راز و نیاز من (حافظ: ۸۰۰).
۳. (موسیقی) گوشه ای در دستگاه همایون.
* رازونیاز کردن: راز و حاجت خود را با کسی (معشوق یا خدا) در میان نهادن، مناجات کردن به درگاه خدای تعالی.
گویندۀ راز، آن که سِرّی را فاش کند یا راز خود را به دیگری بگوید: شد آنگه برش رازگوینده تنگ / نهان دشنهٴ زهرخورده به چنگ (اسدی: ۱۱۹).

راز در دانشنامه اسلامی

راز
"سِرّ" به معنای مخفی کردن مطلب در دل است که معادل فارسی آن "راز" می باشد. بعضی موارد در قرآن کریم سر به معنای مخفی کردن چیزی و همچنین به معنای انجام دادن پنهانی کاری استعمال شده است.
"سِرّ" از ماده "سرر" در لغت به معنای پنهان کردن مطلبی در دل می باشد و "اسرار" به معنای گفتن راز پنهانی به کسی و سفارش به پنهان داشتن آن است. "اسرّ" از اضداد است؛ هم به معنای پنهان ساختن آمده و هم به معنای آشکار نمودن به کار رفته است.

سر و اسرار از منظر قرآن
سرّ و مشتقات آن ۳۳ مرتبه در قرآن کریم بیان شده که برخی مصادیق به معنای مخفی کردن چیزی آمده؛ مانند: «أَسَرُّوهُ بِضاعَةً»،
«و این امر را بعنوان یک سرمایه از دیگران مخفی داشتند.»
برخی دیگر به معنای فعلی را پنهانی انجام دادن آمده؛ مانند:«وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِیة»
«و از آنچه به آنها روزی داده ایم، در پنهان و آشکار انفاق می کنند.»
و در بیشتر موارد به معنای سخن پنهانی یا راز درون دل افراد است. و....

علم خداوند به اسرار عالم
بر اساس آیات قران کریم خداوند به همه اسرار عالم آگاه است و هیچ چیز از علم او مخفی نمی ماند:
«یعْلَمُ ما فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ یعْلَمُ ماتُسِرُّونَ وَ ماتُعْلِنُونَ وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِذاتِ الصُّدُور»
«آنچه را در آسمانها و زمین است می‏داند، و از آنچه پنهان یا آشکار می‏کنید، با خبر است و خداوند از آنچه در درون سینه ‏هاست، آگاه است‏.»
جمله «والله علیمٌ بذاتِ الصّدور» اعتراضیه است، تا شمول علم الهی را به «ماتُسرّون و ماتُعلِنون» آشکار سازد؛ یعنی خداوند نسبت به آن اسراری که در دل مردم بوده و خود از آن غافلند، آگاه است.
اساساً "سرّ" مربوط به انسان است و چیزی در عالم از خدای سبحان پوشیده نیست. به همین دلیل، خداوند یهود را سرزنش کرده و می فرماید: مگر نمی دانند که هیچ چیز بر خداوند پنهان نیست؟
یهودیان بشارت به پیامبر اسلام را که در کتبشان آمده بود، به عنوان راز (سرّ درونی مذهب خودشان)، از مسلمانان می پوشاندند و افشاکنندگان آن را سرزنش می نمودند:
«... قالُوا أَتُحَدِّثُونَهُمْ بِمافَتَحَ اللَّهُ عَلَیکُمْ لِیحَاجُّوکُمْ بِهِ عِنْدَ رَبِّکُم‏...»
«...می‏گویند: چرا مطالبی را ...


راز در دانشنامه ویکی پدیا

راز
راز به معنی موضوعی ست که از دیگران پنهان می شود.
راز (طایفه) طایفه ای در سیستان و بلوچستان
راز همچنین ممکن است اشاره به یکی از موارد زیر باشد:
راز (شهر) شهری در خراسان شمالی و مرکز شهرستان راز و جرگلان
راز (فیلم ۲۰۰۶) فیلمی آمریکایی به کارگردانی درو هریوت
راز (فیلم ۱۳۵۵) فیلمی به کارگردانی و نویسندگی نظام فاطمی
راز (مجموعه تلویزیونی) مجموعه تلویزیونی ایرانی به کارگردانی قاسم سیف محصول ۱۳۶۸
راز (کتاب) اثر نویسنده استرالیایی راندا برن
راز به معنی موضوعی ست که از دیگران پنهان می شود.
راز (طایفه) طایفه ای در سیستان و بلوچستان
راز (شهر) شهری در خراسان شمالی و مرکز شهرستان راز و جرگلان
راز (فیلم ۲۰۰۶) فیلمی آمریکایی به کارگردانی درو هریوت
راز (فیلم ۱۳۵۵) فیلمی به کارگردانی و نویسندگی نظام فاطمی
راز (مجموعه تلویزیونی) مجموعه تلویزیونی ایرانی به کارگردانی قاسم سیف محصول ۱۳۶۸
راز (کتاب) اثر نویسنده استرالیایی راندا برن
راز همچنین ممکن است اشاره به یکی از موارد زیر باشد:
«راز» (به انگلیسی: Secret) تک آهنگی از هنرمند اهل ایالات متحده آمریکا مدونا است که در ۲۷ سپتامبر ۱۹۹۴ (۱۹۹۴-09-۲۷) منتشر شد. این تک آهنگ در آلبوم قصه های وقت خواب قرار داشت.
این تک آهنگ در چارت های سوئیس در رتبه اول و در چارت های استرالیا، فرانسه، نیوزلند جزو ده ترانه اول قرار گرفت.
راز از شهرهای استان خراسان شمالی است که از توابع شهرستان راز و جرگلان قرار گرفته است و در سال ۱۳۸۵، تعداد ۵٫۲۲۷ نفر جمعیت داشته است.
مختصات و ارتفاع
منطقه راز در حدود ۴۵ کیلومتری مرز ایران و ترکمنستان و به مسافت ۱۲۰ کیلومتری شمال بجنورد قرار دارد.
راز در زمانهای قدیم جزء سرزمین نساو ابیورد ب ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

راز در دانشنامه آزاد پارسی

اصطلاحی عرفانی. عارفان راز را به معنیِ رابطۀ خاصی که بین عاشق و معشوق برقرار است به کار برده اند که، عاشق از شدّت مستی عشق و محو شدن در معشوق، در بیشتر موارد از درک چیستیِ آن رابطه ناتوان است. اشارۀ عارفان به این که از ابتدای عشق و چگونگی آن و نیز چگونگیِ جلبِ محبّت معشوق به سوی خود، کاملاً ناآگاه اند، ناظر به همین مقام است. گاه نیز راز و سِرّ (صورتِ عربی آن)، به معنیِ تجلّیِ خاصّی است که بر سالکی وارد شده و او از چگونگیِ مقدّمات حصول آن بی خبر است.

ارتباط محتوایی با راز

راز در جدول کلمات

راز
لو, رمز, سر
راز بی پایان
را
راز دار
محرم
راز مگوی حانمها
سن
راز ناتمام
را
راز نهفته
رمز
راز و نیاز
مناجات
از آنسو صفت راز است
رهمبرس

معنی راز به انگلیسی

secret (اسم)
سر ، رمز ، راز ، دستگاه سری
mystery (اسم)
هنر ، سر ، شبیه ، صنعت ، حرفه ، خفا ، پیشه ، رمز ، معما ، لغز ، راز
paint (اسم)
رنگ ، راز ، رنگ نقاشی ، سرخاب
hedgehog (اسم)
جوجه تیغی ، خارپشت ، راز ، ارمجی ، ادم ناسازگار
secrecy (اسم)
خفا ، راز ، اختفا ، پوشیدگی ، محرمانه بودن ، پنهان کاری ، رازداری ، سری بودن ، نهانکاری ، راز پوشی ، خفیه

معنی کلمه راز به عربی

راز
شر , عصابة , لغز
سري
کومونة
عارف

راز را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

اشکان
واژه در عبری هم هست و نمی دانم ایرانی است یا نه ولی واژه " سر " واژه ای اوستایی و پهلوی و ایرانی است
حمیدرضا دادگر_فریمان
پوشیده، رمز، سر، غیب، مصاص، نهفته

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• راز راندا برن   • دانلود راز   • راز جذب   • راز چیست   • راز (فیلم ۲۰۰۶)   • فیلم راز بازیگران   • معنی راز   • داستانهای راز   • مفهوم راز   • تعریف راز   • معرفی راز   • راز یعنی چی   • راز یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی راز
کلمه : راز
اشتباه تایپی : vhc
آوا : rAz
نقش : اسم
عکس راز : در گوگل

آیا معنی راز مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )