برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1436 100 1

راد

/rAd/

مترادف راد: جوانمرد، حر، فتا، باهمت، بخشنده، سخی، دلاور، دلیر، شجاع، حکیم، خردمند، دانشمند، فاضل

متضاد راد: ناجوانمرد

معنی اسم راد

اسم: راد
نوع: پسرانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: rād) (در قدیم) جوانمرد، آزاده، بخشنده، سخاوتمند - جوانمرد، بخشنده، سخاوتمند، خردمند، دانا

معنی راد در لغت نامه دهخدا

راد. (ص ) صاحب همت و سخاوت. (برهان ). سخی و جوانمرد. (آنندراج ). کریم و جوانمرد. (برهان ). بخشنده.جواد. مقابل سفله. (آنندراج ). گشاده دل :
حاتم طائی تویی اندر سخا
رستم دستان تویی اندر نبرد
نی که حاتم نیست با جود تو راد
نی که رستم نیست در جنگ تو مرد.
رودکی.
برادیش راد ماند بزفت
بمردیش مرد ماند بزن.
شاکر بخاری.
تشتر راد خوانمت هرگز (پرگست )
او چو تو کی بود بگاه عطا.
دقیقی.
یکی پهلوان بود دهقان نژاد
دلیر و بزرگ و خردمند و راد.
فردوسی.
بپرسیدش از راد و خردک منش
ز نیکی کنش مردم و بدکنش.
فردوسی.
همتی دارد عالی و دلی دارد راد
عادتی خوب و خوئی نیکو و رایی محکم.
فرخی.
هر کجا دست راد او باشد
نبود هیچکس ز خواسته تنگ.
فرخی.
خوی او خوب و روی او چون خویش
دل او راد و دست چون دل راد.
فرخی.
ای بدل ذویزن ، بوالحسن بن الحسن
فاعل فعل حسن ، صاحب دو کف ّ راد.
منوچهری.
باران چون پیاپی بارد بروز باد
چون دست راداحمد عبدالصمد بود.
منوچهری.
نجهد از بر تیغت نه غضنفر نه پلنگ
نرهد از کف رادت نه بضاعت نه جهاز.
منوچهری.
اگر نسبتم نیست یا هست حرّم
اگر نعمتم نیست یا هست رادم.
عسجدی.
کجا نه زفت خواهد بود و نه راد
همان بهتر که باشی راد و دلشاد.
(ویس و رامین ).
مردی بود که از وی رادتر و فراخ کندوری تر و حوصله دارتر و جوانمردتر از او کم دیدند. (تاریخ بیهقی ).
چو خواهی که شادی کنی راد باش
بهر کار با دانش و داد باش.
اسدی.
ز رادان همی شاه مانده است و بس
خریدار از او بهترم نیست کس.
اسدی.
ایزد همه ساله هست با مردم راد
بر مرد دری نبست تا دَه نگشاد.
قطران.
از آن داماد کایزد هدیه دادش
دل دانا و صمصام و کف راد. ...

معنی راد به فارسی

راد
سخی، بخشنده، جوانمرد، نجیب، کریم، شجاع، دلیر
( صفت ) دانشمند حکیم .
رد کننده . فلاراد لفضله پس نباشد منع کننده مرفضل او را .
[ گویش مازنی ] /raad/ رعد تندر
یکی از فرمانروایان آلمان بود
این نام در کتاب اخبار الدوله السلجوقیه بهمین صورت آمده است اما ظاهرا مصحف رو راور باشد . شهری نزدیک نهاوند .
نام یکی از مردم یونان . وی نسب خود را به ژوپیتر میرسانید .
صمغ درخت انجدانست که بعربی حلتیث خوانند .
نام یکی از نجبای ایرانیان معاصر بهرام گور پادشاه ساسانی .
شهریست در آلمان
[ گویش مازنی ] /raad bezaan/ مانند باد در رفتن از کار شانه خالی کردن
[ گویش مازنی ] /raad bazoan/ صدای تندر – رعد زدن
دارای دستی بخشنده . که با دست راد است . بخشنده . گشاده دست .
جوانمرد شدن . بخشنده شدن . سخا . سخاوت .
نام ملکه فرانسه .
( صفت ) ۱ - صاحب همت جوانمرد . ۲ - مرد کریم بخشنده .
یکی از شهرهای اکراین روسیه است که در نزدیکی کیف واقع شده است .
...

معنی راد در فرهنگ معین

راد
[ په . ] (ص .) ۱ - جوانمرد، بخشنده . ۲ - دانشمند، دانا.

معنی راد در فرهنگ فارسی عمید

راد
۱. جوانمرد، نجیب، آزاده.
۲. سخی، بخشنده، کریم: چو خواهی که شاهی کنی راد باش / به هر کار با دانش و داد باش (اسدی: ۲۳۹).
۳. خردمند، دانا.

راد در دانشنامه اسلامی

راد
معنی رَّعْدُ: رعد - تندر
معنی مَرَدَّ: برگرداننده (کلمه مرد مصدر ميمي از رد و به معناي راد ، برگرداننده است ، و مراد از روزي که برگردانندهاي براي آن نيست ، و کسي نيست که آن را از سوي خدا برگرداند ، روز قيامت است)
معنی سَنُرَاوِدُ: به زودي با نرمي و مهرباني درخواست خواهيم کرد(در اصل ازکلمه رود به معناي تردد و آمد و شد کردن به آرامي است به خاطر يافتن چيزي ، و کلمه رائد هم که به معناي طالب و جستجوگر علفزار است از همان ماده است اراده از ماده راد ، يرود که به معناي سعي در طلب چيز...
معنی رَاوَدتُّنَّ: شما زنان با نرمي و مهرباني درخواست کرديد(در اصل ازکلمه رود به معناي تردد و آمد و شد کردن به آرامي است به خاطر يافتن چيزي ، و کلمه رائد هم که به معناي طالب و جستجوگر علفزار است از همان ماده است اراده از ماده راد ، يرود که به معناي سعي در طلب چيزي است...
ریشه کلمه:
ردد (۵۹ بار)
این صفحه مدخلی از فرهنگ قرآن است
این اسم و صفت الهی به معنای بازگردانیدن است. این اسم و صفت به صورت فاعلی و فعلی مجموعاً هفت بار در قرآن آمده است.
فرهنگ قرآن، جلد 14، صفحه 320.
محمدعلی مهدوی راد، در سال ۱۳۳۴ در روستایی به نام «ینگجه»، از بخش «سرولایت» نیشابور متولد شد. مهدوی راد، به سال ۱۳۶۹، وارد دانشگاه شد و از همان آغاز، تدریس مقاطع تحصیلات تکمیلی را در علوم قرآن و حدیث به عهده گرفت.
«محمدعلی مهدوی راد»، به سال ۱۳۳۴ در روستایی به نام «ینگجه»، از بخش «سرولایت» نیشابور دیده به جهان گشود. مدرسه ابتدایی را در همان دیار گذراند و پس از آنکه با مقدماتی از ادب عربی در همان دیار آشنا شد، به سال ۱۳۴۸ وارد حوزه علمیه مشهد گردید و در مدرسه آیت الله العظمی میلانی که به شیوه ای نو و با برنامه ای منظم اداره می شد، تحصیل علوم دینی را آغاز کرد.
اساتید مشهد
وی در ۷ سال اقامت در حوزه علمیه مشهد، دروس ...


راد در دانشنامه ویکی پدیا

راد
کلمه راد در مقاله های زیر بکار برده شده است:
راد (یکای طول)، واحد سنجش طول.
راد (یکا)، واحد سنجش پرتو.
راد (به آلمانی: Rade) یک شهر در آلمان است که در اشتاینبورگ واقع شده است. راد ۱۰۰ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای آلمان
راد (به مجاری: Rád) یک شهرداری در مجارستان است که در ناحیه واتس واقع شده است. راد ۱۷٫۷۳ کیلومتر مربع مساحت و ۱٬۸۴۰ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای مجارستان
راد (به انگلیسی: Rad) واحد اندازه گیری دوز جذبی پرتو های یونیزه است. یک راد برابر با ۰٫۰۱ واحد گری است. این واحد برای اولین بار در سال ۱۹۵۳ در سیستم CGS تعریف شده است و واحد آن برابر با مقدار پرتویی است که بتواند ۱۰۰ ارگ انرژی را در یک جسم یک گرمی تولید کند. هرچند امروزه در یکای SI آنرا با گری جایگزین کرده اند، ولی در بسیاری از کشورها متداول است.
اثرات مخرب پرتو ها بر بدن بستگی به مقدار و زمان تابش دارد. مقادیر بیش از ۱۰۰۰ راد می تواند کشنده باشد. اگر ۱۰۰ تا ۲۰۰ راد در زمان کمتر از یک روز تابانده شود باعث بروز علائم مسمومیت پرتوی می گردد. پرتو های یونیزه میتواند شانس ابتلا به انواع سرطان ها را افزایش دهند. کمسیون بین المللی حفاظت در برابر پرتو مقادیر مؤثر و موارد خطر را معین می کند.
راد (به انگلیسی: Rod) یک یکای سنجش طول است.
یک راد برابر است با ۵۱⁄۲ یارد
یک راد برابر است با ۱۶۱⁄۲ پا
یک راد برابر است با ۱⁄۳۲۰ مایل
از تاریخ ۱ ژوئیهٔ ۱۹۵۹، که یارد با یکاهای متریک هماهنگ شد، یک راد برابر با ۵٫۰۲۹۲ متر است.
یک راد برابر است با یک پِرچ یا یک پُل است.
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

راد در دانشنامه آزاد پارسی

راد (rad)
یکای دوز جذب تابش. اکنون گری در دستگاه اِس آی جایگزین آن شده است؛ امّا راد هنوز هم رواج دارد. یک راد برابر۰.۰۱ گری است. بنا به تعریف، این یکا دوز جذب۰.۰۱ ژول انرژی تابشی بر کیلوگرم است. پیش تر به صورت دوز جذب انرژی ۱۰۰ ارگ بر گرم تعریف می شد.

ارتباط محتوایی با راد

راد در جدول کلمات

ساخته جمشید حیدری در سال 60 با شرکت سعید راد | آهو خردمند و داود رشیدی
مرز
ساخته حبیب کاوش در سال 62 با بازی سعید راد | جعفر والی | آهو خردمند و مرحوم شکیبایی
دادشاه
ساخته حبیب کاوش در سال 62 با حضور سعید راد | جعفر والی | آهو خردمند و خسرو شکیبایی
دادشاه
ساخته حبیب کاوش در سال 62 با شرکت سعید راد | جعفر والی | آهو خردمند و خسرو شکیبایی
دادشاه
ساخته فریدون گله با بازی سعید راد در سال 1351
کافر
ساخته کامران قدکچیان در سال 54 با بازی سعید راد | بهمن مفید و مهدی فخیم زاده
کمین
سریالی از حمید لبخنده با بازی مرحومه حمیده خیرآبادی | ثریا قاسمی | ایرج راد | لعیا زنگنه و پارسا پیروزفر در سال 77
درقلبمن
سریالی ساخته جمشید حیدری در سال 72 با بازی ایرج راد | شهلا ریاحی | سیروس گرجستانی و مرحومان منوچهر حامدی و جمشید اسماعیل خانی همراه نشر از صنایع ادبی است
سنگ و شیشه
فیلمی از قاسم جعفری با بازی سعید راد و مهدی سلوکی
پروانگی
فیلمی از مهرداد غفارزاده (1390) با بازی سعید راد و مهدی سلوکی
پروانگی

معنی راد به انگلیسی

upright (صفت)
راست ، درست ، عمودی ، نیکو کار ، راد ، درست کار ، قائم
honest (صفت)
صادق ، بامروت ، راد ، امین ، راستکار ، درست کار ، بی غل و غش
bounteous (صفت)
فراوان ، سخی ، سخاوتمند ، بخشنده ، باسخاوت ، پربرکت ، راد
free-handed (صفت)
سخی ، سخاوتمند ، راد ، دست باز ، گشاده دست

معنی کلمه راد به عربی

راد
مستقيم

راد را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رها
اسم برادرم راد هستش
عاشق این اسمم معنیش هم میشه � جوانمرد �
هرکی هم میگه راد اسم نیست یا اسم قشنگی نیست اشتباه کرده
مژگان
اسم پسر راد هستش،عاشقشم،خيلي با مفهوم و خاص
علی باقری
راد:
دکتر کزازی در مورد واژه ی " راد " می نویسد : (( راد در پهلوی در ریخت رات rāt بکار می رفته است.راد را با رای که بَرْنام پادشاهان هند است می توانیم سنجید . راد در ریخت " رد " نیز بکار برده شده است . نمونه رادر این بیت فردوسی " کنون من به بخت رد افراسیاب/ ... " ))
((یکی پهلوان بود دهقان نژاد؛
دلیر و بزرگ و خردمند و راد))
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 214)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• صبا راد قبل از عمل   • مرتضی علی آبادی   • صبا راد ویکی پدیا   • ازدواج صبا راد   • بیوگرافی صبا راد   • علت جدایی صبا راد از همسرش   • صبا راد ممنوع التصویر شد   • معنی راد   • مفهوم راد   • تعریف راد   • معرفی راد   • راد چیست   • راد یعنی چی   • راد یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی راد
کلمه : راد
اشتباه تایپی : vhn
آوا : rAd
نقش : صفت
عکس راد : در گوگل

آیا معنی راد مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )