برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1641 100 1
شبکه مترجمین ایران

دیپلمات

/diplomAt/

مترادف دیپلمات: سائس، سیاستمدار

متضاد دیپلمات: بی سیاست

معنی دیپلمات در لغت نامه دهخدا

دیپلمات. [ ل ُ ] (فرانسوی ، اِ) دیپلومات. کسی که شغل او دیپلوماسی باشد یا در این فن مهارت داشته باشد. آنکه از امور سیاسی مطلع است. سیاستمدار. سائس. رجوع به دیپلماسی شود.

معنی دیپلمات به فارسی

دیپلمات
سیاستمدار، شخص بصیروداناوکار آزموده درسیاست
( صفت اسم ) آنکه از امور سیاسی مطاع است سیاستمدار سائس .
[diplomat, diplomatic agent] [علوم سیاسی و روابط بین الملل] نماینده ای رسمی که در زمینۀ روابط خارجی برای حفظ و تأمین منافع ملی یک کشور فعالیت دارد

معنی دیپلمات در فرهنگ معین

دیپلمات
(لُ) [ فر. ] (اِمر.) سیاستمدار.

معنی دیپلمات در فرهنگ فارسی عمید

دیپلمات
کسی که عهده دار شغلی در زمینۀ رابطۀ سیاسی با کشورهای دیگر است.

دیپلمات در دانشنامه ویکی پدیا

دیپلمات
دیپلمات به فردی گفته می شود که دارای یک مقام رسمی از سوی دولت خود بوده و مسئولیت اجرای تصمیمات مربوط به سیاست خارجی را بر عهده دارد. دیپلمات فردی منصوب شده از سوی یک دولت است تا امور دیپلماسی را با دولت یا دولت های دیگر یا با سازمان های بین المللی اداره نماید. وظایف اصلی دیپلمات ها، بیان دیدگاه ها و حفظ منافع ملت های تابع دولت مذکور، تدوین و برقراری پیمان های راهبردی، انجام مذاکرات و رسیدن به توافق ها، و ارتقای روابط اطلاعاتی، تجاری و اقتصادی، فناوری و دوستی با سایر دولت ها است. دیپلمات های صاحب نام معمولاً در سازمان های بین المللی (مانند ملل متحد) و نیز شرکت های چند ملیتی به سبب تجارب مدیریتی و مهارت در مذاکره بکار گرفته می شوند. دیپلمات ها عضوی از روابط خارجی و گروه های دیپلماتیک ملت ها محسوب می شود.
وثوق رئیس دولت: مثلاً محمد مصدق در سال ۱۳۳۱ نصرالله انتظام را به دلیل این که به او اعتماد نداشت از مقام سفارت ایران در آمریکا برکنار کرد و الله یار صالح –حقوقدان و سیاستمدار باسابقه ای که برخلاف سلف خود در سیاست خارجی تجربه نداشت ولی از یاران مورد اعتماد خود بود– را به این مقام منصوب کرد.
دورکردن افراد از کشور: گفته می شود عباس امیرانتظام –از رجال سیاسی که پیشه وی مهندسی بود– به همین دلیل در سال ۱۳۵۸ توسط مهدی بازرگان به عنوان سفیر ایران در کشورهای اسکاندیناوی منصوب شد.
پوشش امنیتی: این رویه ای معمول در همه کشورهاست که عناصر امنیتی و اطلاعاتی خود را با پوشش یک دیپلمات به کشوری دیگر اعزام کنند تا در صورت برملاشدن اقدامات مخفیانه شان از مصونیت دیپلماتیک بهره مند شوند.
مأموریت فرادیپلماتیک: کشورها ممکن است مقامات امنیتی یا نظامی خود را با مأموریتی فراتر از سفارت به کشور دیگری بفرستند. به عنوان نمونه، برخی تحلیلگران معتقدند وظیفه اصلی ایرج مسجدی (سفیر فعلی ایران در عراق که سابقاً از فرماندهان ارشد سپاه قدس بوده) ایجاد هماهنگی بین گروه های شبه نظامی شیعه در این کشور است و تخصص نظامی او به این امر کمک می کند.
اقدام نمادین: حسن روحانی در سال ۱۳۹۷ حمیرا ریگی که از مقامات محلی وزارت کشور در استان سیستان و بلوچستان (و همچنین نخستین فرماندار زن اهل سنت در تاریخ جمهوری اسلامی) بود را به عنوان سفیر ایران در برونئی ان ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

معنی دیپلمات به انگلیسی

diplomat (اسم)
دیپلمات ، سیاستمدار ، رجل سیاسی ، سیاس ، سایس

معنی کلمه دیپلمات به عربی

دیپلمات
دبلوماسي

دیپلمات را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بهرام س
کاردار
آنیتا
سیاستمدار
ایرزاد
دیپلمات
با بازنگریست به واژه ی دیپلُماسی :
دیپلُماسی : گُزیرندگی ، گُزیری، گُزیرایی ، گزیرشمندی ...
دیپلمات : گُزیرنده ، گُزیر ، گُزیرا ، گُزیرشمند ، گُزیرشگر...
با واژه ی سیاست :
سیاسنده ، سیاسشمند، سیاسشگر ، سیسشوَر.‌..
سیاست پیشه ، سیاست ورز ، سیاست کار...
با واژه چانه زدن :
چانَنده ، چانشمند ، چانشگر ،چانشوَر...
رضا زمانی
کار کشته

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی دیپلمات   • شرکت ساختمانی دیپلمات   • پوشاک دیپلمات   • فروشگاه دیپلمات   • لباس دیپلمات   • دیپلماتیک یعنی چه؟   • دیپلمات در جدول   • سایت دیپلمات   • مفهوم دیپلمات   • تعریف دیپلمات   • معرفی دیپلمات   • دیپلمات چیست   • دیپلمات یعنی چی   • دیپلمات یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دیپلمات

کلمه : دیپلمات
اشتباه تایپی : nd~glhj
آوا : diplomAt
نقش : اسم
عکس دیپلمات : در گوگل

آیا معنی دیپلمات مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )